مهمترین اخبار خانه هنر ایرانیان:

#یادداشت | مشکل فرهنگ فقط بودجه نیست؛ مسئله، شیوه حکمرانی فرهنگی است

زخم کاری

پویا عسکری
0 دیدگاه
05/04/21
زخم کاری

سریال «زخم کاری»؛ روایتی از سقوط در چرخه‌های بی‌پایان خشونت

سریال «زخم کاری» به کارگردانی محمدحسین مهدویان را بی‌گمان باید یکی از مهم‌ترین و اثرگذارترین مجموعه‌های نمایش خانگی ایران در سال‌های اخیر دانست. زخم کاری که از فصل اول خود با اقتباسی آزاد از رمان «بیست زخم کاری» نوشته محمود حسینیزاد و نمایشنامه «مکبث» ویلیام شکسپیر آغاز شد، توانست در مدت زمان کوتاهی به پدیده‌ای فراتر از یک اثر نمایشی تبدیل شود؛ پدیده‌ای که ابعاد آن از صفحه نمایشگرها فراتر رفت و به گفتمانی اجتماعی در فضای مجازی و محافل نقد بدل گشت .

اما این مسیر پرفراز و نشیب، به‌ویژه پس از تمدید سریال برای فصل‌های بعدی، با چالش‌های فراوانی روبه‌رو شد. در این مقاله، چهار فصل این مجموعه را از جنبه‌های مختلف روایی، بازی‌گیری و نقد فنی بررسی خواهیم کرد و نقاط قوت و ضعف آن را در پرتو استقبال و انتقاد مخاطبان و منتقدان واکاوی می‌نماییم.

فصل اول زخم کاری؛ طلوع یک اثر درخشان در ژانر جنایی

فصل نخست «زخم کاری» که در ۱۵ قسمت پخش شد، با استقبال بی‌سابقه‌ای روبه‌رو گردید. این مجموعه با میانگین ۲۰ میلیون دقیقه تماشا، به پربیننده‌ترین مجموعه نمایش خانگی تبدیل شد و در بیست‌و‌یکمین دوره جشن حافظ، توانست جوایز متعددی از جمله بهترین مجموعه تلویزیونی و بهترین بازیگر زن درام برای رعنا آزادیور را از آن خود کند .

داستان فصل اول، روایتی پرکشش از جاه‌طلبی و سقوط اخلاقی است. مالک مالکی (با بازی جواد عزتی)، مردی از طبقه پایین جامعه که با حمایت حاج عمو ریزآبادی (سیاوش طهمورث) به جایگاهی رفیع در هلدینگ خانوادگی رسیده، در دام تحریک‌های همسرش سمیرا (رعنا آزادیور) گرفتار می‌شود و دست به قتل حاج عمو می‌زند تا به قدرت مطلق دست یابد. این شروعِ یک سقوط اخلاقیِ بی‌پایان است؛ سقوطی که نه‌تنها مالک، بلکه همه اطرافیانش را به کام نابودی می‌کشاند .

نقش‌آفرینی جواد عزتی در نقش مالک، یکی از نقاط قوت بی‌بدیل این فصل محسوب می‌شود. عزتی به‌عنوان بازیگری که پیش‌تر در آثار کمدی شناخته شده بود، با بازی در این نقش دراماتیک و چندلایه، توانایی‌های گسترده خود را به‌نمایش گذاشت. در کنار او، رعنا آزادیور با ایفای نقش سمیرا به‌عنوان یک «فم‌فاتال» یا زن اغواگر و جاه‌طلب، یکی از ماندگارترین شخصیت‌های زن تاریخ تلویزیون ایران را خلق کرد. تحلیل‌های صورت‌گرفته از فضای مجازی نشان می‌دهد که رضایت مخاطبان از بازیگران فصل اول بیش از ۹۵ درصد بوده است .

با این حال، حتی فصل موفق اول نیز از نقد مصون نماند. منتقدان به فیلمنامه‌ای اشاره کردند که در میانه‌ها قدری دچار افت می‌شود و در پایان‌بندی، با خروج ناگهانی از فضای گانگستری به سمت اخلاقی‌سازی‌های کلیشه‌ای، بخشی از اعتبار ساخته‌شده را خدشه‌دار می‌کند . همچنین نمایش پررنگ مفاهیمی مانند خیانت، مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلی و روابط نامشروع، از سوی برخی والدین و منتقدان، به‌عنوان نقطه‌ضعف محتوایی مورد نقد قرار گرفت .

