مهمترین اخبار خانه هنر ایرانیان:

نور ظهر، روشنایی هنر و گرمای حضور هنرمندان و مسئولان! به گزارش روابط عمومی خانه هنر ایرانیان، ظهر 4 خرداد ماه 1405، گالری وصال میزبان یکی از پرشورترین افتتاحیه‌های هنری بود. نمایشگاه گروهی نقاشی ایرانی با حضور بخشدار رودهن، نماینده دفتر امام جمعه، دکتر مهدی اجاقوند مدیرعامل خانه هنر ایرانیان و جمعی از چهره‌های شاخص […]

شاهنامه

متین قربانی
0 دیدگاه
04/12/02
شاهنامه

دریچه ورود ما به این جهان، نه صرفاً روایت داستان‌ها، که واکاوی «هنر» به معنای راستین کلمه در شاهنامه خواهد بود. همان هنری که فردوسی خود به زیباترین شکل از آن پرده برمی‌دارد.

اما پیش از آن که به قصر بلند این سخن پای نهیم، نیکوست که از معنای واژه‌ای آغاز کنیم که شاهنامه را برای همیشه با هنر ایرانی پیوند زده است.

پیشگفتار: «هنر نزد ایرانیان است و بس»؛ تأملی در معنای راستین

این مصرع مشهور، بی‌گمان یکی از پرتکرارترین و در عین حال، یکی از دیرفهم‌ترین ابیات ادب پارسی در عصر ماست.

چه بسیارند کسانی که این بیت را چون پرچمی برای فخر فروشی و برتر دانستن ذاتی ایرانیان در همه هنرها به کار می‌گیرند، غافل از آنکه سراینده طوس این سخن را در چه بستری و با چه مقصودی سروده است.

برای دریافت صحیح این مفهوم، باید به متن اصلی حماسه ملی و داستان پرهیجان بهرام گور بازگردیم.

در این داستان، بهرام گور به صورت ناشناس و با نام ساختگی «برزو» به نزد شَنگُل، فرمانروای هند، می‌رود.

شنگل که شیفته دلیری و توانمندی‌های او شده است، اما از بازگشت وی به ایران و قدرت گرفتن پادشاهی ایران هراس دارد، دو بار او را به جان‌فرساترین خطرها می‌فرستد: نخست برای کشتن کرگی درشت اندام و سپس برای نابودی اژدهایی هولناک.

بهرام هر دو مأموریت را با سربلندی به انجام می‌رساند. در این میان، فغفور چین که از ماجرا باخبر می‌شود، در نامه‌ای به بهرام، او را به چین دعوت می‌کند و خود را با لقب «شاه جهان» می‌خوانَد. بهرام که از این خودبزرگ‌بینی فغفور برآشفته شده است، در پاسخ وی چنین می‌سراید:

دگر آنک گفتی که من کردهام
به هندوستان رنجها بردهام
همان اختر شاه بهرام بود
که با فرّ و اورند و با نام بود
هنر نیز ز ایرانیان است و بس
ندارند کرگ ژیان را به کس

چنانکه از بستر داستان پیداست، این سخن در میدان نبرد و برای بیان برتری رزم‌آوری و دلیریِ بهرام و یارانش در رویارویی با کرگ ژیان (یا شیر ژیان در برخی نسخه‌ها) بیان شده است.

واژه «هنر» در اینجا به معنای توانمندی رزمی، شجاعت، دلیری و مهارت‌های پهلوانی است، نه آنچه امروز از «هنر» در ذهن داریم.

بنابراین، این بیت بیانگر برتری ذاتی و نژادی ایرانیان در همه هنرها نیست، بلکه یادآور این حقیقت است که در روزگار باستان، «هنرِ» ایرانی در میدان‌های کارزار، شگفتی‌آفرین بوده است.

این دقت نظر، ما را از برداشت‌های سطحی و ایدئولوژیک دور می‌کند و به درکی عمیق‌تر از نسبت «هنر» و «ایرانیت» در این اثر جاودان رهنمون می‌سازد.

با این مقدمه، اکنون می‌توانیم با دیدی بازتر، به واکاوی این نسبت در ابعاد گوناگون حماسه ملی بپردازیم. این نوشتار در شش فصل تدوین شده است تا خواننده را در سفری جامع از چیستی این گنجینه تا پیوندهای ناگسستنی آن با هنرهای گوناگون ایرانی همراهی کند.


فصل اول: شناختنامه حماسه ملی؛ از خاستگاه تا هویت

در این فصل، به پرسش‌های بنیادین درباره این اثر جاودان پاسخ خواهیم داد. این کتاب چیست؟ منبع و مأخذ آن کدام است؟ سراینده توس که بود و چه انگیزه‌ای او را به این کار عظیم واداشت؟ و سرانجام، چرا این دفتر سترگ به «شناسنامه» و «هویت‌نامه» ایرانیان شهرت یافته است؟

1-1. بازشناسی مفهوم حماسه ملی

این اثر بی‌گمان بزرگ‌ترین و گران‌ترین نامهٔ سخن پارسی و حماسهٔ ملی ایران است. این کتاب عظیم، نه یک مجموعه داستان و روایت صرف، که دائرةالمعارف فرهنگ، تاریخ، اسطوره، اخلاق و هنر ایرانی است.

سراینده طوس با سرودن این دفتر، زبانی را که پس از حمله اعراب و در سایهٔ رواج زبان عربی در خطر نابودی و به حاشیه‌رانی بود، دوباره زنده کرد و به آن هویت و اعتباری جاودانه بخشید.

او با بهره‌گیری از نثر منثور ابومنصوری (که آن نیز بر پایهٔ روایات و خداینامه‌های کهنِ دوران ساسانی فراهم آمده بود) و همچنین افسانه‌ها و روایت‌های شفاهی کهن‌سالان و دهقانان، این اثر سترگ را در مدت سی و پنج سال (حدود ۳۷۰ تا ۴۰۵ هجری قمری) به نظم درآورد.

