مهمترین اخبار خانه هنر ایرانیان:

نور ظهر، روشنایی هنر و گرمای حضور هنرمندان و مسئولان! به گزارش روابط عمومی خانه هنر ایرانیان، ظهر 4 خرداد ماه 1405، گالری وصال میزبان یکی از پرشورترین افتتاحیه‌های هنری بود. نمایشگاه گروهی نقاشی ایرانی با حضور بخشدار رودهن، نماینده دفتر امام جمعه، دکتر مهدی اجاقوند مدیرعامل خانه هنر ایرانیان و جمعی از چهره‌های شاخص […]

تخت جمشید

پویا عسکری
0 دیدگاه
04/11/26
تخت جمشید

تخت جمشید (در دوره هخامنشیان: پارسه(به پارسی باستان:𐎱𐎠𐎼𐎿) (در زبان‌های غربی: پرسپولیس، پرسه‌پلیس) (در دوره اسلامی میانه: صدستون یا چهل منار) (در عصر ساسانی: صدستون(به پهلوی𐭮𐭲𐭮𐭲𐭥𐭭𐭩sadstūn) مجموعه‌ای از چند کاخ تو در تو در کنار دشت مرودشت و در کوهپایهٔ کوه رحمت در استان فارس واقع در شهر مرودشت ایران است. در دوره‌های تاریخی پس از هخامنشیان، به‌دلیل فراموشی خط و زبان پارسی باستان و ناآشنا بودن سنگ نوشته‌ها، نام پارسه فراموش شده و مردم نام تخت جمشید (پادشاه پیشدادی) را بر روی کاخ می‌نهند. تخت جمشید در شهر باستانی پارسه یکی از شهرهای باستانی ایران قرار داشته است که طی سالیان، پیوسته پایتخت تشریفاتی شاهنشاهی هخامنشی بوده است. تخت جمشید در دوران زمامداری داریوش بزرگ، خشایارشا و اردشیر یکم بنا شده است و به زمان نزدیک ۲۰۰ سال آباد بوده است. در نخستین روز سال نو گروه‌های زیادی از کشورهای گوناگون به نمایندگی از ساتراپ‌ها یا استانداری‌ها با پیشکش‌هایی گوناگون در تخت جمشید گرد می‌آمدند و کادوهای خود را به شاه پیشکش می‌کردند.

در سال ۵۱۸ پیش از میلاد بنای تخت جمشید به عنوان پایتخت نو هخامنشیان در پارسه آغاز گردید. بنیان‌گذار تخت جمشید داریوش بزرگ بود، هرچند پس از او پسرش خشایارشا و نوه‌اش اردشیر یکم با افزودن بناهای دیگر، این مجموعه را گسترش دادند. بسیاری از آگاهی‌های کنونی که در مورد پیشینهٔ هخامنشیان و فرهنگ آن‌ها در دسترس است به‌دلیل سنگ‌نوشته‌ها و گِل‌نوشته‌هایی است که در این کاخ‌ها و بر روی دیواره‌ها و لوحه‌های آن حکاکی شده است. سامنر برآورد کرده است که دشت تخت جمشید که دربرگیرنده ۳۹ خاستگاه زندگی بوده، در دورهٔ هخامنشیان ۴۳٬۶۰۰ نفر جمعیت داشته است. اسکندر مقدونی در ۳۳۰ پیش از میلاد، به ایران یورش آورد و تخت جمشید را به آتش کشید. بااین‌حال ویرانه‌های این مکان هنوز هم برپا است و باستان‌شناسان از ویرانه‌های آن نشانه‌های آتش و یورش را تأیید می‌کنند.

این مکان تاریخی از سال ۱۹۷۹ یکی از آثار ثبت‌شده ایران در یونسکو است.

