مهمترین اخبار خانه هنر ایرانیان:

نور ظهر، روشنایی هنر و گرمای حضور هنرمندان و مسئولان! به گزارش روابط عمومی خانه هنر ایرانیان، ظهر 4 خرداد ماه 1405، گالری وصال میزبان یکی از پرشورترین افتتاحیه‌های هنری بود. نمایشگاه گروهی نقاشی ایرانی با حضور بخشدار رودهن، نماینده دفتر امام جمعه، دکتر مهدی اجاقوند مدیرعامل خانه هنر ایرانیان و جمعی از چهره‌های شاخص […]

حشاشین؛ از افسانه تا واقعیت

ابوالفضل پیرمحمدی
0 دیدگاه
04/12/08
حشاشین؛ از افسانه تا واقعیت


مقدمه: در جست‌وجوی حقیقت یک نام

 

در تاریخ اسلام، کمتر گروهی به اندازه حشاشین (حشاشیون) یا همان اسماعیلیان نزاری الموت، با هاله‌ای از رمز و راز و افسانه احاطه شده‌اند. نامی که هنوز پس از گذشت قرن‌ها، تداعی‌گر صحنه‌هایی از ایثار، ترس، محاسبه دقیق سیاسی و وفاداری مطلق است. این گروه که توسط حسن صباح، نابغه‌ای مذهبی و سیاسی، رهبری می‌شد، توانست در برابر دو ابرقدرت عصر خود یعنی امپراتوری سلجوقی و خلافت عباسی ایستادگی کرده و هویتی مستقل برای خود رقم بزند. در این نوشتار، سفری خواهیم داشت به اعماق تاریخچه حشاشین، وارثان قلعه الموت، و بررسی خواهیم کرد که آنان چه کسانی بودند، چگونه به قدرت رسیدند و چرا واژه “Assassin” در زبان‌های اروپایی به معنای آدمکش، از نام آنان گرفته شده است .

 

 ریشه‌های فکری و مذهبی: اسماعیلیان چه کسانی بودند؟

 

برای شناخت حشاشین، ابتدا باید با شاخه‌ای از تشیع به نام “اسماعیلیه” آشنا شد. نزاع بر سر جانشینی امام جعفر صادق (ع)، ششمین امام شیعیان، در سال ۱۴۸ هجری قمری (۷۶۵ میلادی) نقطه عطفی در تاریخ اسلام بود. گروهی از شیعیان معتقد بودند که امامت پس از ایشان به پسر بزرگ‌ترشان، اسماعیل، می‌رسد، اگرچه اسماعیل چند سال پیش از پدر درگذشته بود.

این گروه که بعدها “اسماعیلیه” نامیده شدند، بر خلاف شیعیان دوازده‌امامی که امامت را در نسل موسی کاظم (ع) ادامه دادند، معتقد بودند که امامت در نسل اسماعیل ادامه می‌یابد . آنان به تفسیر باطنی (تأویل) از قرآن و احکام دینی اعتقاد داشتند، از این رو در منابع تاریخی با نام‌هایی چون “باطنیان” نیز از آنان یاد شده است .

قرن‌ها بعد، در سال ۲۹۶ هجری قمری (۹۰۹ میلادی)، عبیدالله مهدی با تکیه بر همین اندیشه، خلافت فاطمیان را در شمال آفریقا تأسیس کرد که بعدها به مصر منتقل شد و قاهره را به پایتختی برگزید. خلافت فاطمیان تا حدود دو قرن بر بخش بزرگی از جهان اسلام حکمرانی کرد . اما آنچه به شکل‌گیری حشاشین انجامید، اختلاف بر سر جانشینی در درون همین خلافت بود.

