مهمترین اخبار خانه هنر ایرانیان:

نور ظهر، روشنایی هنر و گرمای حضور هنرمندان و مسئولان! به گزارش روابط عمومی خانه هنر ایرانیان، ظهر 4 خرداد ماه 1405، گالری وصال میزبان یکی از پرشورترین افتتاحیه‌های هنری بود. نمایشگاه گروهی نقاشی ایرانی با حضور بخشدار رودهن، نماینده دفتر امام جمعه، دکتر مهدی اجاقوند مدیرعامل خانه هنر ایرانیان و جمعی از چهره‌های شاخص […]

چرا سینمای ایران دیگر نمی‌تواند مردم را به سالن‌ها بکشاند؟

ابوالفضل پیرمحمدی
0 دیدگاه
04/12/07
چرا سینمای ایران دیگر نمی‌تواند مردم را به سالن‌ها بکشاند؟

در سال‌های اخیر، سینمای ایران با یکی از عمیق‌ترین بحران‌های خود در حوزه مخاطب مواجه شده است. آمارها نشان می‌دهد که پس از یک دوره کوتاه بهبود پس از همهگیری کرونا، شمار تماشاگران سینما در سال ۱۴۰۴ سقوط آزادی را تجربه کرده و این زنگ خطر را برای فعالان این عرصه به صدا درآورده است. دلایل این افت را باید در چندین لایه و عامل مختلف جستجو کرد؛ از مسائل کلان اقتصادی و سیاسی جامعه گرفته تا سیاست‌گذاری‌های داخلی خود صنعت سینما.

۱. شوک‌های سیاسی-اجتماعی و تأثیر آن بر اقتصاد سینمای ایران

 

بی‌تردید، یکی از مهم‌ترین دلایل ریزش مخاطب در سال ۱۴۰۴، وقوع رویدادهای سیاسی و اجتماعی غیرمنتظره بوده است. به گزارش خبرگزاری جوان آنلاین، نخستین شوک بزرگ به سینمای ایران در جریان جنگ ۱۲ روزه وارد شد که تأثیرات منفی آن تا ماه‌ها پس از پایان درگیری‌ها نیز بر سالن‌های سینما سایه انداخته بود . این رویداد نه تنها به طور مستقیم باعث تعطیلی سینماها شد، بلکه فضای روانی جامعه را برای مدتی طولانی از هرگونه تفریح و سرگرمی جمعی دور کرد.

علاوه بر این، ناآرامی‌های اجتماعی و اعتراضات در ماه‌های پایانی سال، بار دیگر سینماها را به تعطیلی کشاند و حتی پس از بازگشایی مجدد، مردم رغبت چندانی برای حضور در فضاهای عمومی نشان ندادند . آمارهای منتشر شده توسط همشهری آنلاین ابعاد این فاجعه را به وضوح نشان می‌دهد. در بازه زمانی ۱۸ تا ۲۵ دی‌ماه ۱۴۰۴، مجموع فروش سینمای ایران به تنها ۴ میلیارد و ۵۵۱ میلیون تومان رسید، در حالی که تنها یک هفته پیش از آن، این رقم ۲۸ میلیارد و ۸۲۲ میلیون تومان بود. تعداد تماشاگران نیز در همین بازه زمانی کوتاه از ۳۶۷ هزار نفر به ۶۵ هزار نفر سقوط کرد .

مدیرعامل بهمن سبز در گفتگو با همشهری با اشاره به این شرایط بحرانی، سال ۱۴۰۴ را یکی از سخت‌ترین سال‌ها برای نظام توزیع فیلم ایران توصیف کرد و گفت که وضعیت کنونی برای سینماها کمتر از روزهای سخت کرونا نیست. او هشدار داد که در صورت ادامه این روند، باید در پایان سال شاهد ورشکستگی بخشی از سالن‌ها و تعدیل نیروی انسانی باشیم .