شاهان ساسانی نیز سنگ‌نوشته‌هایی در تخت جمشید در کاخ تچر بر جای گذاشته‌اند. یکی از حاکمان سیستان در زمان ساسانیان به نام شاپور سکانشاه پسر هرمز دوم بر دیوار کاخ تچر کتیبه‌ای به جا گذاشته مبنی بر اینکه وی در این مکان جشنی برقرار کرده و ضمن به جای آوردن مراسم دینی برای روان برادرش، خودش و آن که تخت جمشید را ساخته قربانی داده است. به پس از آمدن اسلام به ایران نیز این جایگاه را گرامی می‌شمردند و آن را هزارستون یا چهل ستون یا چهل منار می‌گفتند و با شخصیت‌هایی همچون سلیمان نبی و جمشید پیوندش می‌دادند. عضدالدوله دیلمی در تخت جمشید دو کتیبه به خط کوفی بر جای گذاشته است. همچنین کتیبه‌های دیگری هم به عربی و هم به فارسی در تخت جمشید وجود دارد که تازه‌ترین آن وابسته به دوره قاجار است این سنگ نوشته به فرمان مظفرالدین‌شاه قاجار نوشته شده است که در دیوار شمالی کاخ تچر قرار دارد.

تخت جمشید در شمال شهرستان مرودشت، شمال استان فارس (شمال‌شرقی شیراز) جای دارد.

در فاصلهٔ شش و نیم کیلومتری از تخت جمشید نقش رستم است. در نقش رستم، آرامگاه‌های شاهنشاهانی مانند داریوش بزرگخشایارشااردشیر یکم و داریوش دوم واقع است. افزون بر نقش رستم دو آرامگاه به صورت کاملاً تمام شده و یک آرامگاه به صورت نیمه‌تمام در تخت جمشید موجود است. آرامگاه‌هایی که در دامنهٔ کوه رحمت و مشرف به تخت جمشید واقع شده است متعلق به اردشیر دوم و اردشیر سوم شاهنشاهان هخامنشی می‌باشد. در جنوب تخت جمشید یک آرامگاه به صورت نیمه‌تمام رها شده است که بر بنیان دیدگاه برخی از باستان شناسان، منسوب به داریوش سوم است.

جدا از سازندگان تخت جمشید که داریوش یکم، خشایارشا و اردشیر یکم بودند، اردشیر سوم نیز بازسازی‌هایی در تخت جمشید انجام داد.

 

» پارسی باستان𐎱𐎠𐎼𐎿[۱۴] به معنای «شهر پارسیان» است زیرا به ایالت پارس منسوب بود.

یونانیان آن را «پِرسپولیس» (به یونانی Περσέπολις یعنی «پارسه‌

شهر» ؛(PérsēsΠέρσης:پارسی و(pólisπόλις:شهر) خوانده‌اند. واژه یونانی یادشده امروزه در بیشتر زبان‌های اروپایی بازتاب یافته است.

در زمان ساسانیان به تخت جمشید سَدْستون (صد ستون) می‌گفتند. چنانچه در سنگ‌نبشته شاهپور سکانشاه این نام بدیسه «سَدستون» (به پهلوی𐭮𐭲𐭮𐭲𐭥𐭭𐭩sadstūn) در بند پنجم نوشتار هویداست .
در فارسی معاصر این بنا را «تخت جمشید» یا قصر شاهی جمشید پادشاه اسطوره‌ای ایران می‌نامند. تاورنیه جهانگرد فرانسوی که در عصر صفوی چندین بار به ایران سفر کرد، از تخت‌جمشید با نام «چهل منار» یاد می‌کند.

در شاهنامه فردوسی آمده است:

جمشید پادشاهی عادل و زیبارو بود که نوروز را بر پا داشت و هفتصد سال بر ایران پادشاهی کرد. اورنگ یا تخت شاهی او چنان بزرگ بود که دیوان به دوش می‌کشیدند.