این گنجینه ادبی تنها یک کتاب تاریخی یا حماسی صِرف نیست؛ بلکه آیینه‌ای تمام‌نما از جهان‌بینی، باورها، آرمان‌ها و ارزش‌های ایرانیان در طی قرون متمادی است. از این رو، می‌توان آن را گنجینه‌ای از خرد و هنر و اخلاق ایرانی دانست.

1-2. حکیم توس

حکیم ابوالقاسم فردوسی در سال ۳۲۹ هجری قمری در روستای باژ از توابع طوس خراسان دیده به جهان گشود. او از طبقه «دهقانان» بود، طبقه‌ای که پس از اسلام، حافظ سنن و فرهنگ و تاریخ ایران باستان به شمار می‌رفتند. دهقانان، حلقهٔ اتصال میان ایران پیش و پس از اسلام بودند و فردوسی به عنوان یکی از برجسته‌ترین نمایندگان این طبقه، رسالت خود را در حفظ و احیای فرهنگ نیاکان خویش یافت.

انگیزهٔ او از سرودن این اثر سترگ، صرفاً کسب نام و نان نبود. وی در جای‌جای این دفتر، از بیدادگری‌ها و نابسامانی‌های روزگار خود رنجیده و در آرزوی بازگشت شکوه و آبادانی ایران باستان بوده است. معروف‌ترین بیت او که در رثای سلطان محمود غزنوی (که گویا پاداش چندانی به او نداد) سروده شده، به خوبی بیانگر این اندیشه والاست:

بسی رنج بردم در این سال سی
عجم زنده کردم بدین پارسی

این دو بیت کوتاه، رسالت بزرگ سراینده توس را در یک جمله خلاصه می‌کند: «احیای هویت ایرانی از طریق احیای زبان فارسی».

او با تکیه بر گنجینهٔ غنی زبان پارسی، توانست روح ایرانی را در کالبدی نو بدمد و آن را برای همیشه جاودانه سازد. جایگاه رفیع این شاعر بزرگ در فرهنگ ما تا بدانجاست که خاورشناس نامی، تئودور نولدکه، درباره او می‌گوید: «این کتاب، کتابی است که هیچ ملتی نظیر آن را ندارد».

1-3. حماسه ملی به مثابه هویت‌نامه و تاریخنامه ایران

می‌توان گفت که این دفتر سترگ، مهم‌ترین سند هویت جمعی ایرانیان است. این کتاب تا پایان دوره قاجار، مهم‌ترین منبع شناخت ایرانیان از تاریخ باستان خود بود. نسل‌های متمادی، افتخار و عظمت ایران را در قهرمانی‌های رستم و نبردهای ایرانیان و تورانیان در این گنجینه جستجو می‌کردند و می‌یافتند.

این اثر به ما می‌آموزد که ایران تنها یک جغرافیا نیست، بلکه یک «فرهنگ» و یک «جهان‌بینی» است.

مفاهیمی چون «ایران‌شهر»، «شاه آرمانی»، «داد» (عدالت)، «راستی» و «پهلوانی» در این دفتر صورتبندی و به نسل‌های بعد منتقل شده است. اسطوره‌هایی چون جمشید، فریدون، ایرج، کیخسرو، رستم و سیاوش، هر یک نماد بخشی از این هویت و آرمان‌های ایرانی هستند.

برای نمونه، رستم به عنوان «نماد ملت ایران و روح ایرانی» در برابر تورانیان و اهریمنان، نقشی بی‌بدیل در دستگاه شهریاری ایران دارد و حضور او در داستان‌ها، نشان‌دهندهٔ جایگاه مهم و اثرگذار مردم در اندیشهٔ سیاسی ایران باستان است.

این گنجینه ادبی همچنین با ثبت آداب و رسوم، جشن‌ها (مانند نوروز و سده)، آیین‌های پادشاهی و جنگاوری، باورهای دینی و اخلاقی، به مثابه یک «تاریخنامه» عمل می‌کند و تصویری زنده و پویا از تمدن ایرانی در طی سده‌ها به دست می‌دهد.

از این رو، بی‌اغراق می‌توان گفت که فردوسی دِینی عظیم بر گردن زبان و فرهنگ فارسی دارد؛ دینی که شامل «حفظ واژه‌ها و ساختارهای دستوری فارسی»، «کمک به استواری و قوام یافتگی زبان فارسی»، «حفظ داستان‌های فارسی همراه با اعتلای هنری آنها» و «حفظ گنجینه‌ای از فکر و فرهنگ و رسوم کهن ایرانی» است.


فصل دوم: جهان حماسه؛ سیری در سه گانه اسطوره، حماسه و تاریخ

این اثر سترگ بر اساس روایت تاریخی و اسطوره‌ای خود، به سه دوره یا سه بخش اصلی تقسیم می‌شود: دوره اسطوره‌ای، دوره پهلوانی (حماسی) و دوره تاریخی. هر یک از این دوره‌ها، جهان‌بینی و ارزش‌های خاص خود را دارند.

2-1. دوره اسطوره‌ای: از کیومرث تا فریدون

این بخش از این کتاب، کهن‌ترین و رمزآمیزترین بخش آن است. در اینجا با نخستین پادشاهان و بنیانگذاران تمدن ایرانی روبرو می‌شویم. شخصیت‌ها در این دوره بیشتر نمادین و اسطوره‌ای هستند.

  • کیومرث: نخستین انسان و نخستین پادشاه. او نماد آغاز و بنیان‌گذاری زندگی اجتماعی بر روی زمین است. در دوران او، پوشش و خوراک و آیین پدید می‌آید.

