مهمترین اخبار خانه هنر ایرانیان:

اکبر عبدی؛ مردی که با لبخند گریه را معنا کرد طلوع یک ستاره از کوچههای نازیآباد صبح روز جمعه، دوم مرداد ۱۴۰۵، برای اهالی فرهنگ و هنر ایران روزی تلخ و سنگین بود. خبر درگذشت اکبر عبدی، آن بازیگر یگانه و دوستداشتنی، مثل موجی از اندوه در فضای مجازی و کوچه وخیابان ها پیچید. مردی […]

اکبر عبدی درگذشت!

پویا عسکری
0 دیدگاه
05/05/03
اکبر عبدی درگذشت!

اکبر عبدی؛ مردی که با لبخند گریه را معنا کرد

طلوع یک ستاره از کوچههای نازیآباد

صبح روز جمعه، دوم مرداد ۱۴۰۵، برای اهالی فرهنگ و هنر ایران روزی تلخ و سنگین بود. خبر درگذشت اکبر عبدی، آن بازیگر یگانه و دوستداشتنی، مثل موجی از اندوه در فضای مجازی و کوچه وخیابان ها پیچید. مردی که برای چند نسل از ایرانیان، تداعیکننده خندههای کودکانه، اشکهای صادقانه و لحظات نابی از زندگی بود، پس از سالها دستوپنجه نرم کردن با بیماری، در ۶۶سالگی از میان ما رفت. اما اکبر عبدی فقط یک بازیگر نبود؛ او یک خاطره جمعی بود، یک همراه همیشگی برای خانوادههای ایرانی پای تلویزیون و پرده نقرهای سینما.

اکبر عبدی آقا باقر در چهارم شهریور ۱۳۳۹، در خانوادهای متوسط و زحمتکش در محله نازیآباد تهران به دنیا آمد. پدرش علی، کارگر کارخانه چیتسازی بود و ریشه هایی اردبیلی داشت و مادرش سادات خانم، زنی تهرانی و خانهدار بود. زندگی ساده و بیآلایش این خانواده، بعدها به یکی از مهمترین سرمایههای بازیگری عبدی تبدیل شد؛ چون او از نزدیک با سختیها، شادیها و مناسبات طبقه متوسط و پایین جامعه آشنا شد و همین آشنایی، به نقشآفرینیهای باورپذیرش عمق و صمیمیت خاصی میبخشید.

نکته جالب و کمتر گفتهشده در مسیر هنری او، نقش تعیینکننده مادرش است. عبدی در مصاحبههایش بارها تعریف کرده که وقتی عشق به بازیگری در وجودش جوانه زد، مادرش با فروش النگوهای شخصیاش، هزینه ثبتنام او را در کلاسهای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نازیآباد فراهم کرد. این فداکاری مادرانه، نهتنها مسیر زندگی او را تغییر داد، بلکه سالها بعد وقتی در فیلم ماندگار «مادر» ساخته علی حاتمی نقش فرزند معلول ذهنی خانواده را بازی کرد، انگار داشت ابراز محبت و قدردانی خود را به مادرش و همه مادران ایرانی تقدیم میکرد.

اکبر عبدی فعالیت هنری را از سال ۱۳۵۹ با تلهتئاتر «سنجابها» و مجموعه تلویزیونی «مثلآباد» شروع کرد، اما طلوع واقعی شهرتش به سال ۱۳۶۲ و مجموعه کودکانه و خاطرهانگیز «بازم مدرسهام دیر شد» برمیگردد. بازی شیرین و بیپیرایه او در این مجموعه، بهقدری در دل مردم جا گرفت که تا سالها، بسیاری از تماشاگران او را با همان شخصیت کودکانه و دوستداشتنیاش میشناختند.


هنرمندی که مرزها را درنوردید

اکبر عبدی در میان بازیگران تاریخ سینمای ایران، جایگاهی استثنایی و منحصربهفرد دارد. شاید کمتر بازیگری را بتوان یافت که توانسته باشد با چنین وسعت و تنوعی در نقشهای گوناگون ظاهر شود؛ از یک کودک معصوم و یک فرد دارای معلولیت ذهنی گرفته، تا یک پیرمرد فرسوده، یک زن با گریم سنگین در «آدمبرفی» و حتی یک روحانی در سریال تاریخی «امام علی (ع)». این جسارت و انعطافپذیری کمنظیر، او را به یکی از تواناترین بازیگران چندوجهی سینمای ایران تبدیل کرد.