صدها سال پس از حمله اسکندر و اعراب و در زمانی که یاد و خاطره پادشاهان هخامنشی فراموش شده بود، مردمی که از نزدیکی خرابه‌های پارسه عبور می‌کردند، تصاویر حکاکی شدهٔ تخت شاهی را می‌دیدند که روی دست مردم بلند شده است و از آنجا که نمی‌توانستند خط میخی کتیبه‌های حک شده روی سنگ‌ها را بخوانند، می‌پنداشتند که این همان اورنگ جمشید است که فردوسی در شاهنامه خود از آن یاد کرده است. به همین خاطر نام این مکان را تخت جمشید نهادند. بعدها که باستان‌شناسان توانستند خط میخی کتیبه را ترجمه کنند، متوجه شدند که نام اصلی آن پارسه بوده است.

در دوره اسلامی این مکان را محترم شمرده و آن را هزار ستون و چهل منار می‌نامیدند و با شخصیت‌هایی چون سلیمان نبی و جمشید ربطش می‌دادند.

نام مشهور غربی این محل یعنی پِرسِه پلیس ریشه غریبی دارد. در زبان یونانی، پِرسِه پلیس یا به صورت شاعرانه آن پِرسِپ تولیس (Perseptolis) لقبی است برای آتنه الهه خرد، صنعت و جنگ که ویران‌کنندهٔ شهرها معنی می‌دهد. این لقب را آشیل، شاعر یونانی سده پنجم پیش از میلاد، به حالت تجنیس و بازی با لغات، در مورد شهر پارسیان به کار برده است.

تاریخچه

ساخت و ساز

تخت جمشید در مرکز استان فارس، ۱۰ کیلومتری شمال شهر مرودشت و در ۵۷ کیلومتری شیراز قرار دارد. ارتفاع از سطح دریا تخت جمشید ۱۷۷۰ متر می‌باشد. طرف شرقی این مجموعه کاخ‌ها بر روی کوه رحمت و سه طرف دیگر در درون جلگه مرودشت پیش رفته است. تخت جمشید بر روی صفّه یا سکوی سنگی که ارتفاع آن بین ۸ تا ۱۸ متر بالاتر از سطح جلگهٔ مرودشت است، واقع شده است. ابعاد تخت جمشید ۴۵۵ متر (جبهه غربی)، ۳۰۰ متر (جبهه شمالی)، ۴۳۰ متر (جبهه شرقی)، ۳۹۰ متر (جبهه جنوبی) می‌باشد. همچنین طول تخت جمشید برابر با طول آکروپولیس در آتن است، اما عرض آن چهار تا پنج برابر آکروپولیس است.

کتیبه بزرگ داریوش بزرگ بر دیوار جبهه جنوبی تخت جمشید، آشکارا گواهی می‌دهد که در این مکان هیچ بنایی از قبل وجود نداشته است. وسعت کامل کاخ‌های تخت جمشید ۱۲۵ هزار متر مربع است

قدیمی‌ترین بخش تخت جمشید بر پایهٔ یافته‌های باستان‌شناسی مربوط به سال ۵۱۸ پیش از میلاد است.آنگونه که در منابع متعدد و گوناگون تاریخی آمده است ساخت تخت جمشید در حدود ۲۵ سده پیش در دامنه غربی کوه رحمت یا میترا یا مهر و در زمان داریوش بزرگ آغاز شد و سپس توسط جانشینان وی با تغییراتی در بنای اولیه آن ادامه یافت. بر اساس خشت‌نوشته‌های کشف شده در تخت جمشید در ساخت این بنای با شکوه معماران، هنرمندان، استادکاران، کارگران، زنان و مردان بی‌شماری شرکت داشتند که علاوه بر دریافت حقوق از مزایای بیمهٔ کارگری نیز استفاده می‌کردند. ساخت این مجموعهٔ بزرگ و زیبا بنا به روایتی ۱۲۰ سال به طول انجامید.

