زندگی نامه خواجه نصیرالدین طوسی
دانشنامه جامع خواجه نصیرالدین طوسی: استاد بشر، حکیم نامی توس
پیشگفتار: در اهمیت بازخوانی حکمت برای هنر امروز
به نام آنکه جان را فکرت آموخت. در این روزگار که شتاب زدگی و سطحی نگری، هنر و اندیشه را از اصالت خویش دور ساخته است، بازگشت به میراث بزرگان فرهنگ این مرز و بوم، نه یک انتخاب، که یک ضرورت است.
سایت «خانه هنر ایرانیان» بر آن است تا در این مجموعه، به بررسی ژرف و همه جانبه زندگی و آثار یکی از برجستهترین چهرههای تاریخ ایران و جهان اسلام، namely «خواجه نصیرالدین طوسی» بپردازد. او تنها یک دانشمند نبود؛ او یک تمدن بود که در وجود یک انسان متجلی شد.
از فلسفه و کلام تا ریاضیات و نجوم، از معماری و سیاست تا اخلاق و عرفان، خواجه نصیر در هر عرصهای، صاحب نظری نو و تأثیری ماندگار بود.
هدف ما در این دانشنامه، فراتر از یک زندگینامه ساده است. در پی آنیم تا نشان دهیم چگونه یک «حکیم» تمام عیار ایرانی توانست با دانش و درایت خود، نه تنها از گرداب هولناک ویرانیهای مغول عبور کند، بلکه آن فاجعه را به فرصتی برای آفرینش بزرگترین مرکز علمی جهان در آن زمان، یعنی رصدخانه مراغه، تبدیل نماید. این متن که برای نخستین بار با این تفصیل و نگاه جامع ارائه میشود، حاصل ساعها تحقیق و تدوین است و میکوشد تا چهره واقعی خواجه را در آیینه هنر و حکمت ایرانی به مخاطب هنردوست خود بنمایاند.
بخش اول: روزگار و تبار (۵۷۹ – ۶۷۲ هجری قمری)
۱-۱. تولد در آستانه طوفان: از طوس تا جهرود
ابوجعفر محمد بن محمد بن حسن طوسی، ملقب به «نصیرالدین» و مشهور به «خواجه نصیرالدین طوسی»، در سپیده دم قرن هفتم هجری، در روز ۱۱ جمادیالاول سال ۵۹۷ (برابر با ۵ اسفند ۵۷۹ خورشیدی و ۱۷ فوریه ۱۲۰۱ میلادی)، در یکی از محلههای شهر طوس پا به عرصه هستی نهاد .
درباره زادگاه دقیق او میان مورخان اختلاف نظرهایی وجود دارد. برخی پدر او را «وجیهالدین محمد بن حسن» از بزرگان و دانشوران قم میدانند که اصالتاً اهل روستای «جهرود» قم بود .
بنا بر روایتی، پدر خواجه برای زیارت به مشهد مقدس رفته بود و در بازگشت به دلیل بیماری همسرش، در طوس ماندگار شد و پس از چندی به درخواست اهالی، به اقامه نماز و تدریس در آن دیار پرداخت و خواجه در همین ایام اقامت پدر در طوس متولد شد . با این حال، عموم تذکره نویسان و خود خواجه در آثارش، وی را «خواجه نصیرالدین طوسی» خوانده و بدین شهرت یافته است .
۱-۲. خاندان علم و فضیلت
خواجه نصیرالدین طوسی در خانوادهای سرشار از علم و دیانت پرورش یافت. پدرش، محمد بن حسن، خود از علمای دین بود و واعظی پرهیزگار و آشنا به علوم دینی به شمار میرفت. مادرش نیز بانویی فاضله بود که در یادگیری قرآن و متون فارسی، یاریگر فرزند خویش گشت .
اما نقش کلیدی در شکوفایی استعداد خواجه را نخست دایی او، «نورالدین علی بن محمد شیعی» ایفا کرد.
خواجه در محضر او، مقدمات حکمت، منطق و ریاضیات را فراگرفت . پس از آن، نزد «کمالالدین محمد حاسب»، ریاضیدان نامی عصر، به تحصیل پرداخت.
چندی نگذشته بود که استاد حاسب به پدر خواجه گفت: «من آنچه میدانستم به او آموختم و اکنون سؤالهایی میکند که گاه پاسخش را نمیدانم!» این جمله، گواهی بر نبوغ سرشار خواجه از همان نوجوانی است .
آخرین استاد وی در طوس، دایی پدرش «نصیرالدین عبدالله بن حمزه» بود. خواجه در محضر او به فراگیری علوم رجال، درایه و حدیث پرداخت و به دست همین استاد، لباس روحانیت بر تن کرد و از او لقب «نصیرالدین» را دریافت نمود .
