رایان رینولدز
فهرست مطالب
Toggleمقدمه
در دنیای پرزرقوبرق هالیوود، کمتر بازیگری را میتوان یافت که مسیر حرفهایاش این همه فراز و نشیب داشته باشد. رایان رینولدز، بازیگر کانادایی-آمریکایی، نمونهای از یک ستاره سینماست که سالها در حاشیه ماند، فیلمهای ناموفق بسیاری تجربه کرد، چندین بار تا مرز کنارهگیری از بازیگری پیش رفت، اما سرانجام با یک نقش که انگار برایش نوشته شده بود، به اوج رسید.
نام رایان رینولدز امروز برای میلیونها نفر در سراسر جهان با شخصیت “ددپول” گره خورده است؛ شخصیتی که ترکیبی از طنز گزنده، دیالوگهای سریع و خودآگاهی نسبت به دنیای ابرقهرمانی است. اما رینولدز چیزی بسیار فراتر از وید ویلسون است. او بازیگری چندوجهی، تهیهکنندهای موفق، تاجری زیرک و یکی از محبوبترین چهرههای شبکههای اجتماعی است.
در این مقاله، نگاهی جامع به زندگی، حرفه و دستاوردهای رایان رینولدز خواهیم داشت، از کودکی در ونکوور تا تبدیل شدن به یکی از پردرآمدترین بازیگران جهان.
فصل اول: تولد و سالهای نخستین (۱۹۷۶-۱۹۹۰)
تولد در ونکوور
رایان رودنی رینولدز در ۲۳ اکتبر سال ۱۹۷۶ در شهر ونکوور، استان بریتیش کلمبیای کانادا به دنیا آمد. او چهارمین و کوچکترین فرزند خانواده بود و سه برادر بزرگتر از خود داشت. رینولدز درباره جایگاه خود در خانواده با طنز همیشگیاش میگوید که بیشتر یک “هدف متحرک” برای برادرانش بوده تا یک برادر کوچکتر!
پیشینه خانوادگی
پدرش، جیمز چستر رینولدز، ابتدا در پلیس سواره نظام سلطنتی کانادا خدمت میکرد و بعد از بازنشستگی، به توزیع مواد غذایی روی آورد. مادرش، تامرا لی (با نام خانوادگی استوارت)، صاحب یک سوپرمارکت کوچک بود. دو تن از برادرانش نیز راه پدر را ادامه دادند و به نیروی پلیس پیوستند. رایان رینولدز ریشههای ایرلندی و اسکاتلندی دارد و در یک خانواده کاتولیک در محله کیتسیلانو ونکوور بزرگ شد.
دوران مدرسه و ورزش
رینولدز در دبیرستان پرنس آو ولز تحصیل کرد، اما به خاطر دزدیدن ماشین یکی از معلمان از مدرسه اخراج شد! او دوران دبیرستان را در مدرسه کیتسیلانو به پایان رساند و در سال ۱۹۹۴ فارغالتحصیل شد. او از ۶ تا ۱۶ سالگی فوتبال بازی میکرد و آرزوی فوتبالیست شدن داشت، اما سرنوشت مسیر دیگری برایش رقم زده بود.
فصل دوم: آغاز پرتلاطم حرفهای (۱۹۹۱-۱۹۹۷)
نخستین گامها در ۱۳ سالگی
رایان رینولدز فعالیت حرفهای خود را از سن ۱۳ سالگی و در سال ۱۹۹۱ آغاز کرد. نخستین نقش مهم او در سریال درام نوجوانانه “Hillside” (که بعداً در آمریکا با نام “Fifteen” پخش شد) بود. او در این سریال که تا سال ۱۹۹۳ ادامه یافت، نقش بیلی سیمپسون را بازی کرد.
