مهمترین اخبار خانه هنر ایرانیان:

#یادداشت | مشکل فرهنگ فقط بودجه نیست؛ مسئله، شیوه حکمرانی فرهنگی است

جیم کری

پویا عسکری
0 دیدگاه
05/04/14
جیم کری

جیم کری: از کمدی ناامیدی تا ستاره هالیوود

جیم کری (Jim Carrey)، متولد ۱۷ ژانویه ۱۹۶۲ در نیومارکت، انتاریو کانادا، یکی از تاثیرگذارترین و موفق‌ترین کمدین‌های تاریخ سینماست . او با بازی در فیلم‌های مطرحی همچون «Ace Ventura: Pet Detective»، «The Mask» و «Dumb and Dumber» در سال ۱۹۹۴ به شهرت جهانی رسید و توانست با سبک کمدی فیزیکی و چهره‌پردازی‌های منحصربه‌فرد خود، جایگاهی ویژه در دل مخاطبان پیدا کند . جیم کری نه تنها به خاطر توانایی‌اش در خنداندن مردم، بلکه به دلیل بازی‌های دراماتیک تحسین‌برانگیزش در فیلم‌هایی مانند «The Truman Show» و «Eternal Sunshine of the Spotless Mind» نیز شناخته می‌شود .

 

ریشه‌های کمدی در دل سختی

جیم کری دوران کودکی سختی را پشت سر گذاشت. خانواده‌اش با مشکلات مالی شدیدی دست و پنجه نرم می‌کردند و پدرش که آرزوی کمدین شدن داشت، به دلیل ترس از شکست، شغلی امن به عنوان حسابدار را انتخاب کرد، اما نهایتاً آن را نیز از دست داد .

این اتفاق باعث شد خانواده کری روزهای سختی را تجربه کنند و حتی مدتی را در یک ون زندگی کنند . جیم کری که برای کمک به خانواده از مدرسه انصراف داده بود، کارگری در کارخانه را تجربه کرد .

با این حال، این سختی‌ها منبع الهام اصلی کمدی او شد؛ او در مصاحبه‌ای معروف گفت: «استعداد کمدی من از ناامیدی سرچشمه می‌گیرد» .

او برای شاد کردن مادر بیمارش که در رختخواب بود، شروع به انجام حرکات کمدی و تقلید صداها کرد .

 

بیوگرافی جیم کری

زندگی نامه جیم کری

بازیگری جیم کری

فیلم های جیم کری

 

 

 

 

اوج ستاره‌شدن و نفوذ فرهنگی

در دهه ۱۹۹۰، جیم کری به یکی از پول‌سازترین بازیگران هالیوود تبدیل شد و اولین بازیگری بود که برای بازی در فیلم «The Cable Guy» دستمزد ۲۰ میلیون دلاری دریافت کرد . او همچنین برای بازی در فیلم‌های «The Truman Show» و «Man on the Moon» دو بار برنده جایزه گلدن گلوب شد . جیم کری در مصاحبه‌ای به تأثیرپذیری خود از بیل مورای و همچنین یک گربه‌ای که در خانه داشته، برای خلق شخصیت‌هایش اشاره کرده است . او همچنین پدرش را بزرگترین الگوی خود می‌دانست و معتقد بود که شخصیت‌هایش را بر اساس او خلق می‌کند .

زندگی شخصی و فلسفه وجودی

جیم کری در طول زندگی خود با افسردگی دست و پنجه نرم کرده و مدتی از داروهای ضدافسردگی استفاده می‌کرده است . او معتقد است که این دوره‌های تاریک به او کمک کرده تا نقش‌های عمیق‌تری مانند نقشش در فیلم «Eternal Sunshine of the Spotless Mind» را بازی کند . او همچنین در سخنرانی‌هایش، از جمله در دانشگاه مدیریت ماهاریشی، بر اهمیت شجاعت در انجام کاری که به آن عشق داریم تأکید کرده و گفته است: «شما می‌توانید در کاری که دوست ندارید شکست بخورید، پس بهتر است شانس خود را برای انجام کاری که دوست دارید امتحان کنید» . جیم کری در سال‌های اخیر به نقاشی روی آورده و به عنوان یک هنرمند نیز فعالیت دارد .