۱-۳. هجرت علمی: از نیشابور تا عراق
عطش علمآموزی، خواجه جوان را از طوس به نیشابور، که در آن زمان همچنان یکی از مهمترین مراکز علمی خراسان بود، کشاند. اما این هجرت با اندوهی بزرگ همراه بود؛ پدرش را از دست داده بود و یک سال پس از این واقعه تلخ، راهی نیشابور شد . در آن دیار، از محضر استادان بزرگی بهره برد:
-
سراجالدین قمری: در مدرسه سراجیه، فقه و اصول را آموخت.
-
فریدالدین داماد نیشابوری: شاگرد فخرالدین رازی، که خواجه کتاب «اشارات» بوعلی سینا را نزد او فراگرفت. مباحثات عمیق آن دو، استاد را شیفته شاگرد کرد.
-
قطبالدین مصری شافعی: خواجه کتاب «قانون» ابن سینا را در محضر این استاد بزرگ فراگرفت.
-
شیخ عطار نیشابوری: از محضر این عارف بزرگ نیز بهرههای معنوی برد .
پس از نیشابور، خواجه رهسپار ری شد و نزد «برهانالدین قزوینی» به کسب دانش پرداخت. در راه سفر به اصفهان، در قم توقف کرد و از درس «خواجه ابوالسعادات اصفهانی» بهره جست. سرانجام به عراق رفت و مهمترین استاد خود در فقه را در آنجا یافت: «معینالدین سالم بن بدران مصری». خواجه در سال ۶۱۹ هجری قمری از او اجازه نقل روایت دریافت کرد . وی در موصل نیز نزد «کمالالدین موصلی»، نجوم و ریاضیات را به کمال رساند و پس از سالها دوری، به خراسان بازگشت. بدین ترتیب، خواجه با بهرهگیری از محضر دهها استاد در شهرهای مختلف جهان اسلام، به جامعترین دانشمند عصر خود تبدیل شد.
بخش دوم: در پناه دژها (دوره اسماعیلیه)
۲-۱. پناه بردن به قلعههای قهستان
بازگشت خواجه به خراسان، مصادف با روزگار وحشتناک هجوم مغول بود. نیشابور و طوس چندین بار مورد تاخت و تاز قرار گرفته و ویران شده بودند. خواجه برای نجات جان خویش و ادامه تحقیقات علمی، به سوی منطقه قهستان (قائنات) رفت. در آنجا، «ناصرالدین محتشم» از امیران اسماعیلی که بر قلعههای مستحکم آن ناحیه فرمان میراند، از خواجه استقبال شایانی به عمل آورد . اینگونه بود که خواجه نصیر حدود ۲۶ سال از بهترین سالهای عمر خود را در قلعههای اسماعیلیان، از جمله قلعه قائن و سپس الموت، سپری کرد .
۲-۲. اخلاق ناصری: شاهکاری در دل پناهگاه
زندگی در قلعههای اسماعیلی برای خواجه، فرصتی برای تأمل و نگارش پدید آورد. کتابخانههای غنی اسماعیلیان که در طول سالیان گردآوری شده بودند، در اختیار او قرار گرفت. در همین دوران بود که مهمترین اثر اخلاقی خود، یعنی «اخلاق ناصری» را به نام میزبان خود، ناصرالدین محتشم، تألیف کرد . این کتاب که ترجمه و تهذیبی از «طهارة الاعراق» ابن مسکویه است، به زودی به یکی از متون اصلی اخلاق فلسفی در ایران تبدیل شد.
۲-۳. ارزیابی تاریخی: همکاری یا ضرورت؟
دوره همکاری خواجه با اسماعیلیان همواره محل بحث و نظر بوده است. برخی آن را نشانه گرایش او به مذهب اسماعیلی دانستهاند، اما دلایل محکمی بر پایبندی وی به مذهب شیعه دوازده امامی وجود دارد. به نظر میرسد خواجه که مصلحت اندیشی و درایت سیاسی را به خوبی میدانست، این پناهگاه را بهترین مکان برای بقای خود و حفظ علم در آن زمان طوفانی یافت. او در این قلعهها نه تنها به نگارش آثاری چون «اخلاق ناصری»، «رساله معینیه» و شرح «اشارات ابن سینا» پرداخت، بلکه از نفوذ خود برای رسیدگی به امور مردم و کاهش آلام آنان استفاده میکرد .
بخش سوم: وزیر دانشمند ایلخان (دوره ایلخانی)
۳-۱. سقوط الموت و ظهور وزیری جدید
در سال ۶۳۵ هجری خورشیدی، هلاکوخان مغول، نوه چنگیز، با لشکریان خود به سوی قلعههای اسماعیلیان حرکت کرد. پس از محاصره قلعه الموت، حاکم اسماعیلی، «رکنالدین خورشاه»، پس از مشورت با خواجه نصیر که صلاح را در تسلیم دید، قلعه را به روی مغولان گشود . با سقوط الموت، دوره جدیدی از زندگی خواجه آغاز شد. هلاکوخان که شیفته دانش و فراست خواجه شده بود، او را مورد تفقد قرار داد و به مقام وزارت و مشاورت خویش برگزید.