تجربههای اولیه سینمایی
در سال ۱۹۹۳، رایان رینولدز نخستین فیلم بلند خود را تجربه کرد. او در فیلم “جادوی معمولی” (Ordinary Magic) نقش جفری، یک یتیم بزرگشده در هند را بازی کرد که با الهام از مهاتما گاندی دست به اعتصاب غذا میزند. در همین سال، در سریال “ادیسه” (The Odyssey) نیز در ۱۳ قسمت حضور یافت.
سالهای دشوار و تصمیم به ترک بازیگری
با وجود این شروعها، موفقیت چندانی نصیب رایان رینولدز نشد. او در طول دهه ۱۹۹۰ در فیلمها و سریالهای تلویزیونی فراموششدنی زیادی بازی کرد که عمدتاً با استقبال مواجه نشدند. از جمله این کارها میتوان به “خدمت در سکوت: داستان مارگارت کامرمایر” (۱۹۹۵) با بازی گلن کلوز و “خون سرد” (۱۹۹۶) اشاره کرد. او در سال ۱۹۹۶ در یک قسمت از سریال محبوب “پروندههای ایکس” (The X-Files) نیز ظاهر شد.
این شکستهای پیاپی باعث شد رایان رینولدز به فکر کنارهگیری از بازیگری بیفتد. او در ۱۹ سالگی، دانشگاه پلیتکنیک کوانتلن را رها کرد و مدتی در شیفت شب یک سوپرمارکت کار میکرد و همچنین در کلوپهای شبانه مشغول به کار شد.
تغییر سرنوشت با پیشنهاد یک دوست
همه چیز در یک شب اتفاق افتاد. او به طور تصادفی با کریس ویلیام مارتین، بازیگر دیگر کانادایی، برخورد کرد که او را در وضعیت ناامیدی دید. مارتین به او گفت: «همه چیز را جمع کن، میخواهیم به لسآنجلس برویم.» آنها به یک متل ارزان در لسآنجلس رفتند و در همان شب اول، جیپ رینولدز به سرقت رفت و در نهایت بدون در پیدا شد! او برای چهار ماه آینده با همان ماشین بدون در تردد میکرد. این شروع دوبارهای بود برای رایان رینولدز.
فصل سوم: نخستین جرقههای شهرت (۱۹۹۸-۲۰۰۳)
دو پسر، یک دختر و یک پیتزافروشی
سال ۱۹۹۸ نقطه عطفی در کارنامه رایان رینولدز بود. او در سریال کمدی “دو پسر، یک دختر و یک پیتزافروشی” (Two Guys, a Girl and a Pizza Place) در نقش مایکل “برگ” برگن، دانشجوی پزشکی، انتخاب شد. این سریال در ابتدا با نقدهای منفی مواجه شد و به نظر میرسید که باز هم یک شکست دیگر رقم بخورد. اما با تغییراتی که در فصل دوم اعمال شد، سریال به موفقیت نسبی دست یافت و برای چهار فصل پخش شد. این نقش، رایان رینولدز را برای اولین بار به طور جدی به مخاطبان معرفی کرد.
ون وایلدر: تولد یک ستاره کمدی
در سال ۲۰۰۲، رایان رینولدز در فیلم “ون وایلدر” (Van Wilder) محصول نشنال لمپون، در نقش اصلی ظاهر شد. این فیلم کمدی درباره یک دانشجوی کالج است که هفت سال است درس میخواند و با برگزاری مهمانیهای افسانهای، محبوب همه است. اگرچه فیلم با نقدهای منفی منتقدان روبرو شد، اما در گیشه موفق بود و رایان رینولدز را به عنوان یک ستاره کمدی جذاب و بینقص تثبیت کرد.
در همین سالها، او در فیلمهای دیگری چون “خرید گاو” (Buying the Cow – ۲۰۰۲) و “بستگان سببی” (The In-Laws – ۲۰۰۳) نیز ظاهر شد، اما این نقشها چندان درخشان نبودند.