یکی از هنرهای معماری در تخت جمشید این است که نسبت ارتفاع سر درها به عرض آن‌ها و همین‌طور نسبت ارتفاع ستون‌ها به فاصلهٔ بین دو ستون نسبت طلایی است. نسبت طلایی نسبت مهمی در هندسه است که در طبیعت وجود دارد. این نشانگر هنر ایرانیان باستان در معماری است.

 

 

تخریب

مجموعه کاخ‌های تخت جمشید، در سال (۳۳۰ پیش از میلاد) به دست اسکندر مقدونی به آتش کشیده شد و تمام بناهای آن به صورت ویرانه درآمد. پس از شکست داریوش سوم، اسکندر به سوی تخت جمشید، پایتخت ایران لشکر کشید و پس از غارت گنجینه‌های آن، کاخ بزرگ و شهر اطراف آن را به خاک و خون کشید و آثار و آثار مذهبی صدها ساله را همراه با کاخ‌های باشکوه و تماشاگران ویران کرد. تالارهایی که تخت جمشید را به جواهر شاهنشاهی تبدیل کرده بود. اما به عنوان انگیزه اصلی برای اینکه چرا اسکندر تخت جمشید را سوزانده است، ذکر شده است که خشایارشا اول در سال ۴۸۰ قبل از میلاد به یونان حمله کرده بود و روستاها، شهرها و معابد (از جمله پارتنون آتن) را به آتش کشید تا اینکه در نبرد دریایی سالامیس و بعداً در نبرد پلاتئا شکست خورد. حمله ۴۸۰ پیش از میلاد به جنگ‌های ایران برای مدت طولانی توسط یونانی‌ها به یاد می‌آمد اگرچه همه گزارش‌ها همچنین اشاره می‌کنند که اسکندر و مردانش زمانی که تصمیم به ویران کردن و به آتش کشیدن شهر گرفتند مست بودند.

از بناهای بر جای مانده و نیمه ویرانه، بنای مدخل اصلی تخت جمشید است که به کاخ آپادانا معروف است و مشتمل بر یک تالار مرکزی با ۳۶ ستون و سه ایوان ۱۲ ستونی درقسمت‌های شمالی، جنوبی و شرقی است که ایوان‌های شمالی و شرقی آن به‌وسیله پلکان‌هایی به حیاط‌های مقابل متصل و مربوط می‌شوند. بلندی صفه در محل کاخ آپادانا ۱۶ متر و بلندی ستون‌های آن ۱۸ متر است. این مجموعه در فهرست آثار تاریخی ایران و نیز در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است

 

تخت جمشید کجاست؟

تاریخ تخت جمشید

سال ساخت تخت جمشید

طول تخت جمشید

بازدید های تخت جمشید

بازدیدهای اولیه از خرابه‌ها

سفرنامه یا کتاب فیثاغورس (Pythagore) زایش ۶۰۸ پیش از میلاد، درگذشت ۵۰۹ ق. م) یکی از قدیمی‌ترین منابع دربارهٔ تخت جمشید است. او (در فصل ۱۰۲ تا ۱۱۰ ترجمه فارسی) آن را شرح داده و آن را بنایی عظیم دانسته و گفته است صدها نفر درحال تکمیل آن هستند وقتی این بنا تکمیل شود بزرگ‌ترین بنای جهان خواهد بود. پولیبیوس مورخ یونانی سده سوم پیش از میلاد متذکر شده است که در زمان هخامنشیان آن کس که کاریزی حفر یا زمینی را آباد می‌کرد یا کاریز خشکی را بازسازی می‌نمود مالیات ۵ نسل بر او بخشوده می‌شد. در سیاحتنامه فیثاغورس به باغ‌های مصفا که با دولاب آبیاری می‌شده اشاره شده که داریوش و کوروش بزرگ خود ساعتی را در آن به کشاورزی می‌پرداخته است. او از اسب‌های تربیت شده که آن‌ها را پارس می‌خواندند یاد کرده است.

