مهمترین اخبار خانه هنر ایرانیان:

نور ظهر، روشنایی هنر و گرمای حضور هنرمندان و مسئولان! به گزارش روابط عمومی خانه هنر ایرانیان، ظهر 4 خرداد ماه 1405، گالری وصال میزبان یکی از پرشورترین افتتاحیه‌های هنری بود. نمایشگاه گروهی نقاشی ایرانی با حضور بخشدار رودهن، نماینده دفتر امام جمعه، دکتر مهدی اجاقوند مدیرعامل خانه هنر ایرانیان و جمعی از چهره‌های شاخص […]

سعید راد

پویا عسکری
0 دیدگاه
04/11/26
سعید راد

فهرست مطالب

سعید راد؛ از اوج شهرور تا بازگشتی دوباره

سعید راد، یکی از مطرح‌ترین و محبوب‌ترین چهره‌های سینمای ایران، با نام کامل احمد سعید حق‌پرست راد، در تاریخ ۴ آبان ۱۳۲۳ در تهران به دنیا آمد . او بازیگری بود که کارنامه‌اش فراز و نشیب‌های بسیاری را از سر گذراند؛ از اوج شهرت در پیش و پس از انقلاب تا سال‌ها دوری از وطن و بازگشتی دوباره به صحنه سینما. سرانجام این هنرمند خوش‌چهره و خوش‌صداقت، پس از تحمل یک دوره بیماری، در ۱ مرداد ۱۴۰۳ در سن ۷۹ سالگی دار فانی را وداع گفت .

دوران کودکی و نوجوانی

سعید راد در محله قدیمی سنگلج تهران چشم به جهان گشود، اما اصالت خانوادگی او به منطقه جونقان در استان چهارمحال و بختیاری بازمی‌گشت . پدرش افسر نیروی هوایی و از اعضای سازمان نظامی حزب توده بود. او در دوران کودکی سعید، طی یک پرواز آزمایشی دچار سانحه شد و درگذشت . این اتفاق تلخ، تأثیر عمیقی بر زندگی او گذاشت. پس از آن، خانواده‌اش به محله‌ای در شمیران نقل مکان کردند که همسایگانی چون جلال آل‌احمد، نیما یوشیج و داریوش رفیعی داشت .

دوران تحصیلات ابتدایی را در مدرسه نیکی علاء و دوره دبیرستان را در مدرسه شاپور تجریش (رشید یاسمی فعلی) که اکنون به موزه سینما تبدیل شده است، گذراند. جالب است که جلال مقدم، از کارگردانان مطرح سینما، دبیر انشاء او در سال اول دبیرستان بود . پس از پایان دوره متوسطه در رشته طبیعی (تجربی)، وارد دانشکده کشاورزی کرج (پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران) شد، اما پس از مدتی از تحصیل در این رشته انصراف داد .

علاقه و استعداد سعید راد در دوران جوانی بیشتر به سوی ورزش بولینگ جلب شد. او در این رشته به قدری جدی و حرفه‌ای کار کرد که به مقام قهرمانی نیز دست یافت و پاتوق همیشگی او بولینگ عبده بود .

آغاز فعالیت هنری

ورود سعید راد به دنیای سینما اتفاقی و از طریق دوستی با امیر نادری، عکاس سینما، رقم خورد. او در سال ۱۳۵۰ با یک نقش کوتاه (سیاهی لشکر) در فیلم «فاتحین صحرا» به کارگردانی محمد زرین‌دست، جلوی دوربین رفت . هرچند این شروع، چندان چشمگیر نبود، اما خیلی زود استعداد و فیزیک مناسب او نظر کارگردانان را جلب کرد.