فصل چهارم: سالهای کمدی رمانتیک و فراز و نشیب (۲۰۰۴-۲۰۱۰)
تجربه در ژانرهای مختلف
بین سالهای ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۰، رایان رینولدز در فیلمهای متنوعی ظاهر شد که برخی موفق و برخی ناموفق بودند. در سال ۲۰۰۴، او در فیلم “تیغه: سهگانی” (Blade: Trinity) در نقش هانیبال کینگ، یک شکارچی خونآشام، ظاهر شد. برای این نقش، او شش روز در هفته تمرین کرد و با رژیم ۳۲۰۰ کالری، ۱۱ کیلوگرم عضله به دست آورد. فیلم در گیشه موفق بود اما با نقدهای منفی مواجه شد.
در سال ۲۰۰۵، رایان رینولدز در سه فیلم کمدی مهم ظاهر شد: “وحشت در آمیتیویل” (The Amityville Horror) که یک فیلم ترسناک بود، “انتظار…” (Waiting…) درباره زندگی در یک رستوران، و “دوستی معمولی” (Just Friends) که در آن نقش مردی چاق را بازی میکرد که پس از لاغر شدن به شهر زادگاهش بازمیگردد تا عشق دوران نوجوانی را به دست آورد. “دوستی معمولی” با وجود فروش متوسط، بعدها به یک فیلم کالت تبدیل شد.
اوج کمدی رمانتیک
سال ۲۰۰۹ یکی از شلوغترین سالهای حرفهای رایان رینولدز بود. او در سه فیلم مهم بازی کرد:
-
“خواستگاری” (The Proposal) : یک کمدی رمانتیک بسیار موفق در کنار ساندرا بولاک که بیش از ۳۱۷ میلیون دلار در سراسر جهان فروخت.
-
“خاستگاه مردان ایکس: ولورین” (X-Men Origins: Wolverine) : اولین تجربه او در نقش وید ویلسون / ددپول، هرچند نسخه بسیار تحریفشده و ضعیفی از شخصیت که با نقدهای منفی مواجه شد.
-
“مرد کاغذی” (Paper Man) : یک فیلم مستقل و دراماتیک.
فانوس سبز: شکست بزرگ
در سال ۲۰۱۱، رایان رینولدز در فیلم پرهزینه و پرانتظار “فانوس سبز” (Green Lantern) نقش هال جردن را بازی کرد. این فیلم قرار بود آغازگر یک فرانچایز جدید برای دیسی کامیکس باشد، اما نه تنها با نقدهای منفی شدید منتقدان مواجه شد، بلکه در گیشه نیز عملکرد ضعیفی داشت. این شکست برای رایان رینولدز بسیار گران تمام شد و بسیاری از منتقدان حرفه او را تمامشده میدانستند. خودش بعدها بارها به شوخی از این فیلم به عنوان یک تجربه تلخ یاد کرد.
مدفون: نمایش تواناییهای دراماتیک
در همین سال ۲۰۱۰، رایان رینولدز در فیلم “مدفون” (Buried) به کارگردانی رودریگو کورتس، یکی از متفاوتترین نقشهایش را بازی کرد. او در این فیلم که تقریباً به طور کامل در یک تابوت میگذرد، نقش پاول کانروی، یک پیمانکار آمریکایی را بازی میکند که در عراق گروگان گرفته شده و زنده به گور شده است. این فیلم با بودجه تنها ۳ میلیون دلار، تواناییهای دراماتیک رینولدز را به رخ کشید و تحسین منتقدان را برانگیخت.
فصل پنجم: طلسمشکنی با ددپول (۲۰۱۱-۲۰۱۶)
سالهای ناامیدی و تلاش برای احیا
پس از شکست “فانوس سبز”، رایان رینولدز وارد یکی از سختترین دورههای حرفهای خود شد. او در فیلمهایی چون “تغییر کردن” (The Change-Up – ۲۰۱۱)، “آر.آی.پی.دی.” (R.I.P.D. – ۲۰۱۳) و “صداها” (The Voices – ۲۰۱۴) بازی کرد که هیچکدام موفقیت چشمگیری نداشتند. فیلم “آر.آی.پی.دی.” با بودجه ۱۳۰ میلیون دلاری، تنها ۷۸ میلیون دلار فروخت و به یکی از بزرگترین شکستهای سال تبدیل شد.