در کتاب‌های مورخان دوران اسلامی از سده چهارم به بعد از بنای تخت جمشید به عنوان بنایی عظیم یاد شده و شگفتی حاصل از بزرگی بنا، سبب شد که تا مدت‌های طولانی آن را به جمشید یا سلیمان نبی، که هر دو را یکی می‌پنداشتند، و بنّایان آن را دیو و اجنه منسوب نمایند، و حتی نوشته‌اند که دیوها مجسمه و تصویر شاهان خود را بر دیوارها کنده‌اند! در زمان مسعودی (سده چهارم هجری قمری) آن را مسجد سلیمان بن داوود می‌نامیدند، ولی مسعودی فکر می‌کرد که آنجا بنایی کهن بوده که بعدها همای، دختر بهمن پسر اسفندیار، آن را آتشکده کرده است.دیلمیان تخت جمشید را ساختهٔ اجداد خود می‌دانستند و عضدالدوله دیلمی در کاخی که به اسم فرزندش ابونصر در شیراز ساخت، تعدادی از در و درگاه‌های کاخ تچر (کاخ داریوش بزرگ) را به آنجا منتقل و در آنجا نصب کرد. محمد بن محمود طوسی در سده ششم هجری قمری از استخر (اصطخر) به عنوان دارالملک سلیمان یاد کرده و از مسجد سلیمان و نقوش و حجاری‌های آن سخن به میان آورده و مانند اصطخری احداث این بنای سترگ را به دیوها و پریان نسبت داده است.در همان زمان، ابن بلخی این مکان را کاخ جمشید دانسته و ضمن توصیف آن، برخی ویژگی‌های طبیِ موجود در مصالح به‌کاررفته در آن را، که در بین مردم آن دوره شناخته‌شده بوده، برشمرده است. آنچه حمداللّه مستوفی در سده هشتم هجری قمری دربارهٔ تخت جمشید از نویسندگان پیش از خود نقل کرده، گویای استمرار عقیده‌های پیشین در این باره است.

جفری داکت، جهانگرد انگلیسی که در سال ۱۵۶۹ از تخت جمشید بازدید کرد در گزارش کوتاه خود می‌گوید: «تخت جمشید کاملا مخروبه بود و از آنچه باقیمانده فقط دو دروازه که دوازده مایل از یکدیگر فاصله داشت و بعضی کنگره‌ها در کوه‌های اطراف و بقایای مجاری آب دیده می‌شود». گارسیا د سیلوا سفیر اسپانیا که از سوی پادشاه اسپانیا به دربار شاه عباس اول فرستاده شده بود. در سال ۱۶۱۷ از تخت جمشید بازدید کرد. او نخستین کسی بود که پی‌برد تخت جمشید همان پرسپولیس پایتخت آیینی هخامنشیان است. در دوره صفویه تخت جمشید محل بازدید گردشگران خارجی شده بود. آمبروسیو بمبو جهانگرد ونیزی در بازدید خود از تخت جمشید در سال ۱۶۷۴ می‌گویدː «نمی‌توان به روشنی بیشتری فهمید که همه این‌ها چه بوده است. این نه تنها به این دلیل است که گذشت زمان شکل آن بنای عظیم را از بین برده و نظم بنای اولیه آن را به هم ریخته است، بلکه به این دلیل است که همانطور که قاپوچی‌های اصفهان به من گفتند، توسط وحشیگری شرورانه یکی از خان‌های شیراز در زمان شاه عباس اول ویران شده است. از آنجایی که رسم سخاوتمندانه پادشاهان ایران این بود که هزینه‌های خارجی‌ها را بپردازند تا بتوانند به دیدن این آثار باستانی و سایر آثار باستانی موجود در ایالت خود بروند، دستور دادند که خان‌های ایالت‌ها هزینه‌های اروپایی‌هایی را که به آنجا می‌روند، بپردازند. امام‌قلی خان پسر الله وردی خان که در آن زمان خان شیراز بود، با دیدن اینکه تعداد خارجی‌ها به دلیل سهولت در دیدن آن آثار بدون هزینه در حال افزایش است، سوگند یاد کرد که چنین هزینه‌ای را از بین ببرد و آن ویرانه‌ها را به طور کامل ویران کند. او شروع به انجام این کار کرد. وقتی پادشاه بلافاصله مطلع شد، فرمان قطعی صادر کرد تا آن اقدام وحشیانه را که فقط بخشی از آن انجام شده بود، متوقف کند»