 

 تولد یک فرقه: حسن صباح و راهی به سوی الموت

 

حشاشین

 

در چنین بستری، جوانی ایرانی به نام حسن صباح پا به عرصه تاریخ گذاشت. حسن که در حدود سال ۱۰۵۰ میلادی در شهر قم در خانواده‌ای شیعه دوازده‌امامی زاده شده بود، بعدها در شهر ری تحت تأثیر داعیان اسماعیلی به این مذهب گروید . او که مردی بود باهوش، منظم و با اراده، پس از مدتی به مقام “داعی” (مبلغ ارشد) رسید و برای تکمیل آموزه‌های خود رهسپار مصر، مرکز خلافت فاطمیان، شد. اگرچه سفر او در مصر با فراز و نشیب‌هایی همراه بود و به توفیقی که انتظار داشت نرسید، اما او را با عمق تفکر اسماعیلی و همچنین ضعف‌های درونی خلافت فاطمی آشنا ساخت .

حسن صباح پس از بازگشت از مصر، سفر پرمخاطره‌ای را برای گسترش دعوت خود در ایران آغاز کرد. او در جست‌وجوی پایگاهی امن بود؛ جایی که بتواند در برابر تازش‌های احتمالی سلجوقیان سنی مذهب از آن دفاع کند. سرانجام چشمش به قلعه‌ای استوار و دست‌نیافتنی در دل کوه‌های البرز مرکزی افتاد: الموت. این قلعه که نامش در زبان محلی به معنای “آشیانه عقاب” است ، در ارتفاعی صخره‌ای و با تنها یک راه باریک و دشوار برای ورود، بهترین گزینه بود.

تسخیر قلعه الموت توسط حسن صباح در سال ۱۰۹۰ میلادی (۴۸۳ هجری قمری) یکی از هوشمندانه‌ترین عملیات‌های بدون خونریزی تاریخ است. او که با یارانش به روستاهای اطراف نفوذ کرده بود، به تدریج ساکنان و سپس نگهبانان قلعه را به کیش خود دعوت کرد. گفته شده که خود حسن نیز مدتی به عنوان معلم به درون قلعه رفت و آمد می‌کرد و به تدریج نفوذ خود را افزایش داد.

هنگامی که حاکم وقت قلعه (از سوی سلجوقیان) دریافت که اکثر نیروهایش به حسن گرویده‌اند، ناچار به تسلیم شد و حسن صباح با پرداخت مبلغی به عنوان بهای قلعه، آن را به آرامی به تصرف خود درآورد . اینگونه بود که هسته اولیه دولت حشاشین شکل گرفت و از همین نقطه بود که نام “پیر کوهستان” برازنده حسن صباح گشت .

 

 راز و رمز واژه “حشاشین” و پیوند آن با آدمکشی

 

یکی از جذاب‌ترین و بحث‌برانگیزترین جنبه‌های تاریخ حشاشین، ریشه نام آنان است. نام “حشاشین” که توسط دشمنان‌شان به کار می‌رفت و بعدها صلیبی‌ها آن را به اروپا برده و به واژه “Assassin” (به معنای آدمکش) تبدیل کردند، در حقیقت تحریف‌شده چیست؟

باور عمومی و افسانه‌های رایج که توسط جهانگردانی چون مارکوپولو نیز رواج یافت، بر این است که پیروان حسن صباح پیش از انجام عملیات‌های انتحاری یا ترورها، از حشیش استفاده می‌کردند تا به “بهشت موعود” برسند و از این رو به حشاشیون (حشیش‌کشان) معروف شدند . اما پژوهشگران امروزی این نظریه را به شدت رد می‌کنند. به گفته فرهاد دفتری، یکی از برجسته‌ترین مورخان اسماعیلیه، این افسانه‌ها ریشه در تخیلات دشمنان و نویسندگان غربی دارد .

به نظر می‌رسد ریشه واقعی این واژه به “حشاشین” به معنای “داروفروشان” یا “علف‌فروشان” بازگردد. در قرون چهارم و پنجم هجری، به داروفروشان در بازارهای ایران “حشاشین” می‌گفتند. از آنجا که منطقه الموت سرشار از گیاهان دارویی بود و ساکنان آن به داد و ستد این گیاهان مشغول بودند، این نام بر آنان نهاده شد . اما از آنجایی که صلیبیون و وقایع‌نگاران غربی با زبان عربی و فارسی آشنایی نداشتند و رفتار مرموزانه و ترورهای هدفمند فداییان را می‌دیدند، این واژه را به “Assassin” در زبان‌های اروپایی پیوند زدند و آن را به معنای آدمکش به کار بردند. بدین ترتیب، نام یک گروه مذهبی-سیاسی، به نماد ترور در تاریخ جهان تبدیل شد .