۳-۲. حمایت از بغداد: واقعیت یا افسانه؟
یکی از نکات بحثبرانگیز در زندگی خواجه، نقش او در سقوط بغداد و قتل خلیفه عباسی، المستعصم بالله، در سال ۶۵۶ هجری قمری است. برخی منابع، خواجه را مشوق اصلی هلاکو برای این کار معرفی کردهاند. با این حال، نگاه منصفانه تاریخی نشان میدهد که سقوط خلافت عباسی، یک ضرورت تاریخی و نتیجه ضعف درونی آن بود. خواجه نصیر در این واقعه، بیش از آنکه نقش محرک را داشته باشد، نقش یک مدیر مدبر را ایفا کرد تا از کشتار گسترده علما و نابودی کتابها و میراث فرهنگی بغداد جلوگیری کند. شواهد تاریخی حاکی از آن است که او پس از فتح بغداد، جان بسیاری از دانشمندان را نجات داد و کتابهای خطی فراوانی را از آتش نابودی رهانید .
۳-۳. ایده بزرگ: تأسیس رصدخانه مراغه
خواجه نصیر که اکنون از قدرت و نفوذ کافی برخوردار بود، بزرگترین ایده علمی خود را با هلاکو در میان گذاشت: ساخت یک رصدخانه عظیم و مجهز. هلاکو که به تأثیر ستارگان بر سرنوشت خود باور داشت، با اشتیاق از این ایده استقبال کرد . خواجه با زیرکی تمام، به هلاکو گفت که با رصد دقیق ستارگان میتواند وقایع آینده و حتی طول عمر او را پیشبینی کند. این گونه بود که فرمان ساخت رصدخانه در سال ۶۵۷ هجری قمری صادر شد و ساخت آن بر روی تپهای در غرب مراغه، مشرف به دریاچه ارومیه، آغاز گردید .
۳-۴. فرمانروایی بر جهان علم
خواجه نصیر با استفاده از غنایم جنگی و موقوفات فراوانی که هلاکو در اختیارش گذاشت، به سرعت ساخت عظیمترین رصدخانه جهان آن روز را آغاز کرد. اما هدف خواجه فراتر از یک رصدخانه ساده بود. او درصدد ایجاد یک «دانشگاه» یا «شهرک علمی» تمام عیار بود. بنابراین، در کنار رصدخانه، ساختمانهای متعددی ساخته شد:
-
کتابخانه عظیم: خواجه دستور داد تا کتابهای نفیس غارت شده از بغداد، دمشق، موصل و دیگر شهرها به مراغه منتقل شود. به فرمان هلاکو، هزاران جلد کتاب دیگر نیز از خزائن و کتابخانهها گردآوری و به این کتابخانه اهدا شد. بدین ترتیب، کتابخانه رصدخانه مراغه با بیش از ۴۰۰ هزار جلد کتاب، به گنجینهای بینظیر از علوم و فرهنگ جهان تبدیل گردید .
-
مدرسه و مسجد: برای تربیت شاگردان و برگزاری نماز جماعت.
-
محل سکونت دانشمندان: اقامتگاههایی برای دانشمندانی که از سراسر جهان به مراغه دعوت میشدند.
-
کارگاهها و آزمایشگاهها: برای ساخت ابزارآلات دقیق نجومی و انجام آزمایشهای علمی .
بخش چهارم: رصدخانه مراغه؛ نماد همکاری علمی جهانی
۴-۱. یک سازمان علمی بینالمللی
شکوه رصدخانه مراغه تنها به ساختمان آن نبود، بلکه به مردانی بود که در آن گرد آمدند. خواجه نصیر با درایت تمام، بهترین دانشمندان عصر را از ملیتها و مذاهب گوناگون دعوت به همکاری کرد. این اقدام هوشمندانه، نه تنها به پیشرفت علم کمک کرد، بلکه روحیه همزیستی مسالمتآمیز را در دورهای که جنگ و خونریزی سراسر ایران را فرا گرفته بود، زنده نگاه داشت .
از جمله برجستهترین دانشمندانی که با خواجه همکاری کردند میتوان به این افراد اشاره کرد:
-
قطبالدین شیرازی: بزرگترین شاگرد خواجه که بعدها در نورشناسی و فلسفه به شهرت رسید.
-
مویدالدین عرضی دمشقی: از منجمان بزرگ که در ساخت ابزارآلات با خواجه همکاری داشت.
-
فخرالدین اخلاطی: مهندس و ریاضیدان نامدار.
-
محیالدین مغربی: منجم و ریاضیدان برجسته.
-
ابن الفوطی: کتابدار و مورخ نامی که مدیریت کتابخانه را بر عهده داشت.