رویای ددپول
اما رایان رینولدز یک رؤیا در سر داشت: ساخت فیلمی که در آن شخصیت ددپول را به شکل درست و مطابق با کمیکها به تصویر بکشد. پس از تجربه تلخ “خاستگاه مردان ایکس”، او سالها برای این پروژه جنگید. فیلمنامهای توسط رت ریس و پال ورنیک نوشته شد که بسیار خشونتآمیز و غیرمتعارف بود و استودیوهای هالیوودی از سرمایهگذاری روی آن خودداری میکردند.
نقطه عشق زمانی رخ داد که فیلمنامه آزمایشی به صورت غیرقانونی در اینترنت لو رفت و با استقبال فوقالعاده طرفداران روبرو شد. این استقبال، استودیوی فاکس را مجاب کرد تا بالاخره چراغ سبز را برای ساخت فیلم نشان دهد. رایان رینولدز نه تنها بازیگر اصلی، بلکه تهیهکننده فیلم نیز بود و در تمام مراحل تولید نقش فعالی داشت.
اکران و موفقیت بیسابقه
سرانجام در فوریه ۲۰۱۶، فیلم “ددپول” (Deadpool) اکران شد. نتیجه چیزی فراتر از تصورات بود. فیلم با بودجه ۵۸ میلیون دلاری (نسبتاً پایین برای یک فیلم ابرقهرمانی)، بیش از ۷۸۲ میلیون دلار در سراسر جهان فروخت و به پرفروشترین فیلم با درجهبندی R (مناسب برای بزرگسالان) در آن زمان تبدیل شد.
نقشآفرینی رایان رینولدز در این فیلم، با تحسین جهانی منتقدان و تماشاگران مواجه شد. شوخطبعی گزنده، دیالوگهای سریع، شکستن دیوار چهارم و خودآگاهی شخصیت نسبت به دنیای ابرقهرمانی، همه و همه دست به دست هم دادند تا “ددپول” به یک پدیده فرهنگی تبدیل شود. این نقش، نامزدی جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد در ژانر موزیکال یا کمدی را برای رایان رینولدز به ارمغان آورد.
رایان رینولدزکیه؟
بیوگرافی رایان رینولدز
زندگی رایان رینولدز
فصل 1 رایان رینولدز
فصل 2 رایان رینولدز
فصل 3 رایان رینولدز
فصل 4 رایان رینولدز
فصل ………… رایان رینولدز
فصل ششم: تثبیت جایگاه و تنوعبخشی (۲۰۱۷-۲۰۲۲)
ادامه مسیر با ددپول ۲
موفقیت “ددپول” در سال ۲۰۱۶، زندگی حرفهای رایان رینولدز را برای همیشه تغییر داد. او که سالها در حاشیه بود و فیلمهای ناموفق زیادی تجربه کرده بود، حالا به یکی از بزرگترین ستارههای هالیوود تبدیل شده بود. در سال ۲۰۱۸، دنباله فیلم با نام “ددپول ۲” (Deadpool 2) اکران شد که با فروش بیش از ۷۸۵ میلیون دلار، رکورد قبلی را هم شکست.
همکاری با نتفلیکس و فیلمهای پرهزینه
رایان رینولدز پس از موفقیت ددپول، قراردادهای پرسودی با نتفلیکس امضا کرد. فیلم “شش زیرزمینی” (Six Underground – ۲۰۱۹) به کارگردانی مایکل بی، با بودجه ۱۵۰ میلیون دلاری، یکی از پرهزینهترین فیلمهای تاریخ نتفلیکس بود. رایان رینولدز برای این فیلم ۲۷ میلیون دلار دستمزد گرفت.