نخستین نقش مهم و تأثیرگذار او در فیلم «خداحافظ رفیق» به کارگردانی امیر نادری بود . اما آنچه سعید راد را به اوج شهرت رساند، بازی در فیلم «تنگنا» (۱۳۵۲) ساخته امیر نادری بود. او در این فیلم نقش «علی خوش‌دست» را ایفا کرد که جوانی پهلوان‌منش و قانون‌گریز بود. این نقش چنان با شخصیت و قیافه او عجین شد که نام سعید راد برای همیشه با «تنگنا» و «علی خوش‌دست» گره خورد. او برای این فیلم جایزه تندیس سپاس بهترین بازیگر نقش اول مرد را دریافت کرد .

پس از این موفقیت، سعید راد به یکی از پرکارترین بازیگران سینمای پیش از انقلاب تبدیل شد و در کمتر از یک دهه در بیش از ۳۰ فیلم سینمایی بازی کرد . از جمله آثار شاخص او در این دوران می‌توان به «صبح روز چهارم» (۱۳۵۱) که برای آن نیز جایزه گرفت، «صادق کرده» (۱۳۵۱) به کارگردانی ناصر تقوایی و «سفر سنگ» (۱۳۵۶) به کارگردانی مسعود کیمیایی اشاره کرد .

تداوم فعالیت پس از انقلاب و اوجی دیگر

پس از انقلاب ۱۳۵۷، برخلاف بسیاری از ستاره‌های سینمای پیش از انقلاب، سعید راد توانست به فعالیت خود ادامه دهد. او در سال ۱۳۶۰ با فیلم «مرز» به کارگردانی جمشید حیدری، اولین فیلم داستانی بلند درباره جنگ ایران و عراق، به سینما بازگشت . در این فیلم او نقش یک استوار ارتش به نام مختار را ایفا کرد.

اما اوج شهرت سعید راد در دوران پس از انقلاب، با بازی در فیلم «عقاب‌ها» (۱۳۶۳) به کارگردانی ساموئل خاچیکیان رقم خورد. «عقاب‌ها» یکی از اولین و مهم‌ترین فیلم‌های جنگی سینمای ایران بود که داستان نجات یک خلبان ایرانی را روایت می‌کرد . این فیلم نه تنها سعید راد را به محبوبیتی بی‌سابقه رساند، بلکه به یکی از پرمخاطب‌ترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایران تبدیل شد و تا سال‌ها بارها اکران شد . جمله معروف او در این فیلم («خب، ما برای این روزها ساخته شدیم دیگه!») در حافظه جمعی ایرانیان ماندگار شد .

ممنوع‌الکاری و سال‌های دوری از وطن

در اوج موفقیت و پس از فیلم «عقاب‌ها»، به‌ناگاه فعالیت سعید راد در سینما متوقف شد. او در اواسط دهه ۱۳۶۰ ممنوع‌التصویر گردید و همین موضوع او را مجبور به ترک ایران کرد . خود او در مصاحبه‌ای دلیل این ممنوعیت را عدم تمایل برخی مدیران وقت (از جمله محسن مخملباف و سید محمد خاتمی، وزیر وقت ارشاد) برای رشد چهره‌های سینمای قبل از انقلاب عنوان کرده بود .

سال‌های مهاجرت برای او بسیار سخت گذشت. او مدتی در پاکستان، هند، کانادا و آمریکا زندگی کرد و برای امرار معاش به کارهای ساده‌ای مانند رانندگی و پیک‌موتوری روی آورد . این دوران، فاصله‌ای عمیق از وطن و حرفه‌ای بود که عاشقش بود.

بازگشت به میهن و دوران جدید بازیگری

سعید راد سرانجام در سال ۱۳۷۸ به ایران بازگشت، اما برای دریافت مجوز بازیگری با تأخیر مواجه شد. سرانجام در سال ۱۳۸۲ و پس از ۱۹ سال دوری از سینما، با فیلم پرهزینه و پرحاشیه «دوئل» به کارگردانی احمدرضا درویش به پرده نقرهای بازگشت . اگرچه این بازگشت با استقبال زیادی روبه‌رو شد، اما خود او به خوبی احساس می‌کرد که دیگر آن قهرمان همیشگی نیست و بیشتر نقش‌های فرعی و مکمل به او پیشنهاد می‌شود .