 

 ۲. تنگناهای اقتصادی و کاهش قدرت خرید مردم

 

سینمای ایران

 

در کنار شوک‌های سیاسی، وضعیت اسفبار اقتصاد معیشتی خانواده‌های ایرانی را نیز نمی‌توان نادیده گرفت. شرایط تورمی کشور و بالا رفتن سرسام‌آور هزینه‌های جاری زندگی، باعث شده است که عموم مردم سینما رفتن را به عنوان یک کالای لوکس از سبد خرید خود حذف کرده و به دنبال جایگزین‌های کم‌هزینه‌تر مانند شبکه‌های نمایش خانگی یا فضای مجازی باشند . یک منتقد سینما در گفتگو با جماران به صراحت اعلام کرد که قیمت بالای بلیت نسبت به درآمد سرانه که روز به روز کمتر می‌شود، باعث شده است که سینما به‌عنوان یک تفریح ارزان‌قیمت دیگر معنا نداشته باشد. درصد زیادی از مردم ایران چنان گرفتار نداری و فقر شده‌اند که اساساً فرصت و توان مالی برای رفتن به سینما را ندارند .

در واکنش به این شرایط، مسئولان سینمایی بار دیگر به سراغ راهکارهای قدیمی و مسکن‌وار نظیر “شناورسازی قیمت بلیت” و افزایش روزهای نیمه‌بها رفته‌اند. در جدیدترین طرح، قرار است بیش از ۵۰ درصد از سانس‌های سینماها در طول هفته به صورت نیمه‌بها ارائه شود . با این حال، بسیاری از کارشناسان معتقدند که این طرح‌ها صرفاً مسکن‌هایی کوتاه‌مدت هستند و برای درمان پایدار، سینمای ایران نیازمند تغییرات اساسی‌تری در شیوه تولید و محتوای فیلم‌هاست .

 

 ۳. بحران محتوا؛ از سیطره کمدی‌های سخیف تا حذف ژانرهای جدی

 

سینمای ایران

 

شاید بتوان گفت عمیق‌ترین و ساختاری‌ترین دلیل افت مخاطب سینمای ایران، بحران محتوا و کیفیت فیلم‌هاست. سال‌هاست که سینمای ایران در چرخه‌ای معیوب از تکرار گرفتار شده است؛ چرخه‌ای که در آن نه تنوع ژانری جایی دارد، نه جسارت، نه تفکر و نه حتی کمدی‌ای که بتواند از مرز سطحی‌نگری عبور کند .

 سیطره کمدی‌های یکبار مصرف

در سال‌های اخیر، اکران سینماها به تسخیر فیلم‌های کمدی درآمده است؛ آثاری که با فرمول‌های مشخص و استفاده از شوخی‌های جنسی، اینستاگرامی و غیرحرفه‌ای سعی در جذب مخاطب دارند . این نوع کمدی‌ها که برخی منتقدان آن‌ها را “کمدی یکبار مصرف” می‌نامند، حتی برای فرار دو ساعته از دشواری‌های زندگی نیز گزینه مناسبی نیستند و فروش آن‌ها نیز مانند دیگر ژانرها رو به افول است .

سیاست‌گذاری نادرست فرهنگی که ساخت فیلم‌های اجتماعی نقدمحور را محدود کرده، عملاً میدان را برای این دسته از فیلم‌های سطحی باز گذاشته است. حتی برخی معتقدند که ممیزی گسترده و سلیقه‌ای، به طور ناخواسته باعث ترویج ابتذال می‌شود، زیرا فیلمساز برای دور زدن محدودیت‌ها یا جلب نظر ممیزان، به سمت آثاری می‌رود که “حرفی برای گفتن” ندارند .