پروژه آدام و مرد آزاد
در سالهای ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲، رایان رینولدز در دو فیلم بسیار موفق دیگر ظاهر شد:
-
“مرد آزاد” (Free Guy – ۲۰۲۱) : فیلمی درباره یک شخصیت غیربازیکن در یک بازی ویدیویی که متوجه میشود در یک بازی زندگی میکند. این فیلم با تحسین منتقدان روبرو شد و بیش از ۳۳۰ میلیون دلار فروخت.
-
“پروژه آدام” (The Adam Project – ۲۰۲۲) : فیلمی علمی-تخیلی درباره یک خلبان زمانسفر که با نسخه جوانتر خودش روبرو میشود. این فیلم نیز موفقیتآمیز بود و توانایی رینولدز در ترکیب اکشن با احساسات را نشان داد.
بازگشت به نقش محبوب
در سال ۲۰۲۴، رایان رینولدز بار دیگر به نقش وید ویلسون بازگشت، این بار در فیلم “ددپول و ولورین” (Deadpool & Wolverine) که با حضور هیو جکمن در نقش ولورین، به یکی از بزرگترین موفقیتهای سال تبدیل شد و رکوردهای فروش را جابجا کرد.
فصل هفتم: زندگی شخصی و عشق پایدار
روابط پیش از ازدواج
زندگی عاشقانه رایان رینولدز همواره مورد توجه رسانهها بوده است. نخستین رابطه جدی او با خواننده کانادایی، آلانیس موریست، در سال ۲۰۰۲ آغاز شد. آنها در ژوئن ۲۰۰۴ نامزد کردند، اما در فوریه ۲۰۰۷ به طور توافقی از هم جدا شدند. موریست بعدها گفت که آلبوم “طعمهای نامزدی” را تحت تأثیر احساسات پس از این جدایی ساخته است.
ازدواج با اسکارلت جوهانسون
در سال ۲۰۰۸، رایان رینولدز با اسکارلت جوهانسون، بازیگر معروف آمریکایی، ازدواج کرد. این مراسم در سپتامبر ۲۰۰۸ در یک مراسم خصوصی در بریتیش کلمبیا برگزار شد. اما این ازدواج نیز تنها دو سال دوام آورد و در دسامبر ۲۰۱۰ به جدایی انجامید. طلاق آنها در ژوئیه ۲۰۱۱ نهایی شد.
ازدواج با بلیک لایولی: عشق واقعی
در اوایل سال ۲۰۱۰، رایان رینولدز سر صحنه فیلم “فانوس سبز” با بلیک لایولی، بازیگر آمریکایی، آشنا شد. آنها در ابتدا دوست بودند، اما یک سال بعد رابطه عاشقانه خود را آغاز کردند. در سپتامبر ۲۰۱۲، این زوج در کارولینای جنوبی با یکدیگر ازدواج کردند.
رایان رینولدز و بلیک لایولی صاحب چهار فرزند هستند:
-
جیمز (دسامبر ۲۰۱۴)
-
اینز (سپتامبر ۲۰۱۶)
-
بتی (۲۰۱۹)
-
چهارمین فرزند که نامش فاش نشده است.
این زوج که به شوخطبعی و تعاملات بامزه در شبکههای اجتماعی معروف هستند، یکی از محبوبترین زوجهای هالیوود به شمار میروند.
سلامت روان و اضطراب
رایان رینولدز با صراحت در مورد مبارزه خود با اضطراب صحبت کرده است. او در سال ۲۰۱۸ گفت که مصاحبههای زیادی را در قالب شخصیت ددپول انجام داده تا بر ترسهایش چیره شود.