دهه ۶۰ و ۷۰ خورشیدی را میتوان دوران اوج و شکوفایی هنر اکبر عبدی دانست. همکاری او با کارگردانان بزرگی چون داریوش مهرجویی، علی حاتمی و محسن مخملباف، آثاری جاودان و ماندگار را به گنجینه سینمای ایران افزود. نقشآفرینی او در فیلم «اجارهنشینها» به کارگردانی مهرجویی، یکی از درخشانترین بازیهای کمدی تاریخ سینمای ایران محسوب میشود که در آن، شوخطبعی طبیعی و ریتم کمدی بینظیرش را به رخ کشید.

اما شاید تأثیرگذارترین و بهیادماندنیترین نقشی که عبدی در کارنامه خود دارد، بازی در فیلم «مادر» ساخته علی حاتمی باشد. او در این فیلم، نقش «غلامرضا»، پسر معلول ذهنی خانواده را بازی کرد که در عین حال که با رفتارهای کودکانه و سادهلوحانهاش تماشاگر را میخنداند، با غم و دردی عمیق که در چهره و حرکاتش نمایان بود، اشکها را هم جاری میکرد. این هنر ناب بازیگری بود که مرز میان خنده و گریه را کمرنگ میکرد و تماشاگر را در یک احساس دوگانه و پیچیده فرو میبرد.

یکی دیگر از نقاط عطف کارنامه هنری اکبر عبدی، ایفای نقش یک زن در فیلم جنجالی و ماندگار «آدمبرفی» بود. این فیلم که به دلیل موضوعات خاص خود سالها توقیف بود، پس از اکران با استقبال فوقالعادهای روبهرو شد و نشان داد که عبدی تا چه اندازه در گریم و بازی در نقشهای غیرمرسوم تواناست. او بعدها این تجربه را در فیلم «خوابم میآد» تکرار کرد و برای آن، دومین سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را از جشنواره فیلم فجر دریافت کرد؛ جایزهای که نشان میداد هنوز هم پس از سالها، میتواند با نقشآفرینیهای خلاقانهاش مخاطبان و منتقدان را شگفتزده کند.

در کنار این نقشهای مطرح، عبدی در آثار دراماتیک و تاریخی چون «دلشدگان»، «ناصرالدین شاه آکتور سینما»، «هنرپیشه» و مجموعههای تلویزیونی فاخری مانند «امام علی (ع)»، «در چشم باد» و «معصومیت از دست رفته» نیز هنرنمایی کرد و نشان داد تواناییهایش بسیار فراتر از طنز و کمدی ساده است. او یک بازیگر تمامعیار بود که در هر قالبی میتوانست بدرخشد.


فراز و فرودهای مسیر حرفهای

همه هنرمندان بزرگ، دوران اوج و حضیض را تجربه میکنند و اکبر عبدی نیز از این قاعده مستثنا نبود. پس از سالهای طلایی دهه ۶۰ و ۷۰، در دهه ۸۰ با تغییرات گستردهای که در فضای سینمای ایران رخ داد، عبدی نیز دچار افت کیفی در انتخاب نقشها شد. حضور او در سهگانه پرحاشیه و پرفروش «اخراجیها»، اگرچه از نظر گیشه موفقیتهایی به همراه داشت، اما با انتقادات تندی از سوی منتقدان و حتی بخشی از مخاطبان سابقش مواجه شد که معتقد بودند این نقشها در شأن یک بازیگر توانمند او نیست.

خود  اکبر عبدی نیز در مصاحبههای صریح و صادقانهای که در سالهای پایانی عمرش انجام داد، اعتراف کرد که برخی از فیلمهای این دوره را صرفاً به خاطر تأمین معاش و گذران زندگی پذیرفته است و از این بابت شرمنده مخاطبانش بود. این صداقت و خودانتقادی، یکی از ویژگیهای بارز شخصیت او بود که احترام بسیاری را حتی از سوی منتقدانش برانگیخت.

با این حال، او در دهه ۹۰ تلاش کرد تا دوباره به سطح کیفی مطلوب بازگردد و در فیلمهای متعددی به ایفای نقش پرداخت. هرچند دیگر نتوانست به آن شکوه و درخشش دوران جوانی دست یابد، اما فیلمهایی مانند «خوابم میآد» و بازی در برخی مجموعههای نمایش خانگی، نشان داد که هنوز هم استعداد و توانایی کافی برای بازیهای ماندگار را دارد. او همواره امیدوار بود که نقشهای خوب و شایستهای به او پیشنهاد شود و در سالهای آخر عمر، با وجود بیماریهای سخت، همچنان علاقه خود را به بازیگری و ارتباط با مخاطب حفظ کرده بود.


زندگی خصوصی؛ عشق ها و تلخ کامی ها

زندگی شخصی اکبر عبدی نیز مانند زندگی هنریاش، سرشار از فراز و نشیبهای گوناگون بود. او در سال ۱۳۵۸ با دختردایی خود، نینا (معصومه) قاسمی، ازدواج کرد و این پیوند، بیش از سی سال دوام آورد. حاصل این ازدواج، دختری به نام المیرا بود که گاهی در کنار پدرش جلوی دوربین میرفت و بازی میکرد. اکبر عبدی در سالهای پایانی زندگی، از همسرش جدا شد، اما همواره با احترام و محبت از او و دوران زندگی مشترکشان یاد میکرد.