  • هوشنگ: نوه کیومرث و پدیدآورنده آتش. او با کشف آتش، گامی بزرگ در مسیر تمدن برمی‌دارد و جشن سده را به پاس این کشف بزرگ بنیان می‌نهد.

  • تهمورث: پسر هوشنگ، دیوبند و دیوسیر. او دیوان را رام می‌کند و از آنان هنرهای گوناگون مانند نوشتن و بافتن را می‌آموزد.

  • جمشید: برجسته‌ترین پادشاه این دوره. اوست که طبقات اجتماعی را پایه‌گذاری می‌کند و صنایع و هنرها را رونق می‌بخشد. ساخت ابزارآلات جنگی، بافندگی، معماری و پزشکی از جمله کارهای اوست. اما جمشید دچار غرور می‌شود و خود را خالق جهان می‌خوانَد و بدین سبب، فرّه ایزدی از او جدا می‌شود و ضحاک بر او چیره می‌گردد.

  • ضحاک: پادشاهی اهریمنی که بر ایران چیره می‌شود و هزاران سال فرمانروایی می‌کند. او بر دوش خود دو مار دارد که هر روز از مغز جوانان ایران تغذیه می‌کنند. داستان ضحاک نماد چیرگی ظلم و بیداد بر جامعه است.

  • فریدون و کاوه آهنگر: قیام کاوه آهنگر علیه ضحاک، یکی از درخشان‌ترین نمادهای ایستادگی مردم در برابر ظلم در تاریخ و فرهنگ ایران است. کاوه با برافراشتن درفش خود (درفش کاویانی)، فریدون را به پادشاهی برمی‌گزینند و ضحاک را در کوه دماوند به بند می‌کشد. فریدون نماد دادگری و پیروزی خیر بر شر است. او جهان را میان سه پسرش سلم، تور و ایرج تقسیم می‌کند که خود سرآغاز کشمکش‌های خونین ایرانیان و تورانیان می‌شود.

2-2. دوره پهلوانی (حماسی): از منوچهر تا رستم و اسفندیار

این بخش، بلندترین و پرشورترین بخش این گنجینه ادبی است. در اینجا، با ظهور پهلوانان بزرگ و شکل‌گیری حماسه‌های بی‌بدیل روبرو هستیم. قهرمان محوری این دوره، بی‌گمان رستم دستان، پهلوان سیستان است.

  • زال و رودابه: داستان عشق زال سپیدموی (پسر سام نریمان) و رودابه دختر مهراب کابلی، یکی از زیباترین و شورانگیزترین داستان‌های عاشقانه این دفتر است. این داستان پیوند دو خاندان بزرگ و مقدّمه تولد رستم است.

  • هفت‌خوان رستم: رستم برای رهایی کیکاووس که به دست دیوان مازندران اسیر شده است، راهی سفری پرخطر می‌شود و در هفت مرحله (خوان) با نیروهای اهریمنی، اژدها، دیو و جادوگران مبارزه می‌کند و بر همه آنان پیروز می‌شود. این سفر، نماد سیر و سلوک معنوی و مبارزه با نفس اماره نیز تلقی می‌شود.

  • رستم و سهراب: غم‌انگیزترین و تراژیک‌ترین داستان حماسه ملی. رستم در نبرد با سپاه توران، ندانسته با پهلوانی جوان روبرو می‌شود که او را به مبارزه می‌طلبد. پس از نبردی سهمگین، رستم او را بر زمین می‌زند و در لحظه مرگ، درمی‌یابد که این جوان، سهراب، فرزند دلبند خود اوست. این داستان، روایت غرور، سرنوشت و اندوهی بی‌پایان است.

  • سیاوش: سیاوش، شاهزاده‌ای پاک‌طینت و نماد بی‌گناهی و مظلومیت است. او که از تهمت ناپدری‌اش سودابه به تنگ آمده، به توران می‌گریزد و در آنجا به دست گرسیوز و به فرمان افراسیاب به ناحق کشته می‌شود. خون سیاوش، در فرهنگ ایران نماد مظلومیت و بی‌عدالتی است و آیین سوگواری برای او (چون سیاوشان) ریشه در باورهای کهن ایرانی دارد.

  • نبرد بزرگ کیخسرو و افراسیاب: کیخسرو، فرزند سیاوش، برای انتقام خون پدر، پس از سال‌ها جنگ و کوشش سرانجام به دستور او، گودرز، گیو، بیژن و دیگر پهلوانان، افراسیاب را شکست داده و او را می‌کشند. این بخش، اوج نبرد خیر و شر و پیروزی نهایی خیر در این دفتر است.

  • رستم و اسفندیار: یکی دیگر از تراژدی‌های بزرگ این اثر جاودان. اسفندیار، ولیعهد و پهلوان رویین‌تن ایران، به فرمان پدرش گشتاسپ، مأمور می‌شود تا رستم را به بند کشیده و به دربار آورد. رستم که نمی‌خواهد با پهلوانی ایرانی بجنگد، اما چاره‌ای نمی‌یابد. این نبرد، نه فقط نبرد دو پهلوان، که نبرد دو جهان‌بینی و دو اخلاق متفاوت است. رستم با یاری سیمرغ و زدن تیری به چشم اسفندیار (تنها نقطه آسیب‌پذیر او) بر وی پیروز می‌شود و این پیروزی، با مرگ اسفندیار، برگی دیگر از دفتر اندوه ایران را ورق می‌زند.

2-3. دوره تاریخی: از بهمن تا یزدگرد سوم

این بخش از این کتاب، به تاریخ ایران از پادشاهی بهمن (فرزند اسفندیار) تا حمله اعراب و مرگ یزدگرد سوم می‌پردازد.

شخصیت‌ها در این بخش، شخصیت‌های تاریخی‌اند و داستان‌ها کمتر رنگ و بوی اسطوره‌ای دارند. با این حال، سراینده توس همچنان با نگاه حماسی خود به روایت این دوره می‌پردازد.