فصل دوم زخم کاری؛ «بازگشت»ی که آغازی بر افول بود

فصل دوم با نام «بازگشت» و با نگاهی به نمایشنامه «هملت» شکسپیر ساخته شد . داستان این فصل که به‌نوعی ادامه‌روایت قتل پدر و داستان انتقام‌گیری میثم (مرتضی امینی‌تبار)، پسر مالک است، نقطه‌عطفی منفی در کیفیت سریال محسوب می‌شود. غیبت جواد عزتی به‌عنوان شخصیت محوری و قرار گرفتن مرتضی امینی‌تبار در نقش اصلی، یکی از مهم‌ترین دلایل نارضایتی مخاطبان بود. تحلیل‌های فضای مجازی نشان می‌دهد که تنها ۱۸ درصد محتوای تولیدشده درباره بازی امینی‌تبار، رضایت مخاطبان را جلب کرده است .

در این فصل، شخصیت مسعود طلوعی با بازی کامبیز دیرباز به‌عنوان آنتاگونیست جدید معرفی می‌شود؛ اما پرداخت ضعیف این شخصیت و فقدان ابهت لازم برای یک ضدقهرمان قدرتمند، عملاً جذابیت درگیری‌های سریال را کاهش داد. منتقدان، فصل دوم را «ضعیف و شلخته» توصیف کرده‌اند و آن را سریالی می‌دانند که صرفاً برای رسیدن به آن ۳۰ ثانیه پایانی و بازگشت مالک به قصه ساخته شده است .

فصل سوم زخم کاری؛ «انتقام»ی که نتوانست شکاف‌ها را پر کند

فصل سوم با عنوان «انتقام» و با نگاهی به «شاه لیر» و «ریچارد سوم» ساخته شد . در این فصل، مالک برای انتقام مرگ پسرش به میدان بازمی‌گردد و در نهایت، طلوعی را در ترکیه به قتل می‌رساند. هرچند این فصل نسبت به فصل دوم بهبود نسبی یافته و میزان رضایت مخاطبان به ۶۰ درصد افزایش یافته، اما همچنان با انتقادات جدی روبه‌رو بود .

مهم‌ترین نقد به فصل سوم، فیلمنامه‌ای است که از منطق روایی تهی شده است. برخی منتقدان، قصه‌گویی این فصل را «شترگاوپلنگ» خوانده‌اند که در آن شخصیت‌ها بدون دلیل منطقی وارد قصه می‌شوند یا از آن خارج می‌گردند. به‌عنوان مثال، خروج آسان و بی‌دلیل دو دختر طلوعی از کشور درحالی‌که مظنون به قتل هستند، یا سفر مالک به ترکیه در عرض چند ثانیه و بازگشت او پس از قتل، از جمله مواردی است که به‌عنوان «توهین به شعور مخاطب» از آن یاد شده است . ضعف شخصیت‌پردازی طلوعی نیز که ادامه‌ی همان مشکل فصل دوم بود، از توازن و درام حذف این شخصیت کاسته است.

فصل چهارم زخم کاری؛ «مجازات» و پایان‌بندی فرسایشی

فصل چهارم با نام «مجازات» و با نگاهی به «اتللو» ساخته شد و در ۹ قسمت به پایان رسید . این فصل کوتاه‌ترین فصل سریال بود و به سرنوشت نهایی شخصیت‌ها پس از به قدرت رسیدن مجدد مالک پرداخت. با این حال، آن‌چه در طول چهار فصل از «زخم کاری» مشهود است، نوعی فرسایش تدریجی در کیفیت روایی و شخصیت‌پردازی است.

فصل 1 زخم کاری

فصل 2 زخم کاری

فصل 3 زخم کاری

فصل 4 زخم کاری

بازیگران زخم کاری

جمع بندی زخم کاری

جمع‌بندی نهایی؛ سریالی در مسیر نزولی

«زخم کاری» را می‌توان از منظر تأثیر بر مخاطب و ایجاد گفتمان در فضای جامعه ایرانی، یک پدیده بی‌نظیر دانست. اقتباس هوشمندانه از ادبیات کهن در فصل اول، انتخاب بازیگرانی کاربلد همچون جواد عزتی و رعنا آزادیور و موسیقی متن تأثیرگذار (با تیتراژهایی از بهنام بانی، محسن چاوشی و مهدی دارابی) از نقاط قوت این مجموعه است .

اما در سوی مقابل، تمدید یک اثر موفق بدون داشتن نقشه راهی مدون برای چند فصل، به‌مرور آن را به اثری ملال‌آور تبدیل کرد. فقدان برنامه‌ریزی بلندمدت، شخصیت‌پردازی ضعیف آنتاگونیست‌ها، فیلمنامه‌ای که در فصل‌های پایانی از هرگونه منطق روایی تهی شد و خروج از چارچوب اقتباس وفادارانه، از جمله عواملی بودند که «زخم کاری» را از یک اثر درخشان در فصل اول، به سریالی متوسط و گاه ضعیف در فصل‌های بعدی تنزل دادند .