 

 ساختار و باورها: سیاست ترور و فدا‌ئیان

 

حشاشین

 

اما چه چیزی باعث شده بود که ترس از حشاشین تا این اندازه فراگیر شود؟ حسن صباح پس از استقرار در الموت، دست به ابتکاری بزرگ زد. او دریافت که هرگز نمی‌تواند با سلجوقیان در میدان نبرد روبه‌رو شود، چراکه امپراتوری سلجوقی دارای ارتشی عظیم و منظم بود. از این رو، راهی دیگر برگزید: “قتل سیاسی هدفمند”.

او گروهی از پیروان وفادار خود را به نام “فدائیان” تربیت کرد. این افراد، که اغلب در جوانی به فرقه می‌پیوستند، تحت تعلیمات سخت اعتقادی، اخلاقی و رزمی قرار می‌گرفتند. آنان می‌آموختند که امام (حسن صباح) نماینده خدا بر روی زمین است و اطاعت از او واجب. با این باور، زندگی دنیوی برای آنان ارزش خود را از دست می‌داد و مرگ در راه هدف، آرزوی آنان می‌شد.

فدائیان مأمور بودند تا مخالفان اصلی فرقه، یعنی وزیران، فرماندهان و حتی خلفا و سلاطینی را که تهدیدی جدی برای موجودیت اسماعیلیان به شمار می‌رفتند، از میان بردارند. نکته مهم در روش آنان این بود که ترورها معمولاً در ملأ عام و با بهره‌گیری از خنجر انجام می‌شد . فدایی با هوشیاری کامل، خود را به هدف نزدیک کرده و در میان جمع، ضربه مهلک را وارد می‌کرد. این کار دو پیامد داشت: اول، حذف فیزیکی دشمن و دوم، ایجاد رعب و وحشت در دل دیگر مخالفان. آنان بدین ترتیب به همه می‌فهماندند که هیچ‌کس، حتی در کاخ و در میان محافظان خود، از خشم حشاشین در امان نیست.

یکی از نخستین و مشهورترین قربانیان این سیاست، خواجه نظام‌الملک طوسی، وزیر کاردان و قدرتمند سلجوقی بود که در سال ۱۰۹۲ میلادی (۴۸۵ هجری قمری) توسط یک فدایی در نزدیکی نهاوند به قتل رسید. این ترور، ضربه‌ای مهلک بر پیکره دولت سلجوقی بود و قدرت نمایی بزرگی برای اسماعیلیان محسوب می‌شد. به گفته رسول جعفریان، در زمان حیات حسن صباح، فدائیان ۴۸ نفر از شخصیت‌های برجسته را از میان برداشتند .

 

 اسطوره‌های پیرامون حشاشین: داستان سه یار دبستانی و باغ‌های بهشت

 

در طول قرن‌ها، افسانه‌های بسیاری پیرامون حشاشین شکل گرفته که مرز میان واقعیت و خیال را مبهم کرده است. یکی از مشهورترین این داستان‌ها، افسانه “سه یار دبستانی” است. بر اساس روایتی که ادوارد فیتزجرالد در دیباچه ترجمه رباعیات خیام آورده، خیام، خواجه نظام‌الملک و حسن صباح هر سه در نیشابور همدرس بودند و با یکدیگر پیمان بستند که هر کدام به مقام و منصبی رسید، دو تن دیگر را یاری کند.