-
فائو مونجی: دانشمند چینی که به همراه گروهی از منجمان چینی برای آموزش و همکاری به مراغه آمده بودند. این حضور نشاندهنده ارتباط علمی گسترده میان ایران و چین در آن دوران است .
-
ابن العبری (بارهبرائوس): فیلسوف و مورخ مسیحی که کتابهای علمی را تدریس میکرد .
۴-۲. معماری رصدخانه: شگفتی مهندسی
بقایای رصدخانه مراغه که توسط دکتر پرویز ورجاوند در دهه ۱۳۵۰ خورشیدی کاوش شد، نشان از عظمت معماری آن دارد. ساختمان اصلی رصدخانه، برجی استوانهای شکل به قطر حدود ۲۲ متر بود که ابزارهای اصلی رصد در آن قرار داشت. در اطراف این برج مرکزی، واحدهای مدور پنجگانه، کتابخانه، مسجد، مدرسه و محل سکونت دانشمندان به صورت منظم ساخته شده بودند. رصدخانه روی تپهای به طول ۵۱۰ متر و عرض ۲۱۰ متر قرار داشت و موقعیت آن به گونهای انتخاب شده بود که دید کاملی به آسمان داشته باشد .
۴-۳. ابزارهای رصدی: پیشگامان فناوری
خواجه نصیر و همکارانش برای رصد دقیق آسمان، ابزارهای نوینی ساختند که بسیاری از آنها برای آن زمان بینظیر بود:
-
ذاتالربع دیواری (Quadrant): با شعاعی حدود ۴۳۰ سانتیمتر که برای اندازهگیری ارتفاع ستارگان به کار میرفت.
-
حلقهدار (ذاتالحلق): برای تعیین طول و عرض جغرافیایی.
-
حلقه انقلابی و حلقه اعتدالی: برای رصد حرکت خورشید و اعتدالین.
-
کره سماوی و کره زمین: ساخته شده از فلزات مختلف.
-
تورکتوم: ابزاری پیچیده برای نمایش حرکت استوا نسبت به افق.
-
لوله رصد: چینیان به این ابزار «وانگ-تونگ» میگفتند و از آن نه تنها برای رصد ستارگان، بلکه برای دیدن اشیاء دور در دریا نیز استفاده میکردند. این لولهها را میتوان نیای تلسکوپهای امروزی دانست .
جالب آنکه پس از ساخت رصدخانه مراغه، به فرمان قوبیلای قاآن، امپراتور چین، گروهی از دانشمندان چینی برای آموزش به مراغه آمدند و پس از بازگشت، رصدخانه پکن را به تقلید از رصدخانه مراغه ساختند. همچنین رصدخانههای سمرقند، استانبول و هند نیز از این بنای عظیم الگوبرداری شدهاند .
۴-۴. زیج ایلخانی: ثمره سالها رصد
حاصل سالها رصد و محاسبه در رصدخانه مراغه، کتاب ارزشمند «زیج ایلخانی» بود. این اثر که در سال ۶۷۰ هجری قمری (۱۲۷۶ میلادی) تکمیل شد، یکی از دقیقترین جداول نجومی جهان تا آن روزگار به شمار میرفت. زیج ایلخانی تا قرنها در ایران، چین و حتی اروپا از اعتبار بالایی برخوردار بود. ترجمه لاتین آن در سال ۱۳۵۶ میلادی (حدود ۳۰۰ سال پس از مرگ خواجه) در اروپا منتشر شد .
۴-۵. سیاست علمی خواجه: تقدم علم بر تعصب
یکی از شگفتانگیزترین جنبههای مدیریت خواجه در رصدخانه مراغه، نحوه تعیین حقوق و دستمزد دانشمندان بود. او حقوقها را به شرح زیر تعیین کرد:
-
فیلسوفان و ریاضیدانان: روزی ۳ درهم
-
پزشکان: روزی ۲ درهم
-
فقیهان: روزی ۱ درهم
-
محدثان: روزی نیم درهم
این تقسیمبندی، اعتراض فقیهان و محدثان را برانگیخت. پاسخ خواجه بسیار هوشمندانه و روشنگر بود: «چون افراد به دلایل فطری به دنبال علوم مذهبی و فقهی میروند، کارشان آسان است و کمتر کسی به دنبال علوم سخت و سنگینی مانند نجوم و ریاضیات میرود. پس از حمله مغول، ما بیش از هر زمان دیگری به دانشمندان این علوم نیاز داریم» .
این اقدام خواجه، یک انقلاب آموزشی را به دنبال داشت. تدریس فلسفه که پیش از آن به صورت مخفیانه انجام میشد، علنی گردید و بسیاری از طلاب به سمت فلسفه و طب گرایش پیدا کردند. خواجه با این سیاست هوشمندانه، زیرساختهای علمی یک تمدن بزرگ را پس از ویرانی مغول، بازسازی کرد.