با این حال، او در این دوران نیز بازی‌های درخشان و ماندگاری از خود به جای گذاشت. از مهم‌ترین آنها می‌توان به نقش تیمسار فلاحی، فرمانده نیروی زمینی ارتش، در فیلم «چ» (۱۳۹۲) به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا اشاره کرد . همچنین بازی او در فیلم «گیرنده» (۱۳۹۰) به کارگردانی مهرداد غفارزاده، جایزه دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد را از سی‌امین جشنواره فیلم فجر برای او به ارمغان آورد . از دیگر آثار او در این سال‌ها می‌توان به سریال‌های «در چشم باد» (نقش رضاشاه)، «سرزمین کهن»، «ترور خاموش» و «گیلدخت» (نقش یک آشپز نابینا) اشاره کرد .

زندگی شخصی و علایق

سعید راد دو بار ازدواج کرد که هر دو به جدایی انجامید. او از همسر اول خود صاحب یک دختر به نام «نگاه» (دندانپزشک) و یک پسر به نام «سام» (وکیل) شد که مدتی در کانادا زندگی می‌کردند . همسر دوم او «نوش‌آفرین»، خواننده و بازیگر مشهور پیش از انقلاب بود. این ازدواج ۱۷ سال به طول انجامید و در نهایت به طلاق انجامید .

سعید راد علاوه بر بولینگ، به ورزش‌های دیگری مانند دوچرخه‌سواری، پیاده‌روی و ایروبیک علاقه داشت و تا سنین بالا نیز به تناسب اندام خود اهمیت می‌داد . او یکی از هواداران پر و پا قرص تیم فوتبال پرسپولیس بود و نوه‌اش، آدام همتی، نیز در تیم‌های پایه این باشگاه بازی کرده است . او همچنین در مصاحبه‌ای اعلام کرده بود که در روزهای آغازین جنگ، در مناطق جنگی مانند سوسنگرد حضور داشته و به انتقال مجروحان و کمک‌رسانی مشغول بوده است .

بیماری و درگذشت

سعید راد در شهریور ۱۴۰۲ بر اثر زمین‌خوردگی در منزل، از ناحیه کمر دچار آسیب شد. پس از دو عمل جراحی و ماه‌ها فیزیوتراپی، نه تنها بهبود نیافت، بلکه به دلیل عوارض ناشی از جراحی و بستری بودن، به عفونت ریه و مثانه نیز مبتلا شد . سرانجام پس از ۱۰ ماه تحمل رنج بیماری، در ۱ مرداد ۱۴۰۳ در تهران درگذشت.

پیکر او در ۳ مرداد در حیاط خانه سینما تشییع شد و بنا بر وصیت خودش، در جوار آرامگاه محمدعلی فردین، دیگر ستاره محبوب سینمای ایران، در قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) به خاک سپرده شد . مراسم تشییع او با حاشیه‌هایی همراه بود و پژمان بازغی، رئیس انجمن بازیگران سینما، از حضور کمرنگ چهره‌های سرشناس در این مراسم انتقاد کرد .

میراث ماندگار

درگذشت سعید راد، پایانی بر یک عصر و دوران در سینمای ایران بود. او که با چشمان آبی و فیزیک منحصربه‌فردش، نماد یک قهرمان و ضدقهرمان سینمایی بود، کارنامه‌ای پربار و خاطره‌انگیز از خود به یادگار گذاشت. از «تنگنا» و «عقاب‌ها» تا «چ» و «گیرنده»، او همیشه تلاش کرد تا نقش‌هایش را با صداقت و باورپذیری ایفا کند.

زندگی حرفه‌ای او روایتگر تلاطم‌های سینمای ایران در دهه‌های مختلف بود؛ از اوج ستاره‌گی و محبوبیت تا ممنوعیت و مهاجرت و بازگشتی دوباره. با این حال، نام سعید راد و تصویر او در قاب سینما، برای همیشه در تاریخ فرهنگ و هنر این سرزمین ماندگار خواهد بود.