از جمله بخش‌های مهم این دوره، می‌توان به پادشاهی اردشیر بابکان (بنیانگذار سلسله ساسانی)، کارنامه خسرو انوشیروان (دادگر) و داستان عشق و خونریزی خسرو پرویز و شیرین و همچنین شورش بهرام چوبین اشاره کرد.

پایان این دوره و پایان این دفتر سترگ، با حمله اعراب و فروپاشی ساسانیان، بسیار تأثرانگیز و دردناک است و فردوسی با نغمه‌های حسرت‌بار خود، از فروپاشی شکوه ایران باستان سوگواری می‌کند.


فصل سوم: اندیشه و اخلاق در حماسه ملی؛ خرد، داد و راستی

شاهنامه

این گنجینه ادبی تنها روایت دلاوری‌ها و نبردها نیست، بلکه آموزه‌های اخلاقی و اندرزهای فراوانی در آن نهفته است. محور اصلی اندیشه سراینده توس را می‌توان در سه مفهوم «خرد»، «داد» و «راستی» خلاصه کرد.

3-1. ستایش خرد

این کتاب با ستایش خرد آغاز می‌شود و این، نشان‌دهندهٔ اهمیت بنیادین خرد در جهان‌بینی فردوسی است. دیباچه این اثر با این ابیات مشهور شروع می‌شود:

به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه بر نگذرد
خداوند نام و خداوند جای
خداوند روزی‌ده رهنمای
خرد رهنمای و خرد دلگشای
خرد دست گیرد به هر دو سرای

فردوسی خرد را «رهنمای» و «دلگشای» و بهترین چیزی می‌داند که خداوند به انسان ارزانی داشته است. او خرد را مایه زیستن و جاودانگی انسان می‌شمارد و بی‌خردی را مساوی با مرگ و نیستی. این ستایش خرد، در تمام طول این دفتر ادامه دارد.

پادشاهان خردمند (مانند فریدون، کیخسرو و انوشیروان) در کارها با مشورت خردمندان و موبدان پیش می‌روند و از تندخویی و شتاب‌زدگی پرهیز می‌کنند. در مقابل، پادشاهان ناخردمند (مانند ضحاک و کیکاووس) سرنوشتی جز تباهی و نابودی ندارند.

3-2. داد و بی‌داد

«داد» (عدالت) یکی دیگر از ارکان اساسی اندیشه سیاسی و اخلاقی فردوسی است.

در جهان‌بینی ایرانی باستان، شاه باید «دادگر» باشد تا فرّه ایزدی او را همراهی کند. داد، یعنی رعایت حقوق همه گروه‌های اجتماعی، پرهیز از ستم و بیداد، و ایجاد امنیت و آرامش برای مردم. پادشاهانی چون فریدون، منوچهر، کیخسرو و انوشیروان در این اثر به دادگری مشهورند.

در مقابل، «بیداد» (ستم) نیرویی اهریمنی است که تباهی و نابودی را به همراه دارد. ضحاک (ماردوش) نماد کامل بیداد است.

کاوه آهنگر با فریاد دادخواهی خود علیه او قیام می‌کند و سرانجام بیداد ضحاک به پایان می‌رسد. فردوسی در داستان پادشاهی اسکندر نیز به واکاوی دو خصلت «آز» (آزمندی) و میانه‌روی می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه آزمندی و میل به کشورگشایی در اسکندر، نتیجه‌ای جز رنج و تباهی ندارد.

3-3. راستی و دروغ

راستی و دروغ، دو نیروی متضاد خیر و شر در این گنجینه ادبی هستند. پهلوانان و شاهان نیک، همواره با «راستی» و «رای» (عقل و اندیشه) همراهند.

رستم نماد «عهد و پیمان» و «راستی» است. او حتی با دشمن خود نیز به عهد خود وفا می‌کند. در مقابل، دروغ و نیرنگ از صفات اهریمنی و تورانیان است. افراسیاب نماد دروغ و پیمان‌شکنی است.

کشته شدن سیاوش به دست افراسیاب، نتیجه دروغ و نیرنگ گرسیوز و خود افراسیاب است. این تقابل میان راستی و دروغ، یکی از مهم‌ترین بن‌مایه‌های داستان‌های این دفتر است.

3-4. آموزه‌های اخلاقی در لابه‌لای داستان‌ها

علاوه بر این سه مفهوم کلیدی، این اثر سترگ مملو از آموزه‌های اخلاقی دیگر است: پندگرفتن از پیری و تجربه (زال و موبدان)، احترام به والدین (رستم و زال)، وفای به عهد، شجاعت و دلیری، میهن‌پرستی، بخشندگی، نکوهش آز و حرص، یاد مرگ کردن و… . این آموزه‌ها در قالب داستان‌ها و گفتگوهای شخصیت‌ها به مخاطب منتقل می‌شود و این کتاب را به یک کتاب تعلیمی ارزشمند تبدیل کرده است.

برای نمونه، در داستان پادشاهی کیخسرو، تأکید بر مشورت با پهلوانان و خردمندان و پرهیز از خودرأیی، یک درس بزرگ اخلاقی و سیاسی است.


فصل چهارم: پیوند حماسه ملی با هنرهای ایرانی

این فصل، قلب بحث ماست. در اینجا نشان خواهیم داد که چگونه این دفتر سترگ نه تنها خود یک اثر هنری والاست، بلکه منبع الهام و الگویی بی‌بدیل برای سایر هنرهای ایرانی بوده است.

از خوشنویسی و نقاشی تا موسیقی و نمایش، همه و همه از این گنجینه عظیم بهره برده‌اند و در عین حال، در ماندگاری و ترویج آن نقش داشته‌اند.

4-1. هنر خوشنویسی و کتابت حماسه ملی

این کتاب به عنوان یک اثر ارزشمند، از دیرباز مورد توجه خوشنویسان و نسّاخان (نسخه‌نویسان) بوده است.