بخش پنجم: خواجه نصیرالدین طوسی به روایت آثار
۵-۱. تنوع و گستردگی آثار
خواجه نصیرالدین طوسی یکی از پرکارترین دانشمندان تاریخ ایران است. شمار آثار منسوب به او را بیش از ۱۸۴ عنوان دانستهاند که در زمینههای گوناگونی همچون ریاضیات، نجوم، فلسفه، کلام، منطق، اخلاق، فقه، طب، موسیقی، تفسیر و علوم غریبه نگاشته شده است . این تنوع، نشاندهنده ذهن جامع و همهچیزدان اوست که لقب «استاد البشر» را برای وی به ارمغان آورده است.
۵-۲. آثار ریاضی و نجومی: معمار علم جدید
خواجه نصیر را بیش از هر چیز، باید احیاگر و پایهگذار مثلثات به عنوان دانشی مستقل از نجوم دانست. پیش از او، محاسبات مثلثاتی در ضمن مباحث نجومی مطرح میشد، اما خواجه با کتاب ارزشمند «کشفالقناع عن اسرار شکلالقطاع» (رساله در شکلالقطاع)، مثلثات را به عنوان یک علم مستقل معرفی کرد و قضیه جیوب (قانون سینوسها) را به روشنی بیان نمود .
از دیگر آثار برجسته او در این حوزه میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
-
تحریر مجسطی: ترجمه و تصحیح کتاب مشهور بطلمیوس.
-
تحریر اصول هندسه اقلیدس: که تا قرنها در مدارس ایران تدریس میشد.
-
التذکرة فی علم الهیئة: کتابی که کاملترین نقد بر نجوم بطلمیوسی در قرون وسطی است. در این کتاب، خواجه مدلهای ریاضی جدیدی برای حرکت سیارات ارائه میدهد که بعدها الهام بخش منجمانی چون کوپرنیک بوده است .
-
بیست باب در معرفت اسطرلاب: کتابی به زبان فارسی درباره کار با اسطرلاب .
-
زیج ایلخانی: که پیشتر به آن اشاره شد .
۵-۳. آثار فلسفی و کلامی: تثبیت حکمت و اندیشه شیعی
خواجه نصیر، حکمت مشایی ابن سینا را که پس از حملات فخرالدین رازی رو به افول نهاده بود، بار دیگر احیا و تبیین کرد . مهمترین آثار فلسفی و کلامی او عبارتند از:
-
تجرید الاعتقاد: این کتاب را باید مهمترین متن کلامی شیعه در تمام اعصار دانست. خواجه در این اثر، با نگاهی عقلی و فلسفی، اصول اعتقادات شیعه را به صورت منظم و استدلالی گردآوری کرد. این کتاب قرنها به عنوان متن درسی در حوزههای علمیه تدریس میشده و شروح متعددی بر آن نگاشته شده است .
-
شرح اشارات ابن سینا: بهترین و مشهورترین شرح بر کتاب «الاشارات و التنبیهات» بوعلی سینا. خواجه در این کتاب، به نقدهای فخرالدین رازی بر ابن سینا نیز پاسخ میگوید .
-
تلخیص المحصل: تلخیص و نقد کتاب «محصل افکار المتقدمین و المتأخرین» فخرالدین رازی .
-
آغاز و انجام: کتابی عرفانی-فلسفی به زبان فارسی در باب مبدأ و معاد .
-
مصارع المصارع: ردیهای بر کتاب «مصارع الفلاسفه» شهرستانی که در آن از فلسفه ابن سینا دفاع میکند .
۵-۴. آثار اخلاقی و تربیتی: تهذیب نفس در آینه حکمت
خواجه نصیر نه تنها به فکر تعلیم علم، بلکه به فکر تزکیه نفس نیز بود. دو اثر برجسته او در این زمینه:
-
اخلاق ناصری: مهمترین کتاب اخلاق فلسفی در ایران. این کتاب در سه مقاله تنظیم شده است: مقاله اول در تهذیب اخلاق، مقاله دوم در تدبیر منزل، و مقاله سوم در سیاست مُدن. خواجه در این اثر، با الهام از فلسفه ارسطو و ابن سینا، نظامی جامع برای سعادت فردی و اجتماعی بشر ترسیم میکند .
-
اوصاف الاشراف: کتابی عرفانی و اخلاقی به زبان فارسی که مراحل سیر و سلوک را با زبانی شیوا توصیف میکند.
۵-۵. آثار منطقی: اساس الاقتباس
کتاب «اساس الاقتباس» یکی از مهمترین آثار منطقی به زبان فارسی است. خواجه در این کتاب، منطق را به شیوهای استادانه و با بیانی رسا تدریس کرده است و آن را میتوان یکی از منابع اصلی آموزش منطق در ایران دانست .