داستان از این قرار است که نظام‌الملک زودتر به وزارت رسید و به عهد خود وفا کرد: برای خیام مقرری تعیین کرد و به حسن صباح منصبی در دستگاه داد. اما حسن به دنبال قدرت بیشتر بود و با نقشه‌ای خواست تا جایگاه نظام‌الملک را تصاحب کند. در این میان، نقشه او برملا شد و از دربار رانده شد و سپس به دشمنی با سلجوقیان برخاست و راهی مصر شد . با این حال، محققانی مانند فرهاد دفتری با استناد به تفاوت سنی و تاریخ زندگی این سه تن، این داستان را افسانه‌ای بیش ندانسته و آن را ساخته و پرداخته ذهن داستان‌پردازان بعدی معرفی کرده‌اند .

افسانه دیگر، داستان باغ‌های بهشت است که مارکوپولو آن را رواج داد. او نقل کرد که حسن صباح باغی زیبا و پرنعمت در الموت ساخته بود که پر از جوی‌های شیر و عسل و حوریان بود. او جوانان را با کمک حشیش بیهوش کرده و به درون آن باغ می‌برد و پس از بیداری به آنان می‌گفت که این همان بهشتی است که در انتظارشان است. سپس به آنان وعده می‌داد که اگر در راه فرقه جان ببازند، برای همیشه در آن بهشت خواهند ماند. این داستان نیز امروزه توسط تاریخ‌نگاران جدی گرفته نمی‌شود و آن را از ساخته‌های دوران بعد برای توجیه وفاداری بی‌چون و چرای فدائیان می‌دانند .

 

 حشاشین در شام و رویارویی با صلاح‌الدین ایوبی

 

حشاشین

 

شهرت حشاشین تنها به ایران محدود نماند. آنان در شام (سوریه امروزی) نیز شاخه‌ای قدرتمند داشتند که مرکز آن قلعه مصیاف بود. رهبران شامی حشاشین که با عنوان “شیخ الجبل” (پیر کوهستان) نیز خوانده می‌شدند، در گیرودار جنگ‌های صلیبی نقشی فعال ایفا می‌کردند. آنان گاه با صلیبیون علیه مسلمانان هم‌پیمان می‌شدند و گاه بالعکس. این تاکتیک سیال آنان برای حفظ بقا در میان قدرت‌های بزرگ آن روزگار بود.

یکی از معروف‌ترین داستان‌های مربوط به حشاشین شام، تلاش‌های مکرر آنان برای ترور صلاح‌الدین ایوبی، سلطان کردی‌تبار مصر و شام است. صلاح‌الدین که پس از متحد کردن مسلمانان، صلیبیون را به سختی شکست داده و بیت‌المقدس را بازپس گرفته بود، برای اسماعیلیان نیز یک تهدید محسوب می‌شد.

گفته می‌شود که در دهه ۱۱۷۰ میلادی، چندین بار فدائیان به جان صلاح‌الدین سوءقصد کردند که از جمله آنان، حمله‌ای به اردوگاه وی در محاصره قلعه مصیاف بود. پس از آن، صلاح‌الدین که به شدت از این حملات به تنگ آمده بود، تدابیر امنیتی سختی برای خود اتخاذ کرد و حتی شب‌ها در یک برج چوبی می‌خوابید . این نشان می‌دهد که قدرت و نفوذ حشاشین به حدی بود که حتی سلطان مقتدری چون صلاح‌الدین را نیز به وحشت انداخته بود.

 

 معماری قدرت: دژهای تسخیرناپذیر

 

قلعه الموت تنها پایگاه حشاشین نبود. آنان در نقاط مختلف ایران، به ویژه در رشته کوه‌های البرز و همچنین در قهستان، دژهای متعددی را تصرف یا بنا کردند. از جمله این دژها می‌توان به لمسر، شاهدژ (در اصفهان) و قلعه‌های فردوس و طبس در شرق ایران اشاره کرد . این قلعه‌ها به گونه‌ای طراحی شده بودند که در برابر محاصره‌های طولانی مقاومت کنند. انبارهای غله، آب‌انبارهای بزرگ و کتابخانه‌های غنی از جمله ویژگی‌های این دژها بودند .