پیش از رواج صنعت چاپ، نسّاخان حرفه‌ای با خط خود از آثار مهم فرهنگی از جمله این دفتر نسخه‌برداری می‌کردند و آنها را به نسل‌های بعد منتقل می‌ساختند.

اما کتابت کامل این اثر با خط درجه یک هنری، به دلیل حجم بالای آن (حدود ۵۰,۰۰۰ بیت در برخی نسخه‌ها)، کاری بسیار دشوار و کم‌تکرار بوده است.

با این حال، در طول تاریخ، شاهد خلق نسخه‌های نفیس و بی‌نظیری از این کتاب بوده‌ایم که در آنها هنر خوشنویسی و نقاشی (نگارگری) در هم آمیخته و آثاری شگرف پدید آورده است.

  • نسخه‌های مصور (نگارگری): برجسته‌ترین نمونه‌های پیوند این گنجینه و هنر نقاشی، نسخه‌های مصوری هستند که به سفارش پادشاهان و امرای بزرگ در کارگاه‌های سلطنتی (کتابخانه‌ها) فراهم می‌شدند.

  • در این نسخه‌ها، بهترین خوشنویسان و برجسته‌ترین نگارگران گرد هم می‌آمدند تا نسخه‌ای بی‌نظیر خلق کنند. مشهورترین آنها شاهنامه شاه‌طهماسبی (یا شاهنامه هوتون) است که در دوره صفوی و به سفارش شاه طهماسب اول تهیه شد.

  • این نسخه شامل ۲۵۸ مجلس (نگاره) از برجسته‌ترین نگارگران آن عصر چون سلطان‌محمد، آقامیرک و میرزا علی است. ۱۱۸ برگ از این نسخه نفیس در سال ۱۳۷۴ به ایران بازگردانده شد و اکنون در موزه هنرهای معاصر تهران نگهداری می‌شود.

  • نسخه‌های خوشنویسی شده در دوره معاصر: در سده اخیر نیز هنرمندان خوشنویسی به کتابت کامل این اثر اقدام کرده‌اند.

  • از جمله می‌توان به شاهنامه امیربهادر به خط میرزا زین‌العابدین (عمادالکتاب) اشاره کرد که به صورت چاپ سنگی منتشر شد. همچنین استادان معاصری چون رسول مرادی (فرزند توس) و فریبا مقصودی و استاد سجادی و استاد نژادفرد لرستانی نیز کل این کتاب را با خط نستعلیق خوشنویسی کرده‌اند.

  • استاد مرادی در گفتگویی درباره انگیزه خود از این کار بزرگ می‌گوید: «من که فرزند سرزمین توس هستم، سالها بود آرزوی نوشتن این کتاب را داشتم… معتقدم این اثر فردوسی اهمیت بسیار زیادی در ادبیات ما دارد.

  • چون اگر فردوسی نبود حافظ و مولانا را هم نداشتیم و این به دلیل نقش فردوسی در احیای زبان فارسی است». او این کار را طی چهار سال و با مشورت فردوسی‌پژوه برجسته، دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن، به انجام رساند.

4-2. موسیقی در حماسه ملی

جایگاه موسیقی در این اثر سترگ بسیار برجسته و والاست. سراینده توس از ابتدا تا انتهای این دفتر، بارها و بارها به موسیقی، رامشگران، سازها و نغمه‌ها اشاره می‌کند.

این اشارات نشان می‌دهد که موسیقی در ایران باستان نقشی حیاتی در زندگی اجتماعی، آیین‌های درباری، جشن‌ها و حتی میدان‌های نبرد داشته است.

  • رامشگران و جایگاه اجتماعی آنان: فردوسی بارها از «رامشگران» یا «خوشنوازان» یاد می‌کند که در جشن‌ها و بزم‌های درباری، با نواختن ساز و سرودن اشعار، شادی را به مجلس می‌آوردند. برای نمونه، در آغاز پادشاهی جمشید می‌خوانیم:

جهان انجمن شد بر آن تخت او
شگفتی فرو مانده از بخت او
به جمشید بر گوهر افشاندند
مر آن روز را روز نو خواندند
سر سال نو هرمز فرودین
بر آسوده از رنج روی زمین
بزرگان به شادی بیاراستند
می و جام و رامشگران خواستند

  • سازها در این دفتر: فردوسی نام سازهای گوناگونی را در این کتاب ذکر کرده است، از جمله: بربط (عود)، رود (ساز زهی)، چنگ، نای، کوس (طبل بزرگ)، تبیره (نوعی طبل) و… . در داستان خسرو پرویز و شیرین، خسرو برای خوشامد شیرین، دو هزار رامشگر را همراه با خود به شکار می‌برد. در داستان کیکاووس و لشکرکشی به مازندران، رامشگری با بربط خود برای شاه می‌نوازد و سرودی در وصف مازندران می‌خواند.

  • سرود و نغمه‌پردازی: واژه «سرود» نیز بارها در این اثر به کار رفته است. سرود در اینجا به معنای شعر یا آوازی است که با موسیقی همراه بوده است. خواندن سرودهای ملی و میهنی در جشن‌ها و میدان‌های نبرد، روحیه جمعی را تقویت می‌کرده است.

4-3. نمایش و آیین‌های نمایشی

این گنجینه ادبی همواره با فرهنگ نمایشی ایرانیان عجین بوده است. دو آیین مهم که ریشه در این دفتر دارند و تا امروز نیز ادامه یافته‌اند، عبارتند از شاهنامه‌خوانی (نقالی) و ورزش باستانی (آیین پهلوانی در زورخانه).