حذف ژانرهای دیگر و سرکوب فیلم اجتماعی

نبود تنوع ژانری، یکی از انتقادات اساسی به وضعیت فعلی است. سحر عصرآزاد، منتقد سینما، معتقد است که سینمای پلیسی، ژانر کودک و نوجوان و دیگر گونه‌ها آن طور که باید در سینمای ایران رشد نکرده‌اند. وقتی این تنوع وجود نداشته باشد، ذائقه مخاطب نیز نمی‌تواند به درستی تربیت شود و او برای پر کردن خلأ خود، به ناچار به تماشای همان کمدی‌های تکراری می‌نشیند .

محمود گبرلو نیز بر این باور است که سهم بیشتر این افول، متوجه عدم ساخت فیلم‌های اجتماعی خوب است. او می‌گوید برخی از سیاست‌گذاران دچار این توهم شده‌اند که داستان‌های اجتماعی باعث “انحراف” تماشاگر می‌شود. در نتیجه، با حذف این آثار، فقط اجازه پخش فیلم‌هایی داده می‌شود که چیزی فراتر از جوک‌های اینترنتی نیستند . تجربه سال‌های گذشته نشان داده که هرگاه فیلم‌های اجتماعی باکیفیتی مانند “پیرپسر“، “زن و بچه“، “یوس” یا “رها” روی پرده رفته‌اند، مخاطبان جدی سینمای ایران استقبال خوبی از آن‌ها به عمل آورده‌اند . این نشان می‌دهد که تماشاگر ایرانی هنوز هم تشنه دیدن فیلم‌های عمیق و معنادار است، اما متأسفانه سفره‌ای که برای او پهن می‌کنند، فقط پر از فست‌فودهای فرهنگی است.

 

۴. معضلات ساختاری و مدیریتی: از ممیزی تا نابسامانی در تولید

 

در پس پرده این آشفتگی محتوایی، مشکلات عمیق‌تر ساختاری و مدیریتی نیز وجود دارد که ریشه‌های بحران فعلی را تغذیه می‌کند.

 ممیزی گسترده و سلیقه‌ای

یکی از کلیدی‌ترین عوامل این مشکلات، سیستم ممیزی یا همان “سانسور” است. شاهین امین، منتقد سینمای ایران ، معتقد است که ممیزی باید حداقلی باشد، اما وقتی گسترده، سلیقه‌ای و جناحی شود، به ابتذال دامن می‌زند. این قاعده ساده‌ای در تمام جهان است . فشار ممیزی از یک سو باعث خودسانسوری هنرمندان شده و مانع از خلق ایده‌های نو می‌شود، و از سوی دیگر، فیلمساز را به سمتی سوق می‌دهد که یا فیلمی بی‌خطر و سطحی بسازد و یا اثرش سال‌ها در نوبت اکران بماند .

 شکاف بین حاکمیت و خواست مردم

سیدجمال ساداتیان، تهیه‌کننده باسابقه سینمای ایران ، دلیل اصلی افت مخاطب را در تضاد میان نگاه ایدئولوژیک حاکمیت و خواست مردم می‌داند. او معتقد است حاکمیت می‌خواهد نگاه خود را به جامعه تحمیل کند، در حالی که یک فیلمساز باید اثرش متناسب با رفتار و نیاز جامعه باشد. این رویکرد با جوهره هنر که در پی کشف و بیان حقیقت است، در تعارض جدی قرار دارد .

نابسامانی در تولید و اتکا به ارگان‌های دولتی

بخشی از این مشکلات به ساختار تولید فیلم در ایران بازمی‌گردد. بسیاری از سازمان‌ها و ارگان‌ها که وارد عرصه تولید فیلم می‌شوند، بیشتر به فکر منافع سیاسی و سازمانی خود هستند تا جذب مخاطب. بنیاد سینمایی فارابی نیز به عنوان نهاد اصلی حامی فیلم‌های به اصطلاح “فاخر”، در سال‌های اخیر نتوانسته است نقشه راه مشخصی برای برون‌رفت از این وضعیت ترسیم کند و بسیاری از پروژه‌های حمایت شده آن با شکست تجاری و هنری مواجه شده‌اند . کاهش یارانه‌های دولتی و نامشخص بودن ضوابط حمایت‌ها نیز بر اضطراب تهیه‌کنندگان افزوده و بسیاری از آن‌ها را به سمت تولید آثاری با کمترین ریسک ممکن سوق داده است .