سعید راد؛ آخرین بازمانده نسل طلایی سینمای ایران

فصل اول: پیش از تولد یک ستاره (۱۳۲۳-۱۳۵۰)

ریشه‌ها و تولد در سنگلج

سعید راد با نام کامل احمد سعید حق‌پرست راد، در چهارمین روز آبان‌ماه سال ۱۳۲۳ در یکی از قدیمی‌ترین محله‌های تهران، یعنی سنگلج، چشم به جهان گشود. اصالت خانوادگی او به منطقه جونقان در استان چهارمحال و بختیاری بازمی‌گشت. سنگلج آن سال‌ها هنوز بافت سنتی خود را حفظ کرده بود و کوچه‌پس‌کوچه‌هایش بعدها در فیلم‌های نوآر ایرانی به تصویر کشیده شدند.

کودکی در سایه غم

پدرش افسر نیروی هوایی و از اعضای سازمان نظامی حزب توده بود. سرنوشت اما برای خانواده او برنامه دیگری داشت. پدر در یک پرواز آزمایشی دچار سانحه شد و درگذشت. این اتفاق تلخ زمانی رخ داد که سعید تنها دو سال داشت. مادر با سه فرزند تنها ماند و تصمیم گرفت به محله دیگری نقل مکان کند. آنها به شمیران رفتند، جایی که همسایگانی چون جلال آل‌احمد، نیما یوشیج و داریوش رفیعی داشتند.

تحصیل و نخستین جرقه‌ها

تحصیلات ابتدایی را در مدرسه نیکی علاء گذراند و دوره دبیرستان را در مدرسه شاپور تجریش (که بعدها به مدرسه رشید یاسمی تغییر نام داد و اکنون موزه سینماست) به پایان رساند. جالب آنکه جلال مقدم، از کارگردانان موج‌ساز سینمای ایران، دبیر انشاء او در سال اول دبیرستان بود. پس از پایان دوره متوسطه در رشته طبیعی (تجربی)، وارد دانشکده کشاورزی کرج شد اما پس از مدتی انصراف داد.

قهرمانی در بولینگ

پیش از آنکه به سینما برسد، او قهرمان بولینگ ایران بود. پاتوق همیشگی او بولینگ عبده بود، جایی که بعدها بسیاری از هنرمندان و ورزشکاران آنجا رفت و آمد می‌کردند. این ورزش حرفه‌ای به او نظم، تمرکز و فیزیک متناسبی داد که بعدها در سینما برگ برنده‌اش شد.


فصل دوم: ورود به دنیای تصویر و تولد یک اسطوره (۱۳۵۰-۱۳۵۷)

از سیاهی لشکر تا نقش اول

ورود سعید راد به سینما کاملاً اتفاقی بود. آشنایی با امیر نادری، عکاس سینما که بعدها کارگردان مشهوری شد، سرنوشت او را تغییر داد. اولین حضور مقابل دوربین در سال ۱۳۵۰ با فیلم «فاتحین صحرا» رقم خورد؛ آن هم در یک نقش کوتاه و بی‌نام. اما نگاه تیزبین امیر نادری چیزی در این جوان دید که دیگران نمی‌دیدند.

«خداحافظ رفیق» و نخستین درخشش

نخستین نقش مهم او در فیلم «خداحافظ رفیق» (۱۳۵۰) به کارگردانی امیر نادری بود. این فیلم که داستان دو دوست را روایت می‌کرد که درگیر یک معضل اخلاقی می‌شوند، نشان داد که بازیگر تازه‌نفسی با قیافه خاص و بازی متفاوت پا به عرصه گذاشته است.