مشکلات جسمانی، بخش بزرگی از سالهای پایانی عمر عبدی را تحتالشعاع قرار داد. اکبر عبدی سالها با بیماریهای زمینهای مانند دیابت نوع دو و نارسایی کلیوی دستوپنجه نرم میکرد. در سال ۱۳۹۵، تحت عمل پیوند کلیه قرار گرفت و برای مدتی حال عمومیاش بهبود یافت، اما بیماریهای مزمن دیگر، بهویژه دیابت و عوارض ناشی از آن، همچنان او را آزار میداد. در خردادماه سال جاری، به دلیل سکته قلبی در بیمارستان بستری شد و پس از مدتی با بهبودی نسبی مرخص گردید، اما این بار بدن فرسودهاش دیگر تاب نیاورد و در دوم مرداد، قلبش از تپش ایستاد.

یکی از نکات قابلتوجه و تحسینبرانگیز در سالهای آخر زندگی عبدی، موضعگیریهای صریح و انسانی او درباره مسائل اجتماعی بود. در جریان اعتراضات سال ۱۴۰۱ و پس از کشتهشدن مهسا امینی، او با انتشار یک پیام ویدئویی، همدردی عمیق خود را با مردم ایران ابراز کرد و گفت: «تا کی چلهنشین باشیم. امروز چلهنشین مهسا هستیم و فردا چلهنشین یک جوان دیگر». این پیام نشان میداد که او علاوه بر هنرمندی توانا، انسانی دغدغهمند و آگاه به مسائل جامعه خود نیز هست و از ابراز مواضع انسانی خود ابایی ندارد.


وداع با مردی که نماد خنده و صمیمیت بود

خبر درگذشت اکبر عبدی، واکنشهای گسترده و عمیقی در میان هنرمندان، سیاستمداران و عموم مردم برانگیخت. مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، در پیامی تأثربرانگیز، عبدی را «سرمایهای بهیادماندنی و رکنی ماندگار در فرهنگ و هنر ایرانزمین» خواند و از دست دادن او را ضایعهای بزرگ برای سینمای کشور دانست. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، نیز در پیامی نوشت که اکبر عبدی با نقشآفرینیهای فراموشنشدنی خود، جایگاهی رفیع در تاریخ سینمای ایران و حافظه جمعی ایرانیان به دست آورده است.

همکاران و دوستان قدیمی او نیز با انتشار پیامهایی، از او به عنوان «رفیق شفیق»، «نمک سینما» و «یگانه بازیگر بیبدیل» یاد کردند. جمشید هاشمپور، بازیگر پیشکسوت، در پیامی صمیمانه نوشت که با رفتن عبدی، «در حرفه بازیگری بیرفیق شدم» و او را غنیمتی بزرگ برای سینمای ایران دانست. بسیاری دیگر از هنرمندان، از رفتن او به عنوان «یتیمی سینمای ایران» یاد کردند و گفتند که با درگذشت او، خنده از پرده سینماها رخت بربسته است.

مراسم تشییع پیکر این هنرمند بزرگ، صبح روز یکشنبه، چهارم مردادماه، با حضور انبوهی از مردم و اهالی فرهنگ و هنر از مقابل تالار وحدت تهران برگزار شد و پیکر او در قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) در کنار دیگر بزرگان هنر ایران به خاک سپرده شد. حضور پرشور و غمانگیز مردم در این مراسم، نشان از عشق و ارادتی داشت که او در طول نیمقرن فعالیت هنری، در دل هموطنانش ایجاد کرده بود.

اکبر عبدی در کارنامه پرافتخار خود، نزدیک به ۸۰ فیلم سینمایی، دهها مجموعه تلویزیونی و نمایشهای متعدد تئاتر را ثبت کرده است. او دو بار سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را از جشنواره فیلم فجر دریافت کرد و همچنین موفق به دریافت نشان درجه یک فرهنگ و هنر شد. میراث او، فقط فیلمها و سریالهایی نیست که از خود به یادگار گذاشته؛ بلکه لبخندهایی است که بر لبان میلیونها نفر نشاند، اشکهایی که همراه با مخاطبانش ریخت و لحظاتی که در خاطره جمعی این ملت برای همیشه ثبت شد. اکبر عبدی رفت، اما هنر و خاطراتش، همواره در دل و ذهن ایرانیان زنده و جاویدان خواهد ماند.

دسته بندی :
سینمامقالههنرمندان
نظرات

اخبار مشابه

پشتیانی خانه هنر