 

 

پژوهش‌های باستان‌شناسی

اولین کاوش‌های علمی در تخت جمشید توسط ارنست امیل هرتزفلد آلمانی در ۱۹۳۱ تحت نظر رضاشاه صورت گرفت. وی توسط مؤسسه خاورشناسی دانشگاه شیکاگو فرستاده شده بود. یافته‌های وی هنوز در این مؤسسه نگه‌داری می‌شوند. هرتزفلد معتقد بود دلیل ساخت تخت جمشید نیاز به جوی شاهانه و باشکوه، نمادی برای شاهنشاهی پارس و مکانی برای جشن گرفتن وقایع خاص به خصوص نوروز بوده است. به دلایل تاریخی تخت جمشید در جایی که شاهنشاهی پارس پایه گذاشته شده بود ساخته شده است؛ هر چند در آن زمان مرکز امپراتوری نبوده است.

معماری تخت جمشید به‌دلیل استفاده از ستون‌های چوبی مورد توجه قرار گرفته است. معماران تخت جمشید فقط زمانی از سنگ استفاده کرده‌اند که بزرگ‌ترین سروهای لبنان یا ساج‌های هند اندازه‌های لازم برای تحمل سقف را نداشته‌اند. در حالی که ته ستون‌ها و سر ستون‌ها از سنگ بوده‌اند.

یک هیئت کاوش ایرانی – ایتالیایی در این محل کاوش می‌کرد. علیرضا عسکری چاوردی، سرپرست ایرانی از دانشگاه شیراز و سرپرست ایتالیایی برنامه پیر فرانچسکو کالیری از دانشگاه بولونیا بودند

 

 

یادگاری نویسی‌های جهانگردان اروپایی بر دیوارهای تخت جمشید

قدیمی‌ترین نام‌های تاریخ‌گذاری شده در سده‌های ۱۷ و ۱۸ ظاهر می‌شوند: در سال ۱۶۳۸ (جی.ای. فون ماندلسلو)، ۱۷۰۴ (آدریان دو بکر به همراه کورنلیس دو بروئن)، ۱۷۶۵ (تاجر پارچه مقیم ای. هرکولس؛ یا. مور؛ و کاشف مشهور دانمارکی، کارستن نیبور)، ۱۷۶۷ (دبلیو. رابینز، جی. اسکیپ، جی. اسلوپ) و ۱۷۸۷ (ویلیام فرانکلین). اشاره اندرسون به گرافیتی‌های تاریخ‌گذاری شده در سال‌های ۱۷۴۶ و ۱۷۵۳ توسط نویسنده قابل تأیید نبود، اما ممکن است از آن زمان محو یا فرسوده شده باشند. این تاریخ‌ها و نام‌ها گواه تغییر منافع تجاری خارجی در ایران است. از سال ۱۶۲۳ تا ۱۷۰۸، شرکت هند شرقی هلند بر تجارت خلیج فارس تسلط داشت، عمدتاً به‌دلیل انحصار آنها بر تجارت ادویه خاور دور، و قابل توجه است که اولین گرافیتی بنابراین منعکس کننده بازدید یک هیئت تجاری اولیه اروپایی اعزامی توسط فردریک دوک هولشتاین است.