نقطه عطف: «تنگنا» (۱۳۵۲)

سال ۱۳۵۲ سال تولد یک اسطوره بود. فیلم «تنگنا» به کارگردانی امیر نادری، با بازی سعید راد در نقش «علی خوش‌دست»، داستان جوان پهلوان‌منش و قانون‌گریزی را روایت می‌کرد که در مسیر نادرست قرار می‌گیرد. این نقش چنان با شخصیت واقعی او عجین شد که تا آخر عمر، نام سعید راد با «علی خوش‌دست» گره خورد. فیلم با استقبال بی‌نظیری مواجه شد و او برای این نقش جایزه تندیس سپاس بهترین بازیگر نقش اول مرد را دریافت کرد.

همکاری با بزرگان

پس از این موفقیت، او به یکی از پرکارترین بازیگران سینمای پیش از انقلاب تبدیل شد. در کمتر از یک دهه در بیش از ۳۰ فیلم سینمایی بازی کرد:

  • «صادق کرده» (۱۳۵۱) به کارگردانی ناصر تقوایی: فیلمی که فضایی متفاوت از سینمای آن سال‌ها داشت.

  • «صبح روز چهارم» (۱۳۵۱) که برای آن نیز جایزه گرفت.

  • «سفر سنگ» (۱۳۵۶) به کارگردانی مسعود کیمیایی: همکاری با کیمیایی برای هر بازیگری آرزو بود.


فصل سوم: عبور از انقلاب و اوج‌گیری دوباره (۱۳۵۷-۱۳۶۵)

تداوم فعالیت در سینمای پساانقلاب

برخلاف بسیاری از ستاره‌های سینمای پیش از انقلاب که پس از ۱۳۵۷ یا از صحنه کنار رفتند یا مهاجرت کردند، سعید راد توانست به فعالیت خود ادامه دهد. او در سال ۱۳۶۰ با فیلم «مرز» به کارگردانی جمشید حیدری به سینما بازگشت. این فیلم، اولین فیلم داستانی بلند درباره جنگ ایران و عراق محسوب می‌شود. او در نقش یک استوار ارتش به نام مختار، تصویری متفاوت از یک نظامی ایرانی ارائه داد.

افسانه «عقاب‌ها» (۱۳۶۳)

سال ۱۳۶۳، سال اوج دوباره سعید راد بود. فیلم «عقاب‌ها» به کارگردانی ساموئل خاچیکیان، داستان تلاش یک خلبان ایرانی برای نجات خود و هم‌رزمانش از دست عراقی‌ها را روایت می‌کرد. این فیلم نه تنها یکی از اولین و مهم‌ترین فیلم‌های جنگی ایران بود، بلکه به پرمخاطب‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران تا آن زمان تبدیل شد. جمله معروف او در این فیلم: «خب، ما برای این روزها ساخته شدیم دیگه!» در خاطره جمعی ایرانیان ماندگار شد و بارها و بارها از تلویزیون پخش گردید.

پایان یک دوران

پس از «عقاب‌ها»، همه انتظار داشتند سعید راد در اوج بماند، اما ناگهان همه چیز تغییر کرد. او در اواسط دهه ۱۳۶۰ ممنوع‌التصویر شد و دیگر اجازه بازی پیدا نکرد.


فصل چهارم: سال‌های تبعید و تلاش برای بقا (۱۳۶۵-۱۳۷۸)

چرا ممنوع‌التصویر شد؟

خود او در مصاحبه‌ای دلیل این ممنوعیت را عدم تمایل برخی مدیران وقت برای رشد چهره‌های سینمای قبل از انقلاب عنوان کرد. او معتقد بود برخی تصمیم‌گیرندگان آن دوره، از جمله محسن مخملباف و سید محمد خاتمی (وزیر وقت ارشاد)، نمی‌خواستند ستاره‌های قدیمی دوباره مطرح شوند.

ترک وطن

این ممنوعیت به قدری برای او سنگین بود که تصمیم به ترک ایران گرفت. سال‌های مهاجرت برای مردی که تا دیروز ستاره سینمای ایران بود، بسیار سخت گذشت. او ابتدا به پاکستان و هند رفت و سپس راهی کانادا و آمریکا شد.