«زخم کاری» در نهایت، به‌مثابه آیینه‌ای برای نمایش ظرفیت‌ها و آفات صنعت نمایش خانگی ایران عمل کرد؛ نشان داد که چگونه می‌توان با یک شروع خوب و اقتباسی هوشمندانه، امیدها را برانگیخت و سپس با تصمیم‌گیری‌های نادرست تولیدی و فیلمنامه‌ای، آن امید را به یأس بدل کرد. این سریال هم‌چنان نقطه عطفی در کارنامه بازیگرانی چون جواد عزتی و رعنا آزادیور به‌شمار می‌رود، اما به‌عنوان یک کل، سندی است بر این حقیقت که در دنیای سریال‌سازی، کمیت (افزایش فصل‌ها) هرگز نمی‌تواند جایگزین کیفیت و اصالت روایت شود.

جواد عزتی در نقش مالک مالکی

بی‌شک جواد عزتی، نقش‌آفرینی‌اش در نقش مالک، قلب تپنده سریال محسوب می‌شود. او که پیش‌تر بیشتر در آثار کمدی شناخته شده بود، با بازی در این نقش دراماتیک و چندلایه، توانایی‌های گسترده خود را به‌نمایش گذاشت و یکی از ماندگارترین شخصیت‌های تاریخ سریال‌سازی ایران را خلق کرد . بازگشت او در فصل سوم و چهارم، یکی از اصلی‌ترین دلایلی بود که مخاطبان را پای سریال نگه داشت . تحلیل‌های فضای مجازی نشان می‌دهد که ۹۵ درصد از محتوای مرتبط با بازی جواد عزتی در این سریال، رضایت مخاطبان را جلب کرده است .

رعنا آزادیور در نقش سمیرا بخشی

رعنا آزادیور با بازی در نقش سمیرا، همسر جاه‌طلب و فتنه‌گر مالک، به یکی از نقاط قوت بی‌بدیل سریال تبدیل شد . شخصیت سمیرا به‌عنوان یک زن اغواگر و قدرت‌طلب، عمیقاً در ذهن مخاطبان نقش بست. این نقش‌آفرینی برای آزادیور جایزه بهترین بازیگر زن درام تلویزیونی را در جشن حافظ به ارمغان آورد . استقبال از بازی او به‌حدی بود که ۹۸ درصد از محتوای مرتبط با وی در فضای مجازی مثبت ارزیابی شده است . سبک پوشش شخصیت سمیرا با پالت رنگی خنثی و کت‌های کوتاه، که طراح‌اش آرتا ماهان بود، نیز در تکمیل این شخصیت نقش مهمی داشت .

مرتضی امینی‌تبار در نقش میثم مالکی

در نقطه‌ مقابل، مرتضی امینی‌تبار که در فصل دوم نقش اصلی را بر عهده داشت، با واکنش‌های بسیار منفی مخاطبان روبه‌رو شد. غیبت جواد عزتی و سپردن نقش اصلی به امینی‌تبار، از مهم‌ترین دلایل نارضایتی بینندگان بود . تنها ۱۸ درصد از محتوای مرتبط با بازی او در فضای مجازی مثبت بوده است . منتقدان، بازی او را ضعیف و فاقد جذابیت‌های شخصیت مالک دانسته‌اند و معتقدند که ساختار داستانی فصل دوم نیز نتوانست این کمبود را جبران کند .

دیگر بازیگران کلیدی

کامبیز دیرباز در نقش مسعود طلوعی، آنتاگونیست فصل‌های دوم و سوم، علی‌رغم سابقه درخشان، نتوانست آن‌گونه که باید در این نقش بدرخشد. منتقدان معتقدند پرداخت ضعیف این شخصیت و فقدان ابهت لازم برای یک ضدقهرمان قدرتمند، از جذابیت درگیری‌های سریال کاست .

الناز ملک در نقش سیما، یکی دیگر از بازیگران تأثیرگذار سریال بود. بازی او با ۹۲ درصد رضایت مخاطبان همراه بوده است . با این حال، طراحی لباس شخصیت سیما در فصل دوم توسط مریم جعفری طادی با انتقاداتی مواجه شد و منتقدان معتقدند لباس‌های انتخاب‌شده تناسبی با طبقه اجتماعی این شخصیت نداشته است .

هانیه توسلی در نقش منصوره ریزآبادی در فصل اول درخشید، اما به دلیل وضعیت روحی نامناسب، نقش خود را در فصل‌های بعدی بازی نکرد .

جمع‌بندی بازیگری

اگرچه بازی جواد عزتی و رعنا آزادیور به‌عنوان برجسته‌ترین نقاط قوت سریال شناخته می‌شوند ، اما افت محسوس کیفیت بازی‌گری در فصل دوم، به‌ویژه در غیاب عزتی، یکی از عوامل اصلی کاهش استقبال مخاطبان بود. همچنین طراحی لباس در فصل دوم که از سوی منتقدان «ضعیف‌تر از حد انتظار» ارزیابی شد، در تکمیل شخصیت‌پردازی‌ها ناموفق عمل کرد .

دسته بندی :
نظرات

نوشته مشابه

پشتیانی خانه هنر