فصل هشتم: فراتر از بازیگری؛ تاجر و سرمایهگذار
مالکیت در Mint Mobile
رایان رینولدز تنها یک بازیگر نیست؛ او تاجری زیرک و موفق نیز هست. او سهامدار اصلی شرکت مخابراتی Mint Mobile است و با حضور در تبلیغات خلاقانه این شرکت، نقش مهمی در رشد آن ایفا کرده است. در سال ۲۰۲۳، این شرکت با قراردادی به ارزش ۱.۳ میلیارد دلار به شرکت T-Mobile فروخته شد که سود هنگفتی برای رینولدز به همراه داشت.
مالکیت باشگاه رکسام
یکی از جذابترین پروژههای فرعی رایان رینولدز، خرید باشگاه فوتبال رکسام در ولز به همراه راب مکالهنی، بازیگر و کمدین آمریکایی، در سال ۲۰۲۰ بود. آنها با سرمایهگذاری روی این باشگاه قدیمی و دستنخورده، آن را از پایینترین سطح لیگ فوتبال انگلستان به لیگهای بالاتر رساندند. مستند “به رکسام خوش آمدید” (Welcome to Wrexham) که از روند احیای این باشگاه ساخته شد، برنده جایزه امی شد.
فعالیتهای خیرخواهانه
رایان رینولدز در فعالیتهای خیریه نیز فعال است. او عضو هیئت مدیره بنیاد مایکل جی فاکس برای حمایت از تحقیق در مورد بیماری پارکینسون است. پدر او در سال ۲۰۱۵ بر اثر همین بیماری درگذشت. او همچنین حامی خانه میثاق ونکوور، پناهگاهی برای افراد بیخانمان، است و بازدید از بیمارستان کودکان و سر زدن به یتیمان از برنامههای ثابت او میباشد.
جمعبندی: میراث رایان رینولدز
رایان رینولدز داستانی الهامبخش از پشتکار، باور به خود و توانایی تبدیل شکست به موفقیت است. او سالها در هالیوود تلاش کرد، شکستهای بزرگی چون “فانوس سبز” را تجربه کرد، اما هرگز تسلیم نشد. سرانجام با “ددپول”، نه تنها یک فیلم موفق ساخت، بلکه اثری خلق کرد که ژانر ابرقهرمانی را برای همیشه تغییر داد.
رینولدز با ترکیب هوش تجاری، استعداد کمدی، جذابیت ظاهری و صداقت در برخورد با مخاطبان، به یکی از محبوبترین و پردرآمدترین بازیگران جهان تبدیل شده است. بر اساس گزارش مجله فوربز، او در سال ۲۰۲۰ با ۷۱.۵ میلیون دلار درآمد، دومین بازیگر پردرآمد هالیوود بود.
او در سالهای ۲۰۰۷، ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ به انتخاب مجله پیپل به عنوان یکی از جذابترین مردان سال انتخاب شد و در سال ۲۰۱۰ عنوان “جذابترین مرد زنده” را از آن خود کرد. در سال ۲۰۱۷، مجله تایم او را در فهرست ۱۰۰ فرد تأثیرگذار جهان قرار داد و در همان سال، ستارهای در پیادهروی مشاهیر هالیوود دریافت کرد.
رایان رینولدز امروز نه فقط یک بازیگر، بلکه یک برند است؛ برندی که ترکیبی از طنز، صداقت، کارآفرینی و محبوبیت را به نمایش میگذارد. مسیر او از یک نوجوان ناامید در ونکوور که شبها در سوپرمارکت کار میکرد، تا ستارهای جهانی که نامش با یکی از محبوبترین شخصیتهای سینما گره خورده، نشان میدهد که گاهی برای رسیدن به موفقیت، فقط باید صبور بود و به خود ایمان داشت.
با عضویت در سامانه خانه هنر ایرانیان، از خدمات تخصصی، حمایتهای صنفی، اطلاعرسانی رویدادها، تسهیلات ویژه هنرمندان و همراهی یک مجموعه حرفهای بهرهمند شوید.
برای ثبتنام و دریافت عضویت رسمی، همین حالا به سامانه عضویت خانه هنر ایرانیان مراجعه کنید و به خانواده بزرگ هنر