بخش ششم: شاگردان و مکتب خواجه
خواجه نصیر نه تنها عالمی بزرگ، بلکه معلّمی بینظیر بود. او شاگردان برجستهای تربیت کرد که هر یک، خود ستارهای در آسمان علم و فرهنگ ایران شدند.
۶-۱. قطبالدین شیرازی (۶۳۴ – ۷۱۰ ق)
بزرگترین شاگرد خواجه. او در علوم مختلف از جمله فلسفه، نجوم، طب و موسیقی تبحر داشت. کتاب «درة التاج» او یکی از دائرةالمعارفهای بزرگ علمی به زبان فارسی است. قطبالدین اولین کسی بود که علت تشکیل رنگینکمان را به درستی توضیح داد .
۶-۲. علامه حلی (۶۴۸ – ۷۲۶ ق)
یکی از بزرگترین فقیهان و متکلمان شیعه. او در محضر خواجه، حکمت و کلام آموخت و در مقابل، خواجه نیز از او فقه فراگرفت. علامه حلی درباره استادش گفته است: «او شریفترین دانشمندی بود که من در عمرم دیدم» .
۶-۳. ابن فوطی (۶۴۲ – ۷۲۳ ق)
مورخ و کتابدار برجسته رصدخانه مراغه. او که حنبلی مذهب بود، در سایه مدیریت خواجه، به مقامات عالی علمی دست یافت و کتاب «مجمع الآداب» را در شرح حال دانشمندان معاصر خود نگاشت. او در وصف خواجه میگوید: «خواجه مردی فاضل و کریمالاخلاق و نیکوسیرت و فروتن بود. هیچگاه از درخواست کسی دلتنگ نمیشد و حاجتمندی را رد نمیکرد و برخورد او با همه با خوشرویی بود» .
۶-۴. فرزندان دانشمند خواجه
خواجه سه پسر داشت که هر یک در زمره فضلای عصر خود بودند :
-
صدرالدین علی: در فلسفه، نجوم و ریاضی مهارت داشت و در رصدخانه مراغه با پدر همکاری میکرد.
-
اصیلالدین حسن: اهل دانش و فضیلت بود و به امور سیاسی نیز اشتغال داشت.
-
فخرالدین احمد: ریاست امور اوقاف در کشورهای اسلامی را بر عهده داشت.
بخش هفتم: منش و خصائل اخلاقی خواجه

۷-۱. فروتنی در عین عظمت
خواجه با وجود آنکه به مقام وزارت ایلخان مغول رسیده بود و بزرگترین دانشمند روزگار خود به شمار میرفت، انسانی فروتن و گشادهرو بود. حکایات بسیاری درباره تواضع او نقل شده است.
روزی شخصی نامهای به خدمت خواجه آورد که در آن، نویسنده به خواجه ناسزا گفته و او را «کلب ابن کلب» (سگ فرزند سگ) خطاب کرده بود. اطرافیان خواجه خشمگین شدند، اما خواجه با خونسردی پاسخ نامه را نوشت: «آنچه درباره من گفتهاید که سگ هستم، درست نیست؛ زیرا سگ از جمله چهارپایان است، عوعو میکند، پوستش پوشیده از پشم است و ناخنهایی دراز دارد. قامت من راست است، تنم بیموی، ناخنم پهن، ناطق و خندانم. هیچ یک از این صفات سگ در من نیست!» . این حکایت، علاوه بر فروتنی، نشاندهنده روحیه انتقادپذیری و متانت اوست.
۷-۲. کرامت و بخشندگی
ابن فوطی مینویسد: «خواجه مردی کریمالنفس بود و هرگز کسی را ناامید از در خود بازنگرداند. به طلاب و دانشمندان بیبضاعت کمک میکرد و از هیچ کوششی برای رفع گرفتاری آنان فروگذار نمیکرد» .
۷-۳. دینداری و معنویت
خواجه نصیر با وجود اشتغال به علوم عقلی و فلسفی، انسانی عمیقاً معتقد و دیندار بود. او در عین حال که به استدلال عقلی باور داشت، سرچشمه حقیقی دانش را از سوی خداوند میدانست. در شعری زیبا این معنا را چنین بیان کرده است:
گفتم که دلم ز علم محروم نشد ** کم ماند ز اسرار که مفهوم نشد
اکنون که به چشم عقل در مینگرم ** معلوم شد که هیچ معلوم نشد!
این شعر، نشاندهنده اوج تواضع و عرفان اوست که در نهایت سیر عقلانی، به عجز خویش در برابر عظمت حق تعالی اعتراف میکند.
۷-۴. نگاه خواجه به معنای زندگی
پژوهشگران معتقدند نظریه اخلاقی خواجه نصیر از نوع «غایتنگاری» یا «نتیجهگرایی» است. از نظر او، زندگی انسان زمانی معنادار میشود که در مسیر دستیابی به یک هدف والا، یعنی «قرب الهی» و «سعادت اخروی» قرار گیرد. او کسب فضایل اخلاقی و دوری از رذایل را راه رسیدن به این هدف نهایی میداند. به اعتقاد او، تنها دین است که میتواند این مسیر را برای انسان روشن سازد .