حسن صباح که خود مردی زاهد و دانش‌دوست بود، کتابخانه‌ای عظیم در الموت گردآوری کرد که بعدها در حمله مغول‌ها، بخش بزرگی از آن طعمه حریق شد . معماری این قلعه‌ها نشان می‌دهد که اسماعیلیان صرفاً به فکر عملیات نظامی نبودند، بلکه به دنبال ایجاد تمدنی پایدار در دل کوه‌ها بودند. زندگی در این دژها با وجود محدودیت‌های فراوان، بر اساس اصول دقیق و برنامه‌ریزی شده‌ای اداره می‌شد.

 

 فرجام کار: سقوط در برابر طوفان مغول

 

حشاشین

 

حکومت حشاشین نزدیک به دو سده (۱۰۹۰ تا ۱۲۵۶ میلادی) دوام آورد. در این مدت، آنان با سلجوقیان، خوارزمشاهیان، ایوبیان و صلیبیون دست و پنجه نرم کردند و به حیات خود ادامه دادند. اما سرنوشت آنان با ظهور قدرتی سهمگین از شرق پیوند خورد: مغولان.

هلاکوخان مغول، نوه چنگیزخان، پس از تسخیر بخش‌های وسیعی از ایران، مصمم به نابودی اسماعیلیان شد. وی که از سوی دربار مغول و همچنین مسلمانان سنی (مانند خلیفه عباسی) برای این کار تشویق می‌شد، در سال ۱۲۵۶ میلادی (۶۵۴ هجری قمری) با لشکری عظیم به سوی قلاع اسماعیلی روانه شد. امام وقت اسماعیلیان، رکن‌الدین خورشاه، که در الموت مستقر بود، پس از مدتی مقاومت و مذاکره، سرانجام ناچار به تسلیم شد. او به فرمان هلاکو، دستور تخلیه تمامی قلعه‌ها را صادر کرد و آن‌ها یکی پس از دیگری تسلیم مغولان شدند .

هلاکوخان پس از تسخیر الموت، دستور به تخریب آن داد. کتابخانه بی‌نظیر آن به آتش کشیده شد و گنجینه‌هایش به تاراج رفت. عطاملک جوینی، تاریخ‌نگار شهیر ایرانی که در اردوی هلاکو حضور داشت، اجازه یافت تا بخشی از کتاب‌ها و نسخ خطی را نجات دهد . به این ترتیب، دولت حشاشین پس از ۱۶۶ سال، برای همیشه از صفحه روزگار محو شد. با این حال، اسماعیلیان نزاری به حیات مذهبی خود در نقاط مختلف جهان، به ویژه در هند و آسیای میانه، ادامه دادند. امامت آنان همچنان ادامه یافت و امروزه آقاخان به عنوان امام اسماعیلیان نزاری شناخته می‌شود.

 

 میراث حشاشین در فرهنگ و سیاست امروز

 

میراث حشاشین تنها به تاریخ محدود نشده است. این فرقه در سده‌های اخیر، توجه نویسندگان و پژوهشگران بسیاری را به خود جلب کرده است. از کتاب‌های تاریخی گرفته تا رمان‌ها (مانند “سمرقند” اثر امین معلوف) و حتی بازی‌های رایانه‌ای پرمخاطب (مانند مجموعه “Assassin’s Creed”)، همواره نام و نشان آنان زنده نگه داشته شده است. در بازی اساسینز کرید، شخصیت‌های اصلی از نوادگان همین فدائیان هستند که در طول تاریخ برای عدالت می‌جنگند .

در جهان عرب نیز ساخت سریال‌های تاریخی درباره حسن صباح و حشاشین بازتاب گسترده‌ای دارد. سریال مصری “حشاشین” که در سال ۲۰۲۴ پخش شد، با وجود برخی انتقادات تاریخی، با استقبال بی‌سابقه‌ای روبرو گردید و نشان داد که این نام هنوز هم برای مخاطبان جذابیت دارد . بحث‌های پیرامون این سریال، بار دیگر موضوعاتی چون “تروریسم دینی” و “بنیادگرایی” را به میان کشید و برخی گروه‌های امروزی را با حشاشین مقایسه کردند، هرچند که این مقایسه از سوی محققان دقیق تلقی نمی‌شود؛ چرا که ترورهای اسماعیلیان بسیار انتخابی و هدفمند بود و هرگز مردم عادی را در بر نمی‌گرفت .