از ستارگی تا پیک‌موتوری

در این سال‌ها برای امرار معاش به مشاغل ساده روی آورد: رانندگی، کار در رستوران و حتی پیک‌موتوری. این فاصله از وطن و حرفه‌ای که عاشقش بود، زخمی عمیق بر روح و روانش گذاشت. با این حال، هیچ‌گاه از بازگشت به ایران ناامید نشد.


فصل پنجم: بازگشت به وطن و غروب آرام (۱۳۷۸-۱۴۰۳)

۱۹ سال بعد

سعید راد سرانجام در سال ۱۳۷۸ به ایران بازگشت، اما دریافت مجوز بازیگری چند سال طول کشید. سرانجام در سال ۱۳۸۲ و پس از ۱۹ سال دوری از سینما، با فیلم «دوئل» به کارگردانی احمدرضا درویش به پرده نقره‌ای بازگشت. اگرچه این بازگشت با استقبال روبه‌رو شد، اما خود او خوب می‌دانست که دیگر آن قهرمان همیشگی نیست و نقش‌های اصلی به او پیشنهاد نمی‌شود.

نقش‌های ماندگار در دوران جدید

با وجود گذر سن و سال، او همچنان بازی‌های درخشانی ارائه داد:

  • «چ» (۱۳۹۲) به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا: نقش تیمسار فلاحی، فرمانده نیروی زمینی ارتش در جریان انقلاب و جنگ. این نقش نشان داد که او هنوز هم می‌تواند با صلابت ظاهر شود.

  • «گیرنده» (۱۳۹۰) به کارگردانی مهرداد غفارزاده: این فیلم جایزه دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد را از سی‌امین جشنواره فیلم فجر برای او به ارمغان آورد.

  • سریال‌های تلویزیونی: «در چشم باد» (نقش رضاشاه)، «سرزمین کهن»، «ترور خاموش» و «گیلدخت» (نقش یک آشپز نابینا) از جمله کارهای او در این سال‌ها بودند.

روزهای پایانی

در شهریور ۱۴۰۲، سعید راد بر اثر زمین‌خوردگی در منزل، از ناحیه کمر دچار آسیب شد. دو عمل جراحی و ماه‌ها فیزیوتراپی نه تنها بهبودی به همراه نداشت، بلکه به دلیل عوارض ناشی از بستری بودن، به عفونت ریه و مثانه نیز مبتلا شد. پس از ۱۰ ماه تحمل رنج بیماری، سرانجام در ۱ مرداد ۱۴۰۳ در تهران درگذشت.

بدرود با رفیق

پیکر او در ۳ مرداد در حیاط خانه سینما تشییع شد و بنا بر وصیت خودش، در جوار آرامگاه محمدعلی فردین، دیگر ستاره محبوب سینمای ایران، در قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) به خاک سپرده شد. پژمان بازغی، رئیس انجمن بازیگران سینما، از حضور کمرنگ چهره‌های سرشناس در این مراسم انتقاد کرد و گفت که این ستاره بزرگ شایسته بدرقه باشکوه‌تری بود.

 

بشتابید به سوی خواندن مقاله ای در مورد مهران مدیری  یکی از بهترین بازیگران ایران


فصل ششم: زندگی خصوصی و باورها

عشق‌ها و خانواده

سعید راد دو بار ازدواج کرد که هر دو به جدایی انجامید. از همسر اول خود صاحب یک دختر به نام «نگاه» (دندانپزشک) و یک پسر به نام «سام» (وکیل) شد که در کانادا زندگی می‌کردند. همسر دوم او «نوش‌آفرین»، خواننده و بازیگر مشهور پیش از انقلاب بود. این ازدواج ۱۷ سال به طول انجامید.