  • شاهنامه‌خوانی (نقالی): نقالی یکی از کهن‌ترین و اصیل‌ترین اشکال نمایش در ایران است. نقال، راوی داستان‌های این کتاب است که با استفاده از لحن، حرکت، اشاره و گاه ابزاری ساده مانند پرده (پرده‌خوانی) یا گرز، شنوندگان را به سفری شگفت‌انگیز در دنیای حماسی این اثر می‌برد.

  • نقالان نه تنها روایت‌گر، بلکه حافظان و مفسران این دفتر نیز بوده‌اند. آنها با بیان دلاوری‌های رستم و دیگر پهلوانان، روحیه سلحشوری و میهن‌پرستی را در مردم زنده نگه می‌داشتند.

  • نقالی از دیرباز در قهوه‌خانه‌ها، میدان‌ها و محافل عمومی اجرا می‌شده و نقشی کلیدی در انتقال فرهنگ شفاهی این گنجینه به مردم عادی داشته است. انجمن‌های فردوسی‌پژوهی و دوستداران این اثر در سراسر ایران، امروزه نیز این سنت را زنده نگه داشته و نشست‌های هفتگی برگزار می‌کنند.

  • ورزش باستانی (زورخانه‌ای): ورزش باستانی یا پهلوانی ایران، آیینی است که ریشه در فرهنگ جوانمردی و پهلوانی ایران باستان دارد. حرکات ورزشی در زورخانه، با آواز مرشد و نوای ضرب (تنبک) همراه است و مرشد معمولاً اشعار حماسی این کتاب، به ویژه داستان‌های رستم را می‌خواند.

  • این آیین، پیوندی عمیق میان ورزش، اخلاق و حماسه برقرار می‌کند. ورزشکاران با الهام از پهلوانان این دفتر، خود را به جوانمردی، راستی و فروتنی می‌خوانند. نام‌هایی چون «پهلوان»، «جهان‌پهلوان» و «رستم» در فرهنگ زورخانه‌ای، نمادی از این پیوند است.

  • درواقع، زورخانه معبدی است برای پرورش «تن» و «روان» با الهام از اثر جاودان فردوسی.

4-4. معماری و نمادها

تأثیر این گنجینه بر معماری ایران، بیشتر در قالب نمادها و نقوشی است که از این کتاب الهام گرفته و در بناهای مختلف به کار رفته است.

  • نقش برجسته‌ها و کتیبه‌ها: در برخی از بناهای تاریخی، به ویژه در دوره‌های اسلامی، صحنه‌هایی از داستان‌های این کتاب بر روی کاشی‌ها، گچ‌بری‌ها یا دیوارنگاره‌ها نقش بسته است. نبرد رستم با دیوان، صحنه‌های شکار پادشاهان، و مجالس بزم از جمله مضامین رایج بوده است.

  • تندیس‌ها و نمادها: در دوران معاصر، ساخت تندیس‌هایی از پهلوانان این اثر در میدان‌ها و فضاهای شهری رواج یافته است.

  • برای نمونه، در یکی از میدان‌های تهران قدیم (میدان باغ شاه) تندیسی از یک پهلوان (نماد علم) وجود داشت که نیزه‌ای را در دهان هیولایی (نماد جهل) فرو کرده بود و آن میدان «علم و جهل» نامیده می‌شد.

  • این تندیس، اگرچه مستقیماً از داستان خاصی گرفته نشده بود، اما نمادی از غلبه خرد و دانش (که پهلوان نماد آن است) بر جهل و نادانی بود؛ همان مفهومی که در سراسر این دفتر جاری است.

  • تزئینات وابسته به معماری: نقوش اسلیمی و ختایی که در تزئینات معماری ایرانی (کاشی‌کاری، گچ‌بری، آجرکاری) به کار می‌رود، گاه با الهام از موجودات افسانه‌ای این کتاب مانند سیمرغ، اژدها و دیو شکل گرفته است.

  • سیمرغ، پرنده افسانه‌ای و خردمند، که بر بلندای کوه قاف می‌نشیند و رستم را در دشواری‌ها یاری می‌دهد، به نمادی از دانش، شفابخشی و قدرت فرازمینی تبدیل شده و در هنرهای تجسمی و معماری ایران حضوری چشمگیر دارد.


فصل پنجم: هنر در آیینه داستان‌های حماسه ملی

شاهنامه

در این فصل، با نگاهی دقیق‌تر به متن این اثر سترگ، بازتاب مستقیم «هنر» و «هنرمندان» را در روایت‌های آن جستجو می‌کنیم. این بخش، نشان می‌دهد که فردوسی چگونه به مثابه یک تاریخ‌نگار هنر، از جایگاه هنر و هنرمند در جامعه ایران باستان پرده برداشته است.

5-1. هنرِ پهلوانی و رزم‌آوری

چنانکه در بیت مشهور «هنر نیز ز ایرانیان است و بس» دیدیم، یکی از مهم‌ترین معانی «هنر» در این گنجینه، همانا توانمندی‌های رزمی و پهلوانی است. در جهان‌بینی حماسی، پهلوان کسی است که در هنرهای رزمی (تیراندازی، گرزگرفتن، اسب‌سواری، شمشیرزنی و کشتی) سرآمد باشد. این هنرها نه برای کشتار، که برای دفاع از ایران و دادگری به کار می‌روند. رستم، اسفندیار، گیو، گودرز و بیژن هر یک در این هنرها بی‌نظیرند. فردوسی هنگام توصیف پهلوانان، پیوسته بر مهارت‌های رزمی آنان تأکید می‌کند و این مهارت‌ها را به مثابه «هنر» می‌ستاید.

برای نمونه، هنگامی که رستم برای دیدار کیخسرو به درگاه او می‌آید، سراینده توس با ستایش از هنرهای او، جایگاهش را در دستگاه شهریاری یادآوری می‌کند. همچنین در نبرد رستم و اسفندیار، هنرنمایی‌های دو پهلوان در تیراندازی و نیزه‌زنی، اوج هنر رزمی ایران باستان را به تصویر می‌کشد.