 

 

 


جیم کری؛ شعبده‌بازی که نقابِ خنده را کنار زد

اگر بخواهیم جیم کری را در یک جمله خلاصه کنیم، شاید بهترین توصیف این باشد: «بازیگری که تمام زندگی‌اش را صرفِ خنداندنِ دیگران کرد، تا فراموش کند خودش چقدر درد دارد.» جیم کری فقط یک کمدین نیست؛ او یک فیلسوفِ گوشه‌گیر در پوستِ یک دلقکِ هالیوودی است. شاید به‌همین‌دلیل است که تماشای فیلم‌های قدیمی‌اش امروز، با چشمی دیگر نگاه می‌شود؛ چون می‌دانیم پشتِ آن صورتِ کش‌دار و اغراق‌آمیز، مردی نشسته که سال‌ها با افسردگی جنگیده و برنده‌ی این جنگ، نه خنده، بلکه سکوتِ معناداری بوده است.

جیم کری در فقرِ مطلق بزرگ شد. پدرش آرزوی کمدین بودن داشت، اما ترس از گرسنگی او را به صندلیِ حسابداری کشاند – و نهایتاً همین شغلِ به‌ظاهر امن هم از دست رفت. خانواده‌ی کری در یک ون زندگی می‌کردند و جیم نوجوان برای زنده‌نگه‌داشتنِ روحیه‌ی مادرِ بیمارش، هر شب یک نمایشِ بداهه اجرا می‌کرد. انگار که خودِ زندگی به او گفته بود: «اگر می‌خواهی زنده بمانی، باید دیگران را بخندانانی.» و او این درس را چنان خوب آموخت که در ۱۹ سالگی راهی لس‌آنجلس شد و در کمدی‌کلاب‌ها چنان می‌درخشید که رابین ویلیامز خودش به دیدنش می‌آمد.

اما نقطه‌ی عطفِ حرفه‌ای جیم کری، سال ۱۹۹۴ بود؛ سالی که با سه فیلمِ پرفروشِ «ایس ونچورا»، «نقاب» و «ابله و احمق‌تر»، یک‌شبه به اسطوره‌ی کمدیِ فیزیکی تبدیل شد. انعطاف‌پذیریِ عجیبِ بدنش، عضلاتِ صورتش که انگار از لاستیک ساخته شده بودند، و حسِ بی‌زمانیِ شوخی‌هایش، او را از دیگر کمدین‌ها جدا کرد. اما چیزی که کمتر کسی متوجه شد، این بود که جیم کری با این همه جنب‌وجوش، درونش خالی‌ترینِ همه بود. خودش سال‌ها بعد اعتراف کرد: «من هیچ‌وقت برای خندیدنِ خودم کمدی نکردم؛ همیشه برای نجاتِ دیگران کمدی می‌کردم.»

و شاید به‌همین‌دلیل بود که وقتی در اواخر دهه‌ی ۹۰ نقش‌های جدی‌تر به او پیشنهاد شد، چنان درخشید که همه مات کردند. «نمایشِ ترومن» و «درخششِ ابدیِ یک ذهنِ پاک» نشان داد که جیم کری بازیگری است با عمقی فراتر از یک چهره‌ی ماسک‌دار. او در این فیلم‌ها دیگر نمی‌خنداند؛ او تماشاگر را به فکر فرو می‌برد. او نشان داد که کسی که سال‌ها نقشِ دلقک را بازی کرده، شاید بیش از هر کس دیگری رنجِ آدمی را درک می‌کند.

در سال‌های اخیر، جیم کری از هالیوود فاصله گرفته و به نقاشی روی آورده است. نقاشی‌های او پر از چهره‌های کج‌وکوله، رنگ‌های درهم‌ریخته و چشم‌هایی غمگین است – انگار همان شخصیت‌هایی که در فیلم‌ها می‌ساخت، حالا روی بوم زنده شده‌اند. او در سخنرانی‌هایش مدام می‌گوید که «هویت، یک توهم است» و «پول، خوشبختی نمی‌آورد». شاید باور این حرف‌ها برای کسی که روزی ۲۰ میلیون دلار دستمزد می‌گرفت، سخت باشد، اما وقتی به چشم‌هایش نگاه می‌کنی، می‌فهمی که راست می‌گوید.

جیم کری امروز برای ما بیشتر از یک بازیگر است؛ او یادآوری است که بزرگ‌ترین لبخندها گاهی پشتِ بزرگ‌ترین زخم‌ها پنهان می‌شوند. و شاید پیامِ زندگیِ خودش این باشد که برای خنداندنِ دنیا، لازم نیست خودت خوشبخت باشی؛ گاهی کافی است صادق باشی. و همین صداقتِ تلخ، او را برای همیشه در تاریخ سینما ماندگار کرده است – نه به‌عنوانِ یک کمدین، بلکه به‌عنوانِ یک انسانِ واقعی که نقابِ خنده را کنار زد تا خودش را نشان بدهد

برچسب ها : ,
نظرات

نوشته مشابه

پشتیانی خانه هنر