 

 حسن صباح از نگاه تاریخ: بنیان‌گذار تروریسم یا یک استراتژیست ناگزیر؟

 

آیا حسن صباح را باید بنیان‌گذار تروریسم سازمان‌یافته دانست؟ یا او یک رهبر مذهبی و استراتژیست سیاسی بود که در شرایط نابرابر و در محاصره دشمنان قدرتمند، ناچار به اتخاذ روشی ناهنجار برای بقا گردید؟

با نگاهی به شرایط آن دوران، می‌توان دریافت که حسن صباح امپراتوری نداشت و ارتشی منظم در اختیار نداشت. او و پیروانش در اقلیتی مطلق به سر می‌بردند و از هر سو با دشمنانی روبرو بودند که از نظر نظامی و مالی چندین برابر از آنان قوی‌تر بودند. در چنین وضعیتی، روش “جنگ نامتقارن” از طریق حذف فیزیکی سران حکومت و ارعاب دشمن، شاید تنها راهی بود که می‌توانست بقای فرقه را تضمین کند. او با این روش، توانست حدود دو سده در برابر قدرت‌های بزرگ آن روزگار مقاومت کند.

از سوی دیگر، نمی‌توان جنبه مذهبی ماجرا را نادیده گرفت. باور به امام معصوم و لزوم اطاعت از او، به فدائیان چنان شوری می‌داد که جان خود را در کف دست گرفته و به استقبال مرگ می‌رفتند. این فداکاری، ریشه در عمق باورهای دینی و اعتقاد به عدالت و مبارزه با ظلم داشت .

 

 نتیجه‌گیری: فراسوی افسانه و واقعیت

 

داستان حشاشین، داستان قدرت ایمان، شجاعت، حیله‌گری و خشونت است. آنان فرقه‌ای بودند که با بهره‌گیری از هوشمندی رهبر خود و با تکیه بر ایمان عمیق پیروانشان، توانستند در برابر جریان خروشان قدرت‌های عصر خود ایستادگی کنند. گرچه نامشان با ترور و آدمکشی گره خورده است، اما شناخت آنان بدون در نظر گرفتن بستر تاریخی، مذهبی و سیاسی شکل‌گیری‌شان ممکن نیست.

واژه “Assassin” که از نام آنان در زبان‌های اروپایی به یادگار مانده، شاید تنها یک سوی تاریک این داستان را روایت می‌کند. سوی دیگر آن، روایت مردمانی است که برای آنچه بدان باور داشتند، از همه چیز خود گذشتند و هویتی مستقل را در برابر قدرت‌های بزرگ رقم زدند. قلعه الموت امروز، با آن دیوارهای فروریخته و کتابخانه سوخته، همچنان بر فراز کوه‌های قزوین خودنمایی می‌کند و یادآور روزگاری است که از دل این سنگ‌ها، صدای حشاشین به گوش جهانیان می‌رسید. میراث آنان، چه به عنوان یک واقعیت تاریخی و چه به عنوان یک افسانه، همچنان در قفسه‌های کتاب‌ها و پرده‌های سینما و بازی‌های رایانه‌ای زنده است و به حیات خود ادامه می‌دهد.

 

اگر شما هم هنرمند هستید، جای شما در خانه هنر ایرانیان خالی‌ست.
با عضویت در سامانه خانه هنر ایرانیان، از خدمات تخصصی، حمایت‌های صنفی، اطلاع‌رسانی رویدادها، تسهیلات ویژه هنرمندان و همراهی یک مجموعه حرفه‌ای بهره‌مند شوید.

📌 برای ثبت‌نام و دریافت عضویت رسمی، همین حالا به سامانه عضویت خانه هنر ایرانیان مراجعه کنید و به خانواده بزرگ هنر بپیوندید.

دسته بندی :
نظرات

نوشته مشابه

پشتیانی خانه هنر