5-2. هنرِ شکار

شکار در ایران باستان تنها یک تفنن نبود، بلکه نوعی تمرین رزمی و نمایش قدرت و هنر پادشاهان و پهلوانان به شمار می‌رفت. بهرام گور، پادشاه مشهور ساسانی، در این دفتر به عنوان یک شکارچی بی‌نظیر معرفی شده است. داستان‌های متعددی درباره شکارهای او در این کتاب وجود دارد. او چنان در شکار گورخر (که نامش از همین واژه گرفته شده) مهارت داشت که ضرب‌المثل شده بود. در داستان بهرام گور که پیشتر به آن اشاره کردیم، کشتن کرگ و اژدها توسط او نیز نوعی شکار قهرمانانه است که نشان‌دهنده اوج هنر و توانمندی اوست.

5-3. هنرِ موسیقی و نغمه‌سرایی

چنانکه در فصل پیشین به تفصیل بیان شد، فردوسی در داستان‌های مختلف، از موسیقی و رامشگران یاد کرده است. در اینجا می‌توان به چند نمونه خاص اشاره کرد:

  • باربد و نکیسا: مشهورترین موسیقی‌دانان دربار خسرو پرویز، باربد و نکیسا بودند. هرچند نام آنها در این کتاب نیامده است (اما در منابع تاریخی و ادبی دیگر بسیار مشهورند)، اما فردوسی در داستان خسروپرویز و شیرین، بارها به موسیقی و رامشگران اشاره می‌کند و فضای پرشور موسیقایی دربار ساسانی را به تصویر می‌کشد.

  • سرود ملی: در داستان کیکاووس، رامشگر مازندرانی با بربط خود برای شاه می‌نوازد و «سرود» می‌خوانَد. این سرودها، گاه در وصف شهر و دیار خود (مانند سرود «مازندران شهر ما یاد باد») و گاه در ستایش پادشاه بوده است. این نشان می‌دهد که موسیقی و شعر، ابزاری برای ابراز عشق به میهن و وفاداری به فرمانروا نیز بوده است.

5-4. هنرِ بزم‌آرایی و مهمانی‌داری

در کنار رزم، «بزم» نیز جایگاه ویژه‌ای در این گنجینه ادبی دارد. پادشاهان و بزرگان ایرانی، جشن‌های باشکوهی برپا می‌کردند که در آنها هنرهای گوناگون جلوه‌گر می‌شد. تالارهای پذیرایی با فرش‌های گرانبها، پرده‌های دیبا، گلاب‌پاشی، نواختن موسیقی، خواندن اشعار، و نقالی، همه و همه اجزای این هنر بزم‌آرایی بودند. نمونه کامل این جشن‌ها، جشن ازدواج زال و رودابه یا جشن‌های تاج‌گذاری پادشاهان است. در داستان پادشاهی کیخسرو، پس از رسیدن او به تخت، جهان سراسر آباد و پر از شادی می‌شود و جشن‌ها و بزم‌ها برپا می‌گردد.

5-5. هنرِ سخن‌وری و داستان‌پردازی

خود فردوسی، بزرگ‌ترین هنرمندی است که در این دفتر ظهور کرده است. هنر سخن‌وری و داستان‌پردازی او، چنان والاست که قرن‌هاست خوانندگان را مسحور خود کرده است. او نه تنها یک شاعر، که یک داستان‌پرداز و روایت‌گر بی‌نظیر است. شگردهای داستان‌پردازی او (توصیف، شخصیت‌پردازی، گفتگوپردازی، صحنه‌آرایی، ایجاد تعلیق و…) از جمله مهم‌ترین دستاوردهای هنری این اثر است. گفتگوهای او در داستان‌هایی چون رستم و سهراب، سیاوش، و بیژن و منیژه، چنان استادانه و روان است که گویی مخاطب در برابر نمایشی زنده قرار گرفته است. تحلیل این گفتگوها از منظر علم معنی‌شناسی و منظورشناسی، نشان‌دهنده لایه‌های پنهان معنا و عمق هنر فردوسی است.


فصل ششم: حمایت از خانه هنر ایرانیان؛ پاسداشت میراث فردوسی

خانه هنر ایرانیان، به عنوان نهادی که خود را متعهد به پاسداشت و ترویج هنرهای اصیل ایرانی می‌داند، می‌تواند نقشی کلیدی در زنده نگه داشتن میراث فردوسی و پیوند آن با هنرهای معاصر ایفا کند. این پیوند، نه یک امر تزئینی، که یک ضرورت فرهنگی برای بازتعریف هویت ایرانی در جهان مدرن است.

6-1. گنجینه فردوسی؛ منبع بی‌پایان الهام برای هنرمندان معاصر

این اثر جاودان، گنجینه‌ای پایان‌ناپذیر از مضامین، شخصیت‌ها، نمادها و مفاهیم است که می‌تواند الهام‌بخش هنرمندان معاصر در عرصه‌های گوناگون باشد.

  • هنرهای تجسمی: نقاشان، مجسمه‌سازان، گرافیست‌ها و عکاسان می‌توانند با نگاهی نو و با بهره‌گیری از تکنیک‌های مدرن، به بازآفرینی داستان‌ها و شخصیت‌های این دفتر بپردازند. برگزاری نمایشگاه‌های هنری با موضوع این کتاب، فرصتی برای نمایش این خلاقیت‌ها و ارتباط مخاطب امروز با دنیای حماسی فردوسی است.

  • موسیقی: آهنگسازان و نوازندگان می‌توانند با الهام از فضای موسیقایی این گنجینه و با استفاده از سازهای ایرانی، آثاری خلق کنند که روایت‌گر داستان‌های آن باشد. ساخت اپراهای ایرانی بر اساس داستان‌های این دفتر (مانند رستم و سهراب) یا آلبوم‌های موسیقی با اشعار فردوسی، نمونه‌هایی از این دست است.

