وایکینگ ها
فهرست مطالب
Toggleوایکینگها: حماسهای از جاهطلبی، خیانت و میراث
سریال وایکینگها (Vikings) ساخته مایکل هرست، یکی از تأثیرگذارترین و محبوبترین درامهای تاریخی تلویزیون در دهه اخیر وایکینگ ها به شمار میرود.
اوایکینگ ها که از سال ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۱ پخش شد، با الهام از داستانهای حماسی وایکینگها و شخصیت اسطورهای راگنار لوتبروک، روایتی حماسی از یک جامعه و فرهنگ را به تصویر میکشد که قرنها در هالهای از ابهام و افسانه باقی مانده بود.
وایکینگها در طول شش فصل و ۸۹ قسمت، تماشاگران را به سفری در دل عصر وایکینگها میبرد؛ سفری پر از نبردهای خونین، توطئههای سیاسی، کشمکشهای مذهبی و پیچیدگیهای روابط انسانی.
این مقاله به بررسی جامع تمامی فصلهای این سریال و تحلیل نقاط قوت و ضعف آن میپردازد و نشان میدهد که چرا وایکینگها همچنان پس از سالها، یکی از ماندگارترین آثار در ژانر خود محسوب میشود.
فصل اول وایکینگ ها: تولد یک افسانه
فصل اول وایکینگها (۲۰۱۳) با معرفی دنیای خشن و مرموز وایکینگها آغاز میشود. داستان حول محور راگنار لوتبروک (با بازی درخشان تراویس فیمل)، یک کشاورز و جنگجوی نورس، میچرخد که رویای کاوش در سرزمینهای ناشناخته غربی را در سر میپروراند. این جاهطلبی او را در تضاد مستقیم با ارل هارالدسون (گابریل برن)، رهبر محلی که بر یورش به شرق فقیرنشین پافشاری میکند، قرار میدهد. راگنار با کمک دوست و کشتیساز ماهر خود، فلاکی (گوستاف اسکاشگورد)، نسل جدیدی از کشتیهای پیشرفته وایکینگها را میسازد تا بتواند دریاهای طوفانی شمال را فتح کند .
آنچه فصل اول را متمایز میکند، رویکرد صمیمانه و شخصیمحور آن است.
با وجود نبردهای مهیج، تمرکز اصلی بر روی شخصیتپردازی عمیق و شکلگیری روابط پیچیده است. راگنار به عنوان یک مرد خانواده و یک رویاپرداز به تصویر کشیده میشود که در عین حالی که یک جنگجوی بیرحم است، به دنبال معنایی فراتر از غارت و کشتار میگردد.
رابطه او با همسرش، لاگرتا (کاترین وینیک)، یک سپرزن (shieldmaiden) قدرتمند و مستقل، یکی از جذابترین محورهای داستانی این فصل است.
ورود آتلستان (جورج بلاگدن)، راهب مسیحی اسیر شده در یورش به لیندسفارن، نقطه عطف دیگری در روایت است.
آتلستان که میان ایمان مسیحی خود و فرهنگ وایکینگها سرگردان است، به عنوان پلی فرهنگی عمل میکند و به بیننده امکان میدهد تا وایکینگها را نه صرفاً به عنوان بربرهای خونریز، بلکه به عنوان انسانهایی با فرهنگ، مذهب و دیدگاهی خاص نسبت به جهان بشناسد .
در این فصل، شاهد قیام راگنار علیه ارل هارالدسون، مرگ او و به قدرت رسیدن راگنار هستیم. پایانبندی فصل که مرگ هارالدسون را به طرز هولناکی به تصویر میکشد، آیینهای از سرنوشت احتمالی خود راگنار در آینده است . فصل اول با استقبال چشمگیری مواجه شد و پایههای یک حماسه بزرگ را پیریزی کرد.
فصل دوم وایکینگ ها: قدرت، خیانت و کشمکشهای درونی
فصل دوم وایکینگ ها (۲۰۱۴) با جهشی در زمان و با عنوان «جنگ برادران» آغاز میشود. راگنار اکنون به مقام ارلی دست یافته و با پادشاه هوریک (دونال لوگ) متحد شده است. با این حال، قدرت بیشتر به معنای دشمنان و توطئههای بیشتر است. فصل دوم به شدت بر روی کشمکشهای درونی و بیرونی متمرکز است: وفاداریها دستخوش تغییر میشوند، برادران علیه یکدیگر میشورند و روابط عاطفی به شدت دچار تنش میشوند .
یکی از مهمترین تحولات این فصل، فروپاشی تدریجی ازدواج راگنار و لاگرتا است.
خیانت راگنار با آسلاگ (آلیسا ساترلند)، که حامل پسری از اوست، باعث جدایی این دو میشود. لاگرتا، با حفظ کرامت و قدرت خود، کاتگات را ترک میکند و پسرش، بیورن (الکساندر لودویگ)، را با خود میبرد.
این تصمیم، زمینهساز یکی از ماندگارترین خطوط داستانی سریال میشود. خیانت روللو (کلایو استندن)، برادر حسود راگنار، به نیروهای دشمن و توطئه پادشاه هوریک برای ترور راگنار، از دیگر نقاط عطف این فصل هستند.
نبرد نهایی و پیروزی راگنار بر هوریک که با حیلهگری و هوشمندی به انجام میرسد، جایگاه او را به عنوان یک رهبر قدرتمند و حیلهگر تثبیت میکند.
فصل دوم همچنین با معرفی مراسم وحشتناک «عقاب خونین» به عنوان یکی از به یادماندنیترین صحنههای سریال، خشونت بیامان وایکینگها را به رخ میکشد .