بخش هشتم: تأثیرات جهانی و میراث جاویدان
۸-۱. الهامبخش کوپرنیک
یکی از شگفتانگیزترین یافتههای تاریخ علم، تأثیر اندیشههای نجومی خواجه نصیر بر «نیکلاس کوپرنیک»، منجم بزرگ لهستانی و پایهگذار مدل خورشید مرکزی است. تحقیقات نشان داده است که مدلهای ریاضی ارائه شده توسط خواجه نصیر برای اصلاح حرکت سیارات (معروف به «جفتسازی طوسی» یا Tusi-couple)، از طریق امپراتوری بیزانس به اروپا راه یافته و کوپرنیک در کتاب معروف خود «درباره گردش اجرام آسمانی» از این مدلها استفاده کرده است، بدون آنکه نامی از خواجه ببرد . این یافته، اهمیت بینالمللی مکتب نجومی مراغه را نشان میدهد.
۸-۲. ثبت جهانی و بزرگداشت
اهمیت خواجه نصیر در جهان معاصر نیز مورد تأکید قرار گرفته است:
-
روز مهندس: در ایران، پنجم اسفندماه، سالروز تولد خواجه نصیر، به عنوان «روز مهندس» نامگذاری شده است .
-
سال رصدخانه مراغه: سازمان یونسکو، سال ۲۰۰۹ میلادی را به پاس عظمت این بنای علمی، به نام «سال رصدخانه مراغه» نامید و تلاشهایی برای ثبت جهانی آن در حال انجام است .
-
نامگذاری در فضا: به پاس خدمات این دانشمند بزرگ، یکی از دهانههای ماه به نام «نصیرالدین طوسی» نامگذاری شده است. همچنین سیارکی به نام «۱۰۲۶۹ طوسی» در فضا وجود دارد.
بخش نهم: آخرین ایام و آرامگاه ابدی

۹-۱. پایان عمر پربرکت
خواجه نصیرالدین طوسی پس از سالها تلاش بیوقفه علمی و سیاسی، سرانجام در روز ۱۸ ذیالحجه سال ۶۷۲ هجری قمری (۱۱ تیر ۶۵۳ خورشیدی) در بغداد دار فانی را وداع گفت . او در آن روزها به همراه گروهی از شاگردان خود برای جمعآوری کتابهای باقیمانده از کتابخانههای بغداد و بازگرداندن آنها به کتابخانه مراغه به این شهر سفر کرده بود، اما اجل مهلتش نداد و در جوار آستان مقدس امامان شیعه در کاظمین جان به جان آفرین تسلیم کرد .
۹-۲. وصیت و مدفن
خواجه وصیت کرده بود که در جوار بارگاه امام هفتم، حضرت موسی بن جعفر (ع)، معروف به بابالحوائج، به خاک سپرده شود. پیکر پاکش با احترام فراوان تشییع و در جوار این آستان مقدس در شهر کاظمین به خاک سپرده شد. آرامگاه او در کاظمین، امروزه نیز زیارتگاه عالمان و دانشدوستان است .
۹-۳. آیینه عبرت برای آیندگان
زندگی خواجه نصیر، سرشار از درسهای بزرگ برای ما ایرانیان و تمام بشریت است. او به ما آموخت که دانش، مرز نمیشناسد. او به ما نشان داد که در تاریکترین اعصار تاریخ، میتوان با تدبیر و درایت، چراغ علم را روشن نگه داشت. او ثابت کرد که یک عالم دینی، یک فیلسوف و یک سیاستمدار میتواند در عین حال یک مهندس، یک منجم و یک معمار برجسته باشد. او تجسم عینی «انسان کامل» در تمدن اسلامی بود.
بخش دهم: خواجه نصیرالدین طوسی و هنر ایرانی

۱۰-۱. معماری و هندسه
هرچند خواجه نصیر را به طور مستقیم یک معمار نمیشناسیم، اما دانش عمیق هندسی و ریاضی او، تأثیر بیبدیلی بر معماری عصر ایلخانی گذاشت. رصدخانه مراغه، بهعنوان یک بنای علمی عظیم، خود شاهکاری از معماری و مهندسی بود. طراحی دقیق برج مرکزی، جهتگیری ابزارها نسبت به افق و محاسبات دقیق زوایا، همگی نشان از کاربرد عملی دانش ریاضی در معماری دارد. مکتب مراغه در معماری، که بعدها در دوره ایلخانی شکوفا شد، بیتردید از اندیشههای هندسی خواجه تأثیر پذیرفته بود.