 

 ۵. زیرساخت‌های نابرابر و توزیع ناعادلانه امکانات

 

سینمای ایران

 

علاوه بر مشکلات محتوایی و مدیریتی، زیرساخت‌های فیزیکی سینمای ایران نیز در وضعیت مناسبی به سر نمی‌برند. سجاد نوروزی، کارشناس سینما، در گفتگویی به این نکته تلخ اشاره می‌کند که ۸۵ درصد از کل فروش سینمای ایران تنها در ۲۰ پردیس سینمایی بزرگ در شهرهای اصلی رقم می‌خورد. در مقابل، بسیاری از شهرهای کشور حتی یک سالن سینمای استاندارد هم ندارند . این تمرکز شدید امکانات، عملاً بخش عظیمی از جمعیت ایران را از هرگونه امکان دسترسی به نمایش فیلم روی پرده نقرهای محروم کرده است. وقتی زیرساخت وجود نداشته باشد، طبیعتاً تبلیغات سراسری برای سینما نیز بی‌معنا خواهد بود و این صنعت دیگر نیازی به خود نمی‌بیند که برای جلب رضایت مخاطب در سراسر کشور تلاش کند .

 

 نتیجه‌گیری: ضرورت یک بازنگری اساسی

 

افت کنونی مخاطب سینمای ایران معلول یک بحران چندلایه است. در سطح کلان، مشکلات اقتصادی و التهابات سیاسی، مردم را از سالن‌های سینما دور کرده است. در سطح میانی، سیاست‌گذاری‌های غلط فرهنگی، ممیزی‌های سختگیرانه و عدم اعتماد به هنرمند، میدان را برای تولید آثار سطحی و بی‌محتوا باز کرده است. در سطح خرد نیز، مشکلات زیرساختی و توزیع ناعادلانه سالن‌ها، دسترسی به سینما را برای بسیاری از هموطنان غیرممکن ساخته است.

برای خروج از این وضعیت هشدار، سینمای ایران به یک “رنسانس” اساسی نیاز دارد . این رنسانس باید از تغییر نگاه حاکمیت به مقوله هنر و فرهنگ آغاز شود و با کاهش ممیزی‌ها، اعتماد به فیلمسازان و بازگرداندن تنوع ژانری به پرده سینما ادامه یابد. تا زمانی که فیلم اجتماعی نتواند حرفش را بزند و کمدی مجبور نباشد برای خنداندن مخاطب به ابتذال کشیده شود، و تا زمانی که مردم برای یک تفریح ساده مجبور باشند هزینه یک هفته زندگی خود را بپردازند، چراغ سالن‌های سینمای ایران کم‌فروغ باقی خواهد ماند. بازگشت مخاطب، نیازمند عزمی جدی برای التیام این زخم‌های کهنه است.

 

اگر شما هم هنرمند هستید، جای شما در خانه هنر ایرانیان خالی‌ست.
با عضویت در سامانه خانه هنر ایرانیان، از خدمات تخصصی، حمایت‌های صنفی، اطلاع‌رسانی رویدادها، تسهیلات ویژه هنرمندان و همراهی یک مجموعه حرفه‌ای بهره‌مند شوید.

📌 برای ثبت‌نام و دریافت عضویت رسمی، همین حالا به سامانه عضویت خانه هنر ایرانیان مراجعه کنید و به خانواده بزرگ هنر بپیوندید.

دسته بندی :
نظرات

نوشته مشابه

پشتیانی خانه هنر