فصل سوم وایکینگ ها: لمس اسطوره و فتح پاریس
فصل سوم وایکینگ ها (۲۰۱۵) اوج شکوفایی راگنار و وایکینگها را به تصویر میکشد. راگنار که اکنون پادشاه است، با هدف تصاحب سرزمینهای جدید، به وسکس، پادشاهی اکبرت (لینوس روچ)، لشکرکشی میکند. در این میان، رابطه استراتژیک و توأم با احترام میان راگنار و پادشاه اکبرت، که هر دو رهبرانی هوشمند و عملگرا هستند، به یکی از جذابترین بخشهای سریال تبدیل میشود. اما فصل سوم بیش از هر چیز با لشکرکشی به پاریس، شهر افسانهای غیرقابل نفوذ، شناخته میشود .
محاصره پاریس، حماسیترین نبرد سریال تا آن زمان است و وایکینگها را در برابر تمدن مسیحی و مستحکم فرانکها قرار میدهد. مرگ آتلستان در این فصل، که به دست فلاکی صورت میگیرد، ضربهای سهمگین به راگنار وارد میکند. آتلستان نه تنها یک دوست، بلکه نماد جستجوی معنوی و گمشده راگنار برای درک حقایقی فراتر از باورهای سنتی وایکینگها بود. مرگ او، راگنار را بیش از پیش با پرسشهای وجودی و مذهبی دستوپنجهنرم میکند و او را به سمت مسیحیت متمایل میسازد، هرچند این گرایش بیش از آنکه ایمانی حقیقی باشد، نوعی کنجکاوی و پذیرش تنوع باورهاست .
یکی از تأثیرگذارترین صحنههای فصل سوم، شبیهسازی مرگ راگنار و دفن او در کلیسای جامع پاریس است که به نقشهای هوشمندانه برای نفوذ به داخل شهر تبدیل میشود و فتح پاریس را ممکن میسازد. روللو نیز در پایان این فصل با ازدواج با شاهزادهای فرانسوی، به صفوف دشمنان وایکینگها میپیوندد که خیانتی بینهایت تأثیرگذار بر آینده روایت خواهد بود .
فصل چهارم وایکینگ ها: پایان یک دوران، تولد دوران دیگر
فصل چهارم وایکینگ ها (۲۰۱۶-۲۰۱۷) که به دو بخش دهقسمتی تقسیم شده، نقطه عطفی در سریال وایکینگها محسوب میشود. این فصل با بیماری و مرگاندیشی راگنار آغاز میشود و قدرتهای رقیب، از جمله همسرش آسلاگ و پسر بزرگش بیورن، برای جانشینی او صفآرایی میکنند . با این حال، مهمترین رویداد این فصل وایکینگ ها، مرگ تراژیک و باشکوه راگنار در چاه مارهای پادشاه آلا است. مرگ راگنار، که او را به یکی از دراماتیکترین پایانبندیهای شخصیتها در تاریخ تلویزیون تبدیل کرد، پایان یک دوران و آغاز دوران جدیدی برای سریال است .
مرگ راگنار، خلأ عمیقی در سریال ایجاد میکند. نویسندگان برای پر کردن این خلأ، بر روی پسران او، به ویژه ایوار بیاستخوان (الکس هوگ آندرسن)، تمرکز میکنند. ایوار که از بدو تولد با ناتوانی جسمی دستوپنجه نرم میکند، با هوش سرشار، بیرحمی و دسیسهپردازیهای خود، به یکی از خطرناکترین و بهیادماندنیترین شخصیتهای سریال تبدیل میشود. انتقامگیری پسران راگنار از پادشاه آلا، یکی از غرورآمیزترین و در عین حال تأسفبارترین صحنههای فصل را رقم میزند. فصل چهارم همچنین شاهد تحولات بزرگی برای سایر شخصیتهاست: لاگرتا به قدرت میرسد و ملکه کاتگات میشود، روللو جایگاه خود را به عنوان دوک نرماندی تحکیم میبخشد و بیورن راهی سفری حماسی به دریای مدیترانه میشود .
فصل پنجم وایکینگ ها: فروپاشی و هرجومرج
فصل پنجم وایکینگ ها (۲۰۱۷-۲۰۱۹) با تحکیم قدرت ایوار به عنوان رهبر ارتش بزرگ بتپرستان (Great Heathen Army) و ادامه سلطنت لاگرتا بر کاتگات آغاز میشود. با این حال، این فصل وایکینگ ها اغلب به عنوان ضعیفترین فصل سریال شناخته میشود . مرگ راگنار، وحدت و انسجام سریال را از بین میبرد و فقدان یک شخصیت محوری، باعث پاشیدگی روایت به چندین خط داستانی مجزا میشود که برخی از آنها از انسجام و جذابیت لازم برخوردار نیستند .
ماجراجویی بیورن در دریای مدیترانه، هرچند جذاب است، کوتاهتر از آن است که تأثیر عمیقی بگذارد. ماجرای فلاکی در ایسلند نیز به عنوان یک خط داستانی مستقل، هیچ گاه به سرانجام قانعکنندهای نمیرسد و ارتباط چندانی با روایت اصلی ندارد . با این حال، تمرکز بر به قدرت رسیدن ایوار به عنوان یک پادشاه مستبد و هیولاصفت، جذابیتهای خود را دارد. نمایش کاب
اگر شما هم هنرمند هستید، جای شما در خانه هنر ایرانیان خالیست.
با عضویت در سامانه خانه هنر ایرانیان، از خدمات تخصصی، حمایتهای صنفی، اطلاعرسانی رویدادها، تسهیلات ویژه هنرمندان و همراهی یک مجموعه حرفهای بهرهمند شوید.
برای ثبتنام و دریافت عضویت رسمی، همین حالا به سامانه عضویت خانه هنر ایرانیان مراجعه کنید و به خانواده بزرگ هنر