 

وضعیت کنونی

در دورهٔ نو و با بازگشت و پیدایش حس میهن‌پرستی در میان ایرانیان و ارج‌گذاری به گذشتگان این سرزمین، تخت جمشید اعتبار بسیاری یافت. در زمان حکمرانی دودمان پهلوی به این بنا توجه فراوانی شد و محمدرضاشاه پهلوی، جشن‌های دوهزار و پانصد سال شاهنشاهی ایران را در این سازهٔ کهن برگزار کرد. با آغاز رویداد انقلاب اسلامی این سازه را یادگار شاهان خواندند و بسیار مورد بی‌مهری قرار دادند. ازجمله صادق خلخالی اولین حاکم شرع دادگاه‌های انقلاب برای تخریب آن عازم شد، اما با مقاومت مردم و پرسنل تخت جمشید ناکام ماند. گزارش‌هایی موجود است که صادق خلخالی پس از تخریب آرامگاه رضا شاه قصد تخریب آرامگاه فردوسی و پارسه (تخت جمشید) را هم داشته اما این مسئله با مخالفت دولت موقت (از جمله وزیر فرهنگ پرویز ورجاوند)، استاندار فارس نصرت‌الله امینی و آیت‌الله سید محمود طالقانی و مقاومت مردم مرودشت و کارکنان پارسه، در این امر ناکام ماند. ولی امروزه می‌توان تخت جمشید را نام‌آورترین و دوست‌داشتنی‌ترین سازه در ایران و در میان ایرانیان و همچنین نماد شکوه گذشتگان دانست.

سد سیوند در ۹۵ کیلومتری شمال شیراز، ۵۰ کیلومتری شهر باستانی تخت جمشید و حدود ۱۰ کیلومتری پاسارگاد بر روی رودخانهٔ سیوند ساخته شده است. رودخانهٔ پلوار بین این دو محوطهٔ باستانی ثبت شده در فهرست میراث جهانی یونسکو (تخت جمشید و پاسارگاد) در کنار آرامگاه کوروش و در دل تنگه بلاغی جریان داد. با آب‌گیری این سد مخالفت‌های بسیاری صورت گرفته است. معترضان به آب‌گیری سد سیوند معتقدند آب‌گیری این سد پیامدهای ناگواری را برای میراث فرهنگی و طبیعی منطقهٔ دشت پاسارگاد و تنگه بلاغی به همراه خواهد داشت. شوربختانه سر انجام این سد در فروردین ۱۳۸۶ هـ.ش. آب‌گیری شد. شایان ذکر است که عمر مفید سد ۳۰ سال تخمین زده شده است اما کارشناسان تأثیر تخریبی این سد را بسیار زیاد دانسته و اعلام می‌داشتند یک برنامه سی ساله عمر مفید باعث تخریبی در آثار ملی و ضربه به آن‌ها خواهد شد.

به خاطر خشکسالی‌های متعدد و همین‌طور استفاده غلط از منابع آب زیرزمینی، در اطراف مجموعهٔ تخت جمشید و نقش رستم فرونشست بحرانی زمین رخ داد که در آینده می‌تواند برای این مجموعه خطرساز باشد.

 

 

اگر شما هم هنرمند هستید، جای شما در خانه هنر ایرانیان خالی‌ست.
با عضویت در سامانه خانه هنر ایرانیان، از خدمات تخصصی، حمایت‌های صنفی، اطلاع‌رسانی رویدادها، تسهیلات ویژه هنرمندان و همراهی یک مجموعه حرفه‌ای بهره‌مند شوید.

📌 برای ثبت‌نام و دریافت عضویت رسمی، همین حالا به سامانه عضویت خانه هنر ایرانیان مراجعه کنید و به خانواده بزرگ هنر

 

برچسب ها :
نظرات

نوشته مشابه

پشتیانی خانه هنر