  • تئاتر و سینما: نمایشنامه‌نویسان و کارگردانان تئاتر و سینما می‌توانند با اقتباس از داستان‌های پرکشش و دراماتیک این اثر، آثاری جذاب و ماندگار خلق کنند. داستان‌هایی چون رستم و سهراب، سیاوش، بیژن و منیژه و رستم و اسفندیار، پتانسیل بالایی برای تولید فیلم‌ها و تئاترهای فاخر دارند.

  • هنرهای دیجیتال: انیمیشن، بازی‌های رایانه‌ای و هنرهای دیجیتال نیز عرصه‌های جدیدی هستند که می‌توانند از ظرفیت‌های بی‌نظیر این گنجینه بهره ببرند و آن را به نسل جوان و مخاطبان جهانی معرفی کنند.

6-2. پیشنهادهایی برای خانه هنر ایرانیان

خانه هنر ایرانیان می‌تواند با برنامه‌ریزی و اجرای فعالیت‌های زیر، به تحقق این پیوند کمک کند:

  1. برگزاری دوره‌های آموزشی و کارگاه‌های تخصصی: با موضوع «شناخت حماسه ملی» برای هنرمندان و علاقه‌مندان، تا آنان با لایه‌های عمیق‌تر این اثر و ظرفیت‌های هنری آن آشنا شوند.

  2. تشکیل کارگروه‌های هنری چندرشته‌ای: متشکل از فردوسی‌پژوهان، نویسندگان، کارگردانان، موسیقی‌دانان و هنرمندان تجسمی، برای خلق آثار جدید با الهام از این گنجینه. برای نمونه، یک کارگروه می‌تواند بر روی تولید یک تئاتر موزیکال از داستان «زال و رودابه» کار کند.

  3. برپایی رویدادها و جشنواره‌های سالانه: مانند «جشنواره هنرهای تجسمی حماسه ملی»، «جشنواره تئاتر و نمایش‌های آیینی این دفتر»، یا «همایش موسیقی و فردوسی»، تا هنرمندان آثار خود را ارائه داده و از یکدیگر بیاموزند.

  4. حمایت از پایان‌نامه‌ها و پژوهش‌های هنری: با موضوع این اثر و پیوند آن با هنرهای گوناگون، و تشویق دانشجویان و پژوهشگران به کار در این حوزه.

  5. ایجاد کتابخانه تخصصی و آرشیو دیجیتال: از نسخه‌های خطی این کتاب، نسخه‌های مصور، آثار هنری مرتبط با آن و منابع پژوهشی، تا در دسترس هنرمندان و پژوهشگران قرار گیرد.

  6. برگزاری شب‌های نقالی و پرده‌خوانی: به صورت منظم و با حضور استادان برجسته این فن، و دعوت از عموم مردم برای آشنایی با این هنر اصیل نمایشی.

  7. تولید محتوای چندرسانه‌ای: از جمله پادکست‌ها، فیلم‌های کوتاه و اینفوگرافی‌هایی که با زبانی ساده و جذاب، داستان‌ها و مفاهیم این گنجینه را برای مخاطبان امروزی (به ویژه نسل جوان و نوجوان) روایت می‌کنند.


نتیجه‌گیری: جاودانگی هنر ایرانی در پرتو حماسه فردوسی

در پایان این سفر درازدامن در جهان بی‌کران این گنجینه ادبی، بار دیگر به همان بیت نخستین بازمی‌گردیم: «هنر نزد ایرانیان است و بس». اما این بار با درکی متفاوت و عمیق‌تر. هنرِ ایرانی، در اثر جاودان فردوسی به معنای راستین و کامل خود جلوه‌گر شده است؛ هنری که هم در میدان رزم و هم در عرصه بزم، هم در اندیشه و هم در اخلاق، هم در خوشنویسی و هم در موسیقی، هم در نمایش و هم در معماری، حضوری زنده و پویا دارد.

این دفتر سترگ، نه فقط یک کتاب، که خود یک «خانه هنر» عظیم و جاودان است؛ خانه‌ای که در آن خرد، داد، راستی، شجاعت، عشق، اندوه، حماسه و زیبایی در کنار یکدیگر گرد آمده‌اند و قرن‌هاست که به ایرانیان و جهانیان درس زندگی و انسانیت می‌آموزند. خانه هنر ایرانیان، با پاسداشت این میراث عظیم و پیوند آن با هنرهای معاصر، می‌تواند چراغ این خانه را همچنان فروزان نگه دارد و ثابت کند که هنر ایرانی، از دیروز تا امروز و تا همیشه، زنده و پاینده است. چنانکه خود حکیم توس فرمود:

منم گفت: نمیرم که من زنده‌ام
که تخم سخن را پراکنده‌ام

و راستی که فردوسی با سرودن این اثر، نه تنها خود جاودانه شد، که هنر و فرهنگ ایرانی را نیز برای همیشه زنده و پاینده ساخت. بر ماست که قدردان این میراث باشیم و در راه پاسداشت و ترویج آن بکوشیم.

اگر شما هم هنرمند هستید، جای شما در خانه هنر ایرانیان خالی‌ست.
با عضویت در سامانه خانه هنر ایرانیان، از خدمات تخصصی، حمایت‌های صنفی، اطلاع‌رسانی رویدادها، تسهیلات ویژه هنرمندان و همراهی یک مجموعه حرفه‌ای بهره‌مند شوید.

📌 برای ثبت‌نام و دریافت عضویت رسمی، همین حالا به سامانه عضویت خانه هنر ایرانیان مراجعه کنید و به خانواده بزرگ هنر بپیوندید.

برچسب ها :
نظرات

نوشته مشابه

پشتیانی خانه هنر