۱۰-۲. هنر کتابت و خوشنویسی
کتابخانه عظیم رصدخانه مراغه با ۴۰۰ هزار جلد کتاب، خود نشان از اهمیت هنر کتابت و کتابآرایی در اندیشه خواجه دارد. او نه تنها به جمعآوری کتاب، بلکه به تولید نسخ خطی نفیس نیز اهتمام میورزید. خوشنویسان و کتابآرایان برجسته در رصدخانه مراغه گرد آمده بودند و نسخ بدیعی از آثار علمی و ادبی را کتابت میکردند. بسیاری از نسخ خطی ارزشمندی که امروز در موزههای جهان نگهداری میشود، حاصل این دوره از شکوفایی هنر کتابت در ایران است.
۱۰-۳. موسیقی
خواجه نصیر در علم موسیقی نیز صاحبنظر بود. رسالهای از او به زبان فارسی در علم موسیقی بر جای مانده است که نشان میدهد او با مبانی نظری موسیقی و نسبتهای ریاضی حاکم بر آن آشنا بوده است . در مکتب خواجه، هنر و علم در هم میآمیختند تا به حقیقت واحدی دست یابند.
۱۰-۴. حکمت هنر
از منظر فلسفی، خواجه نصیر از پیروان حکمت مشاء بود، اما در آثارش (مانند «اوصاف الاشراف» و «آغاز و انجام») گرایشهای عرفانی و اشراقی نیز دیده میشود. این نگاه فلسفی-عرفانی، زمینهساز نگاه زیباییشناسانه خاصی شد که بعدها در هنر دوره ایلخانی و تیموری به شکوفایی رسید. در این نگاه، هنر نه صرفاً تقلید از طبیعت، که تجلی حق در قالبهای زیبا بود.
بخش یازدهم: گفتار بزرگان در باب خواجه
آنچه در ادامه میآید، گزیدهای از سخنان دانشمندان و مورخان بزرگ درباره شخصیت والای خواجه نصیر است:
-
علامه حلی (شاگرد خواجه): «خواجه بزرگوار در علوم عقلی و نقلی تصنیفات بسیار دارد و در علوم اسلامی بر طریقه مذهب شیعه کتابها نوشت. او شریفترین دانشمندی بود که من در عمرم دیدم. خدا نورانی کند ضریح او را» .
-
ابن فوطی (کتابدار و شاگرد خواجه): «خواجه مردی فاضل و کریمالاخلاق و نیکوسیرت و فروتن بود و هیچگاه از درخواست کسی دلتنگ نمیشد و حاجتمندی را رد نمیکرد و برخورد او با همه با خوشرویی بود» .
-
ابن شاکر کتبی: «خواجه بسیار نیکوصورت، خوشرو، کریم، سخی، بردبار، خوشمعاشرت، زیرک و با فراست بود و یکی از سیاستمداران روزگار خویش به شمار میرفت» .
-
ابن خلدون (مورخ و جامعهشناس بزرگ): او و فخرالدین رازی را بزرگترین دانشمندان ایران دانسته است .
نتیجهگیری: چراغی فراراه هنر و حکمت معاصر
خواجه نصیرالدین طوسی، این فرزانه توس، تنها یک شخصیت تاریخی نیست؛ او یک «اسوه» و «الگو» برای امروز ماست. در عصری که تخصصی شدن افراطی علوم، انسان را از نگاه جامع به هستی بازداشته است، شخصیتی همچون خواجه نصیر به ما یادآوری میکند که «حکمت» یعنی توانایی دیدن پیوند همه چیز با همه چیز. او به ما میآموزد که یک هنرمند ایرانی، اگر بخواهد هنرش اصیل و ماندگار باشد، باید با علوم و معارف زمانه خود آشنا باشد و از آنها در آفرینش اثر خود بهره گیرد.
«خانه هنر ایرانیان» بر آن است تا با معرفی چنین الگوهایی، زمینه بازگشت هنر معاصر ایران به ریشههای عمیق حکمی و علمی آن را فراهم آورد. خواجه نصیر نشان داد که هنر و علم، نه در تقابل، که در تعامل با یکدیگر میتوانند به حقیقت والاتری دست یابند. باشد که ما نیز با تأسی به این استاد بزرگ، راه او را در پیوند دادن زیبایی و حقیقت، ادامه دهیم. روانش شاد و یادش گرامی باد.
اگر شما هم هنرمند هستید، جای شما در خانه هنر ایرانیان خالیست.
با عضویت در سامانه خانه هنر ایرانیان، از خدمات تخصصی، حمایتهای صنفی، اطلاعرسانی رویدادها، تسهیلات ویژه هنرمندان و همراهی یک مجموعه حرفهای بهرهمند شوید.
برای ثبتنام و دریافت عضویت رسمی، همین حالا به سامانه عضویت خانه هنر ایرانیان مراجعه کنید و به خانواده بزرگ هنر بپیوندید.