علایق و سرگرمی‌ها

او تا سنین بالا به ورزش اهمیت می‌داد و به دوچرخه‌سواری، پیاده‌روی و ایروبیک علاقه داشت. یکی از هواداران پرشور تیم فوتبال پرسپولیس بود و نوه‌اش، آدام همتی، در تیم‌های پایه این باشگاه بازی کرده است.

حضور در جنگ

او در مصاحبه‌ای اعلام کرد که در روزهای آغازین جنگ تحمیلی، در مناطق جنگی مانند سوسنگرد حضور داشته و به انتقال مجروحان و کمک‌رسانی مشغول بوده است. این وجه از زندگی او کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

 

سعید راد کیه ؟

زندگی سعید راد

سعید راد در جنگ

بیوگرافی سعید راد

سعید راد پیش از انقلاب

سعید راد پس از انقلاب

فصل  1 سعید راد

فصل 2 سعید راد

فصل 3 سعید راد

فصل ………… سعید راد


فصل هفتم: میراث و جایگاه در سینمای ایران

آخرین بازمانده یک نسل

درگذشت سعید راد، پایان یک عصر در سینمای ایران بود. او آخرین بازمانده نسل طلایی بازیگرانی بود که در دهه ۱۳۵۰ به شهرت رسیدند و تا دهه‌های بعد ادامه دادند. چشمان آبی و فیزیک منحصربه‌فردش، او را به نمادی از قهرمان و ضدقهرمان در سینمای ایران تبدیل کرد.

کارنامه‌ای برای تاریخ

از «تنگنا» و «عقاب‌ها» تا «چ» و «گیرنده»، کارنامه او گواهی بر تلاش برای ایفای نقش با صداقت و باورپذیری است. او در طول بیش از پنج دهه فعالیت، فراز و نشیب‌های بسیاری را تجربه کرد: از اوج ستاره‌گی و محبوبیت تا ممنوعیت و مهاجرت و بازگشتی دوباره.

خاطره‌ای جاودان

نام سعید راد برای همیشه با سینمای ایران عجین خواهد ماند. نسل‌های آینده با دیدن فیلم‌های او، با مردی آشنا خواهند شد که چهره‌اش نماد یک دوران بود و بازی‌اش، خاطره‌ای ماندگار در تاریخ فرهنگ و هنر این سرزمین.


فصل هشتم: فیلم‌شناسی گزیده

پیش از انقلاب

  • فاتحین صحرا (۱۳۵۰)

  • خداحافظ رفیق (۱۳۵۰)

  • صبح روز چهارم (۱۳۵۱)

  • صادق کرده (۱۳۵۱)

  • تنگنا (۱۳۵۲)

  • غلام زنگی (۱۳۵۴)

  • سفر سنگ (۱۳۵۶)

پس از انقلاب

  • مرز (۱۳۶۰)

  • عقاب‌ها (۱۳۶۳)

  • دیده‌بان (۱۳۶۸) – توقیف شد

  • دوئل (۱۳۸۲)

  • گیرنده (۱۳۹۰)

  • چ (۱۳۹۲)

  • به وقت خماری (۱۳۹۶)

سریال‌های تلویزیونی

  • در چشم باد (۱۳۸۷)

  • سرزمین کهن (۱۳۹۲)

  • ترور خاموش (۱۳۹۵)

  • گیلدخت (۱۴۰۱)

اگر شما هم هنرمند هستید، جای شما در خانه هنر ایرانیان خالی‌ست.
با عضویت در سامانه خانه هنر ایرانیان، از خدمات تخصصی، حمایت‌های صنفی، اطلاع‌رسانی رویدادها، تسهیلات ویژه هنرمندان و همراهی یک مجموعه حرفه‌ای بهره‌مند شوید.

📌 برای ثبت‌نام و دریافت عضویت رسمی، همین حالا به سامانه عضویت خانه هنر ایرانیان مراجعه کنید و به خانواده بزرگ هنر

برچسب ها :
نظرات

نوشته مشابه

پشتیانی خانه هنر